تبليغاتX
ایران آزاد
انتشار نامه مورخ 22 تیر 1387 اینجانب به دبیرکل سازمان ملل متحد، یک باردیگر به بحث دیر آشنای چه باید کرد دامن زد. جای بسی خوشوقتی است که این نامه مورد توجه هموطنانم قرارگرفته و به دیالوگ سازنده بین ایرانیان کمک کرده است. به سهم خود، نقدها، تذکرات، ایرادات و توصیه های دوستان را به دیده منت نگریسته و با تمام وجود از بذل توجه دوستان سپاسگزارم.

تعدادی از دوستان ایراد گرفته اند که دبیرکل، فاقد قدرت اجرایی برای ترغیب و تشویق یا تسلیم ایران به پذیرش رعایت حقوق بشر می باشد و دبیرکل فرصت خواندن نامه را ندارد و مخاطب قراردادن او گزینه مناسبی نمی باشد. من به اظهار نظر و توجه دوستان به مشکلات اجرایی درخواستم از دبیرکل کاملاً احترام می گذارم. با این وجود بر این باورم که در یک حرکت مدنی مسالمت آمیز بار اصلی مسئولیت و حرکت به دوش مردم آن کشور است. توسل به همه امکانات موجود به لحاظ تاکتیکی و فراهم کردن زمینه حرکت و تسریع آن یک ضرورت است. دبیرکل سازمان ملل به لحاظ ساختاری از قدرت زیادی برخوردار نیست با این حال او در تمامی جلسات مجمع عمومی و شورای امنیت حضور دارد و می تواند نظر شورای امنیت را به هر موضوع که مرتبط با صلح امنیت بین المللی است جلب کند. دبیرکل به سران کشورها و نمایندگی آنها در سازمان ملل دسترسی دارد و می تواند به عنوان یک شخصیت بین المللی برای پیشبرد صلح و امنیت بین المللی تلاش کند و از هر ابتکاری در این مسیر سود ببرد. به هر کشوری به طور رسمی و غیررسمی مسافرت نموده، به عنوان میانجی عمل کند. تشکیل انجمن دوستداران برمه و اعمال فشار بر نظامیان برمه یکی از ابتکارات بسیار سودمند و سازنده دبیرکل سازمان ملل متحد می‌باشد.

هدف اصلی من از مراجعه به دبیرکل، استفاده از یک امکان بین المللی برای نشان دادن اهمیت رعایت استانداردها و موازین حقوق بشر در ایران بود. و همانطوری که در آن نامه آمده است، من با واسطه، دبیرکل، افکار عمومی، وجدانهای بیدار، نهادهای مدنی بین المللی و سران کشورها را مخاطب قرارداده‌ام و فراتر از این ها، من به بهانه این نامه میخواستم امکانات هموطنانم در سراسر دنیا را فعال نموده و تحرکی در صف یاران ایجاد کنم. از این رو، دبیرکل را وسیله ای برای اتصال ابتکارات و امکانات هموطنانم قراردادم.

موفقیت این راه بستگی به همت و همراهی هموطنانم دارد. اگر هموطنان عزیزم به عنوان یک حرکت مدنی در حد امکانات و ابتکارات خود علاوه بر ارسال هزاران نامه، ایمیل و فاکس به دبیرکل، به سازماندهی کارهای گروهی برای حمایت از رعایت حقوق بشر و اعتراض فعال به نقض آن در ایران همت بگمارند، مسلماً نتایج دلگرم کننده ای بدست خواهیم آورد.

دوستان، من به هیچ معجزه ای در این مسیر اعتقاد ندارم و با تمام وجود معتقد هستم که هزینه ایجاد تغییرات و استقرار حاکمیت ملی، دموکراسی و صلح پایدار در کشور را باید تک تک ایرانیان بپردازند. مسئولیت گریزی و کم تحرکی هر ایرانی، پروسه رسیدن به دموکراسی را کند و کار دیگران را سخت خواهد کرد. هیچ ملتی بدون پرداخت هزینه لازم از سد مشکلات و موانع عبور نکرده است.
ما باید مکمل و مشوق یکدیگر در حرکت های مدنی باشیم و برای تقویت نهادهای مدنی و کاهش هزینه فعالیت های اعتراضی در ایران تلاش کرده و سهم خود را بپردازیم.

یکی از ایراداتی که به درستی در رابطه با انتشار این نامه به من داده شده است ، عدم هماهنگی با جریان های سیاسی داخل کشور است ، ضمن پذیرش این ایرادها و تلاش برای رفع آن در فعالیت های مدنی خود متذکر می گردم که تجربه من در گذشته و به خصوص در مسائل دعوت به تشکیل کنگره ملی که جلسات زیادی تشکیل داده و شخصاً به افراد شاخص اپوزیسون مراجعه نمودم ، حکایت از مشکلات زیاد بر سر راه انجام کار گروهی وجود دارد که با خواست بعضی از افراد همسوئی ندارد.
با این وجود من تا آنجا که ممکن بود مشورت های لازم را انجام دادم و از طرف دیگر با توجه به توافق عمومی در خصوص حمایت از حقوق بشر، برداشت من این بوده است که مخالفت جدی با انجام این امر وجود ندارد کما اینکه بنده نیز از بعضی از اعلامیه ها که بدون مشورت و کسب نظر این جانب تهیه و منتشر می شود حمایت نموده و از کلیه ابتکاراتی که در مسیر حمایت واقعی و نه ابزاری از حقوق بشر است جانبداری و پشتیبانی نموده ام.
با این وجود و بدون هیچ توجیهی باید پذیرفت که کار گروهی در ایران هنوز به یک فرهنگ تبدیل نشده و راه درازی در پیش داریم.

ایراد دیگر دوستان معطوف به موضع گیری اینجانب نسبت به پیشگیری از جنگ و اعمال تحریم ها بود. در مورد جنگ، وضعیت بسیار روشن است. هزینه یک جنگ حتی محدود، بقدری سنگین و ویرانگر است که تحت هر شرایطی باید محکوم شود. من حاضر هستم تا آخر عمر زندانی این نظام باقی بمانم ولی شاهد ویرانی ایران و نابودی هموطنانم در یک جنگ نباشم. جنگ به هر صورتی رخ دهد بر پروسه دستیابی به دموکراسی و حاکمیت ملی تأثیر منفی گذاشته و ما را سالها به عقب خواهد برد. کسانی که خوش خیالانه می اندیشند که جنگ قدرت سیاسی حاکم را تضعیف کرده و امکان و بستر مناسبی را برای استقرار حاکمیت ملی فراهم می آورد، افراد غیرمسئولی می باشند. آنها نسبت به زندگی و حق حیات مردم ایران بی تفاوتند و متأسفانه ایران را فقط برای تحقق آرزوی های جاه طلبانه خود می خواهند. ملت ایران به اندازه کافی با پوست و استخوان خود فجایع جنگ را لمس کرده و هرگز نباید آن ها را در مسیر تحمل مجدد این هزینه سنگین قرار داد. یکبار برای همیشه باید فریاد زد نابود باد جنگ و جنگ افروزی.

نگاهی به تجربه تحریم همه جانبه فراگیر و طولانی مدت عراق نشان می دهد که مردم بیگناه و آسیب پذیر از جمله کودکان و سالمندان در صف اول قربانیان تحریم قراردارند. و دولتمردان آخرین کسانی هستند که از تحریم ها متاثر می شوند. دولتمردان حکومت بعثی عراق تا آخرین روزهای سقوط رژیم، به مال اندوزی مشغول بوده و از حداکثر رفاه و تن پروری برخوردار بودند. تحریم های سنگین سازمان ملل به زیر ساخت های اقتصادی کشور عراق شدیداً آسیب رسانده و زندگی روزمره مردم را در تنگنا قرار داده و آسیب های جسمانی و روانی نیز به مردم وارد نمود. ولی تغییری جدی در رفتار سرکوب گرانه و خشن دولت نسبت به مردم ایجاد نکرد و همچنان حقوق بشر به شدیدترین وجهی نقض می شد. این خشونت همچنان از مردم عراق قربانی می گیرد. بر این باور هستم که اعمال هرگونه تحریم بر اقتصاد و زندگی روزمره مردم، بر اشتغال و رفاه آنان تاثیر گذاشته و ناقض حقوق بشر است. [1]

جنگ و تحریم، تصمیم گیری نسبت به آینده کشور را به تحولات بین المللی گره زده و نقش مردم در تعیین سرنوشت خود را محدود می کند.
جنگ و تحریم، ابزاری برای پاسخگویی به دغدغه های امنیتی جامعه جهانی در مقابل دولت فعلی است، که با حل مشکلات ناشی از پرونده هسته ای و تقویت همکاری های اقتصادی بین کشورهای گروه 5+1 و ایران، مشکلات واقعی مردم ایران که نقض فاحش حقوق بشر و استقرار حاکمیت ملی و دموکراتیک است، یا به فراموشی سپرده خواهد شد و یا بسیار کم رنگ خواهد شد.
از این رو ملت ایران برای دستیابی به دموکراسی و حاکمیت ملی می باید به سیاستی مستقل از سیاست های دولت های قدرتمتد درگیر با جمهوری اسلامی ایران روی بیاورد.

سرنوشت مردم ایران از طریق استمرار و فراگیر شدن فعالیت های مسالمت آمیز مدنی میسر خواهد شد. ملت ایران باید گام به گام جمهوری اسلامی ایران را برای رعایت موازین حقوق بشر تحت فشار قرار دهد و در این مسیر از امکانات جامعه جهانی از جمله سازمان ملل در کلیت آن سود ببرد. در پروسه این مبارزه اجتماعی نهایتاً موازنه قدرت به نفع ملت ایران ایران تغییر نموده و از این رهگذر اهداف ملی در دستیابی به حاکمیت ملی تحقق خواهد یافت.
بنابراین عمده کردن مسأله حقوق بشر در ایران، هم تاکتیک است و هم استراتژی.

آنهایی که مشکلات مردم ایران را از نزدیک لمس می کنند به اهمیت این مسئله واقف هستند و هیچکس هم دچار این خوش باوری و ساده انگاری نیست که دبیرکل سازمان ملل می تواند در غیاب تلاش های پیگیر مردم ایران، این مشکل را حل کند. استفاده از امکانات حتی اندک جامعه ایران در مسیر یک مبارزه جدی و پیگیر ملی، یک امر بسیار منطقی می باشد. اگر ملت ایران با تکیه بر توان مبارزات ملی و تجارب تاریخی خود، نظام را وادار به پذیرش استاندارهای بین المللی حقوق بشر نماید، دست آورد بزرگی نصیبش شده است. استفاده از امکانات جامعه جهانی از جمله افکار عمومی، یک حرکت کاملا سنجیده و مطالعه شده می باشد. اما میزان موفقیت این امر بستگی تام به میزان تلاش های ملت ایران دارد. امکانات جامعه جهانی و افکار عمومی فقط می تواند فرصت های بیشتری در اختیار مردم قرار دهد. ولی در مقایسه با اراده و تحرک مردم، عامل تعیین کننده ای به حساب نمی آید. انعکاس دیدگاه ها و مکاتبات مردم به دبیرکل و نهادهای بین المللی و سازمانهای غیردولتی موجب تسریع حرکت مردم می گردد. طبیعی است که پیشبرد اهداف ملی از طریق احزاب و نهادهای مدنی و سازمانهای متشکل بهتر محقق می گردد.

تعرض عمال و گزمه های نظام اسلامی به هر یک از شهرواندان می باید نقض حقوق همه شهروندان ایران قلمداد شده و اعتراض همه مبارزان راه آزادی و جریانات سیاسی را برانگیزد. قربانی نقض حقوق بشر، صرفنظر از موقعیت سیاسی، اجتماعی، عقاید و جنسیت وی باید مورد حمایت همه ایرانیان قرار گیرد.
بعضی از دوستان عدم وابستگی تشکیلاتی من به جریانات سیاسی ایران را مورد انتقاد قرار داده و تلویحاً آن را همسویی با جریانهای سلطنت طلب دانسته اند. و دلخوری خود را از این بابت پنهان ننموده اند. واقعیت امر این است که دموکراسی «نیم بند» و «من خواسته»، از هر استبدادی بدتر است. منطق دموکراسی مبتنی بر خردگرایی جمعی و احترام به حقوق و نظرات اقلیت می باشد. من به لحاظ انتخاب شخصی، جمهوری سکولار را برای ایران مناسب می دانم و از آن حمایت می کنم. با این حال در تبعیت از منطق دموکراسی به خودم حق نمی دهم که حق انتخاب مردم را نادیده گرفته و انتخاب خود را انتخاب مردم معرفی کنم. و به نام دفاع از اعتقاد شخصی حق تعیین سرنوشت مردم را نادیده بگیرم.

یکی از پایه های اصلی دموکراسی تکثرگرایی سیاسی است. ایران به لحاظ موقعیت سیاسی، فرهنگی و تاریخی خود بیش از هر کشور دیگری در منطقه نیازمند تقویت همزیستی مسالمت آمیز بین دیدگاه های مختلف سیاسی و علایق فرهنگی است. باید از طریق فعالیت های سازنده، به وظیفه خود در قبال مردم ایران برای اعمال حق تعیین سرنوشت خود کمک کنیم و دانش سیاسی مردم را ارتقا دهیم و به حق انتخاب مردم احترام بگذاریم.

من در طرح رفراندوم خود اعلام کرده ام که اگر مردم ایران در چهارچوب انتخابات آزاد، عادلانه و دموکراتیک، نظام ولایت فقیه را هم انتخاب بکنند، من به رأی مردم گردن خواهم نهاد و به مبارزه مدنی خود برای استقرار جمهوری دموکراتیک ادامه خواهم داد. بر مبنای همان منطق معتقد هستم که طرفداران حکومت مشروطه به اندازه هر جریان سیاسی دیگر تا آنجا که به اصول و موازین دموکراسی، حق تعیین سرنوشت مردم، توسعه و عدالت، تمامیت ارضی ایران در تئوری و عمل پای بند باشند، حق حضور در صحنه سیاسی ایران را دارند. ایجاد محدودیت در فعالیت های سیاسی شهروندان یک امر استثنایی است که فقط در چهارچوب حاکمیت قانون دموکراتیک و تا آنجا که تجلی اراده ملی است آنهم به طور موقت قابل توجیه است.

من به عنوان یک شهروند عادی و بنام دفاع از دموکراسی و حقوق بشر با تمام وجودم از حقوق مدنی و سیاسی همه شهروندان ایران صرفنظر از علایق دینی، فرهنگی، سیاسی آنان دفاع خواهم کرد و با انرژی مضاعفی هر هزینه ای را برای دفاع از حقوق مخالفان سیاسی خود خواهم پرداخت.
من برای نهادینه شدن قواعد بازی دموکراتیک در مناسبات سیاسی، پرداخت هیچ هزینه ای را سنگین نمیدانم. حتی اگر یک شهروند ایرانی از حکومت مشروطه، سلطنتی، جمهوری سوسیالیستی یا هر حکومت دیگری جانبداری کند، بشرط اینکه مغایر با موازین و استانداردهای حقوق بشری نباشد، من برای دفاع از آزادی های مدنی و سیاسی او از تمام وجود و سرمایه خود هزینه خواهم کرد.

استبداد دیرپا به فرهنگ سیاسی و اجتماعی ما آسیب های جدی وارد نموده است. برای آفت زدایی از این فرهنگ و گام برداشتن در مسیر دموکراسی و حقوق بشر، کار بسیار بزرگ، دشوار و پر افت و خیزی در پیش داریم. هیچ کس نمیتواند خود را محور و معیار حق تعریف کند. بدون وقفه باید به تمرین دموکراسی همت بگماریم. صبور باشیم و به تحولات زودرس، غیرمترقبه، خلق الساعه و سهل الوصول دل نبندیم. مردم و اراده عمومی را شایسته اتخاذ تصمیم و داوری بدانیم.
نباید تحت تأثیر فشارهای سنگین اقتصادی، سیاسی و حکومت فعلی، اعمال فشارهای خارجی به رژیم اسلامی را به عنوان یک راه حل سریع قلمداد کنیم.
مشکلات ملی، راه حلهای ملی را می طلبند. باید اعتماد به نفس ملی را تقویت کرده و به خود متکی باشیم. و بر محور دفاع از حقوق بشر در مسیر اتحاد گام برداریم.
این مردم هستند که با رعایت موازین دموکراسی و به صورت کاملاً عادلانه و در چهارچوب استانداردهای حقوق بشری، حق دارند در خصوص رفتار و عملکرد تک تک فعالین سیاسی و گروهها و احزاب داوری نموده و حکم دهند.

به نظر من گفتمان غالب در حال حاضر می باید پیرامون حق تعیین سرنوشت، دموکراسی و الزامات و تبعات آن متمرکز شود.
به نظر من همه جریانهای سیاسی صرفنظر از اینکه از کدام شکل و صورت بندی حقوقی – سیاسی برای دولت آینده دفاع می کنند، باید علایق و دیدگاه های خود در خصوص محتوا و مضمون دموکراسی، حق تعیین سرنوشت، عدالت و توسعه، حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم را آشکار کنند. برداشت خود از آزادی، استقلال، حاکمیت قانون، امنیت، مدل توسعه حقوق اقلیت ها را به بحث بگذارد. دموکراسی یک تجربه تاریخی است که در روند مبارزات اجتماعی و از طریق احترام همکاری بین افراد و نهادها شکل می گیرد.

یکی از مشکلات جامعه ما دلسردی و انفعال زدگی است. کم تحرکی در صحنه عمل موجب واگرایی جریانهای سیاسی از همدیگر شده و بازار اتهامات ناروا را رونق می بخشد. و هر کسی در توجیه کم تحرکی خود به تخریب اقدامات و ابتکارات دیگران می پردازد. ایده ها و ابتکارات زمانی کارساز هستند که افراد و جریان های سیاسی آماده پرداخت سهم خود در مجموعه فعالیت های مدنی و سیاسی باشند. دوری از میدان عمل، ذهن گرایی را تقویت می کند و فاصله بین صف های مبارزه را بیشتر می نماید. من وقتی فاصله امکانات، تواناییها و فرصت ها را با دست آوردها مقایسه می کنم، نسبت به سرنوشت نسل آینده شدیداً احساس نگرانی می نمایم.
برای رفع این دغدغه، باید تنگ نظری ها، ذهن گرایی و تفرقه را کنار گذاشته و با تمام توان برای رعایت حقوق بشر و جلوگیری از نقض آن در یک صف ملی پیگیرانه مبارزه نمود.

من اعتقادی به استحاله نظام ندارم اما اتخاذ تاکتیک های درست و کم هزینه یک کار مهندسی است که به دور از شعار و توهم باید انتخاب و به کار گرفته شود. اگر همه جریان ها و شخصیت های سیاسی بر حول محور رعایت حقوق بشر به توافق و اتحاد عمل برسند در آن صورت گام های بعدی مبارزه مدنی و مسالمت آمیز برای استقرار حاکمیت ملی و دموکراسی برداشته خواهد شد.

دفاع از ایران و ایرانی وظیفه ملی همه ماست.

به امید آزادی ایران
عباس امیرانتظام
تهران 17 مهر 1387

[1]- با این وجود من با اعمال آن دسته از تحریم ها که مسئولین نظام و کلیت آن را هدف قرار داده و زندگی نسل فعلی و نسل آتی ایرانی را به خطر نمی اندازد موافق هستم ولی به لحاظ فنی مطمئن نیستم که چنین تحریم هایی وجود دارد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11:47 توسط خادم وطن |

 

بزرگداشت کورش بزرگ

به پاس معجزه ی انسان مدارانه اش



بيانيه کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد به مناسبت 29 اکتبر، روز کورش بزرگ



22 اکتبر ـ 2 نوامبر (6 تا 12 آبان)

اکتبر 2008

کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد امسال نيز، همچون سال های گذشته، همگان را برای بزرگداشت کورش بزرگ، مبتکر حقوق بشر، در روز 29 اکتبر، فرا می خواند.

اين روز از آنجا برای ما اهميت دارد که که کورش بزرگ، در آن، اولين سخنان خود را درباره ی آزادی مذاهب، آزادی محل زندگی، الغای برده داری، و برقراری صلح و آشتی بيان داشته است، سخنانی که در نوروز همان سال بر استوانه ای گلين نشست، و از گذرگاه هزازه ها و قرون گذشت تا اکنون، به عنوان اثری نادر و قابل تحسين زينت بخش موزه ی بريتانيا شود و چنان فرازی از تاريخ تمدن بشری را نمايان سازد که سازمان ملل متحد نيز يک نسخه از آن را، همچنان به عنوان «اولين منشور حقوق بشر جهانی»، در ميان دو در ورودی تالارهایی به تماشا بگذارد که در آنها سياست مداران جهان به شور و گفتگو درباره ی اوضاع صلح و جنگ جهانی می پردازند. و اين محل از آن رو انتخاب شده تا نمايندگانی که وارد تالارها می شوند همواره به ياد آورند که در بيش از دو هزار و پانصد سال قبل، در دورانی که جهان در هراس جنگ و خشونت و بردگی و بيگاری و تبعيض های مذهبی می سوخت، رهبر سياسی يکی از سرزمين های آزاد و مقتدر جهان سخن از آزادی و آشتی بين ملت ها و نژادها و مذاهب گفته و، در واقع، بازگوينده ی فرهنگ درخشان و خردگرايي بوده است که مردمان سرزمين اش به آن باور داشته و او را در گهواره ای چنين شکوهمند و انسانی پروريده اند.

و جای بسيار دريغ است که اکنون، در آغاز قرن بيست و يکم، بر سرزمين مان سياست مدارانی بی خبر حکم می رانند که نه تنها هنگامی که پای در سازمان ملل می گذارند سری به اين نشانه ی با ارزش ايرانی ـ بشری نمی زنند، بلکه به راحتی فرمان به آب بستن شهر و زادگاه گوينده آن را صادر می کنند و به عمد و آگاهانه در تخريب آرامگاه او می کوشند.

اما در جاودانگی انسانی و بزرگی خردمندانه ی کورش همين بس که ـ با همه ی بی توجهی ها و ستيزه جويي هايي که حکومت ايران و وابستگانش در راستای پنهان داشتن و محو ارزش های او به عنوان يک رهبر سياسی و، مهم تر از آن، به عنوان يک رهبر فرهنگی به کار می برند، و با همه ی بی اعتنايي هايي که در مورد شناساندن منشور او به جوانان ايران می شود ـ اکنون، پس از دو هزار و پانصد و چهل و هفت سال، گفته های او، چه به عنوان گفته هاي بشردوستانه يک انسان والا، و چه به عنوان رهنمودهای رهبری هدايت گر به سوی تمدنی انسان مدار، همچنان در جهان امروز مطرح و شنودنی است. و آرامگاه او، که آگاهانه در دست تخريب روز افزون حکومت است، بی فرش و چلچراغ و تبليغات و هزينه کردن های سرسام آور، به هر مناسبتی محل ديدار هزاران هزار انسانی است که او را به پاس معجزه ی انسان مدارانه اش ـ که همانا انشای نخستين منشور حقوق بشر باشد ـ ستايش می کنند و گرامی می دارند.

ما می دانيم که در دوران نبود دولتی دلسوز، و باورمند به ارزش های فرهنگی و انسانی، وظيفه ی هر ايرانی با فرهنگی است که به عنوان نگاهبان اين ارزش ها و تحويل دهنده ی آن به آيندگان خود، در زنده نگاهداشتن و بزرگ داشتن آن ها بکوشد.

کميته نجات پاسارگاد به خود می بالد که امسال نيز، همچون سال های گذشته، به کمک اعضا، هواداران و فرهنگدوستان و باورمندان به حقوق بشر، در برگزاری اين روز بزرگ در سراسر جهان، شرکتی فعال خواهد داشت.

شما نيز در بزرگداشت اين روز همراه و ياری دهنده ما باشيد.

با مهر و احترام

شکوه ميرزادگی

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

www.savepasargad.com

info@savepasargad.com

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:9 توسط خادم وطن |

 

امروزه، همبستگی و وابستگی جوامع بشری به یکدیگر آنچنان در هم تنیده است که هیچ کشوری بی نیاز از دیگران نبوده و به تنهایی قادر به رفع نیازها و حل مشکلات خود نیست. تدوین و انعقاد روزافزون کنوانسیون های چند جانبه بین المللی در زمینه های گوناگون به دلیل همین همبستگی اجتناب ناپذیر است. امروز امنیت واقعی در گرو رعایت حقوق بشر و توسعه اقتصادی پایدار می باشد که همکاری دولت ها با سازمانهای بین المللی و فعال سازی بخش خصوصی متضمن آن می باشد. رعایت حقوق بشر از هدفهای عمده منشور سازمان ملل متحد است که در مقدمه آن می گوید: "ما مردم ملل متحد بار دیگر اعتقاد راسخ خود به اصول اساسی حقوق بشر، کرامت و حیثیت فرد انسان و برابری زن و مرد اعلام می داریم." و در بند 3 ماده 1 ناظر به هدف ها نیز توسعه همکاری های بین المللی را در زمینه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و انسانی در گرو رعایت و اعتلای حقوق بشر و آزادیهای اساسی بدون هرگونه تبعیض جنسیتی، نژادی، زبانی و مذهبی دانسته است.
اهمیت روز افزون حقوق بشر در تعاملات بین المللی سبب شده که سازمان ملل متحد به اصول حقوق بشر مندرج در منشور ملل متحد و تعهدات کشورهای عضو نسبت به رعایت آن بسنده ننموده با صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر و تدوین و انعقاد میثاق ها و کنوانسیون ها در رابطه با اصول شاخص مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر اجرای آنها را از طریق کشورهایی که به عضویت کنوانسیون ها و میثاق های مورد بحث درآمده اند عملی سازد.
بدیهی است کشور ایران که از جمله امضاء کنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر و عضو 5 میثاق حقوق مدنی و سیاسی، میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کنوانسیون بین المللی منع مجازات کشتار جمعی، کنوانسیون بین المللی محو هر نوع تبعیض نژادی و کنوانسیون حقوق کودک می باشد و اصول مندرج در اسناد بین المللی مزبور در زمره حقوق داخلی ایران تلقی می شوند، بی شک عدم رعایت و نقض آنها موجب مسئولیت بین المللی جمهوری اسلامی و پذیرش پیامدهای آن می شود. حتا خودداری از پیوستن جمهوری اسلامی به کنوانسیون ضد شکنجه و رفتار یا مجازات خشن، غیرانسانی و تحقیر کننده، و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، آن را به دلایل زیر از مسئولیت بین المللی ناشی از نقض دو کنوانسیون مورد بحث مبری نمی سازد:
1- از آنجایی که مسئله برابری زن و مرد و رفع هرگونه تبعیض میان آنان در برخورداری از مواهب زندگی و حقوق اجتماعی و سیاسی در همه اسناد حقوق بشری سازمان ملل، از جمله منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و غیره مطرح شده و مورد تاکید قرار گرفته، کشور ایران به سبب عضویت در کنوانسیون های گفته شده نسبت به مفاد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان متعهد می باشد. بدیهی است برخوردهای خشونت آمیز و سرکوبگرانه نسبت یه خواسته های بحق و قانونی زنان ایران، نقض تعهدات بین المللی تلقی شده و جمهوری اسلامی نسبت به آنها مسئول است.
2- سازمان ملل متحد از همان روزهای نخستین در تلاش برای از بین بردن شکنجه بوده و قطعنامه های بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، که ایران از جمله دولتهای امضا کننده و عضو اسناد مزبور است، شکنجه را ممنوع اعلام کرده است. افزون بر آن، در تاریخ 9 دسامبر 1975، نیز مجمع عمومی طی قطعنامه شماره 13452، اعلامیه حمایت از افراد انسان در برابر شکنجه و دیگر رفتارها و مجازاتهای خشن، غیر انسانی و تحقیر کننده را تصویب نمود و نماینده ایران به قطعنامه مزبور رای مثبت داد. با توجه به اینکه جمهوری اسلامی بر پایه ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده 7 میثاق حقوق مدنی و سیاسی ممنوعیت شکنجه و رفتار و مجازات خشن و غیر انسانی را پذیرفته، عملا و قانونا ملزم به رعایت مفاد آنها می باشد ولو اینکه به آن نپیوسته باشد.
3- ماده یک کنوانسیون محو تبعیض نژادی تصریح می کند که "تبعیض نژادی از نظر این کنوانسیون به معنای هرگونه تبعیض، محرومیت، محدودیت یا امتیاز بر مبنای نژاد، رنگ، نیا، یا ریشه های ملی یا قومی و مذهبی است که در شناسایی، برخورداری یا اجرای برابری حقوق بشر و آزادیهای بنیادین در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سایر زمینه های مربوط به زندگی عمومی لطمه وارد می سازد. با در نظر گرفتن مفاد بند 1 برخورد با پیروان کیش ها و آیین های گوناگون و مذهبهای متفاوت از مذهب رسمی عدم رعایت و پایبندی به این کنوانسیون و محرومیت بخش عمده ای از شهروندان ایرانی از امکانات و فرصت های یکسان در برابر قانون چیزی جز نقض تعهدات بین المللی بشمار نمی آید.
4- کنوانسیون حقوق کودک ضمن آنکه دولتهای عضو را مسئول حمایت از کودکان در برابر آزارهای جسمی و روحی، از جمله سوء استفاده جنسی و استثمار آنها، می نماید، اقدامات لازم قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی را برای رفاه آنها ضروری می داند. در مورد مسائل قضایی، تصریح می نماید که "اعدام و حبس ابد نباید در مورد کودکان کمتر از 18 سال اعمال شود." یعنی قطع نظر از تعریفی که هر کشور ممکن است برای کودک و سن بلوغ داشته باشد، از نظر این کنوانسیون اعمال مجازات اعدام و حبس ابد برای افراد کمتر از 18 سال ممنوع شده و دولتهای عضو باید این معنا را رعایت کنند. جمهوری اسلامی در نقض فاحش این تعهدات، به اعدام کودکان کمتر از 18 سال اقدام می نماید. چنانکه در سال گذشته 25 کودک زیر 18 سال اعدام شدند و صدها کودک در انتظار اجرای حکم اعدام می باشند.
سرانجام، عدم پایبندی به حقوق بشر و آزادیهای بنیادین سبب گردیده که بخش بزرگی از اندیشمندان، هنرمندان، دانشجویان، و فرهیختگان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور به عنوان غیرخودی، دگراندیش و یا وابسته به جمعیت ها و جوامع مدنی مخالف اعمال غیرقانونی حاکمیت، از کشور مهاجرت و سیلی از فرار مغزها و سرمایه ها را بوجود آورند.

 
جبهه ملی ایران ضمن اعلام پایبندی راسخ خود به آزادی بنیادین مدنی، مردم سالاری، حقوق بشر و حکومت قانون، بر این باور است که همه شهروندان ایرانی بدون هرگونه تبعیض از لحاظ جنسیت، نژاد و مذهب، می بایستی از حقوق و امکانات یکسان بهره مند شوند. باید به تعصبات و نابرابری های موجود تحت هر عنوان که باشد، بویژه برخاسته از مذهب رسمی، پایان داده شود و تعهدات پیش بینی شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر اسناد بین المللی حقوق بشری با حسن نیت اجرا گردد. جبهه ملی ایران بی اعتنایی به تعهدات بین المللی و نقض فاحش آنها را محکوم می کند چنانچه در نامه 4 شهریور 1387، آقای عباس امیرانتظام به دبیرکل سازمان ملل متحد نیز تشریح و تصریح شده که مورد تایید و حمایت کامل جبهه ملی ایران می باشد. جبهه ملی ایران پشتیبانی بی دریغ خود را از اندیشه ها، دیدگاهها و فعالیت های مسالمت آمیز ایشان را در راه آزادی، حقوق بشر و منافع ملی اعلام می نماید.
جبهه ملی ایران
تهران - 22 مهر 1387

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 9:44 توسط خادم وطن |

 
 

 

    ملت ايران،ملتي است ديرپا و كهنسال كه در طول تاريخ حوادث بسيار بر آن گذشته است و بدون شك تأثيرات فراواني بر عمق روح ، تفكر و فرهنگ آن گذاشته اند. اما آنچه در طول تاريخ ماندگاري اين ملت را به عنوان ملتي زنده و پويا تضمين كرده است ، حفظ موجوديت و جوهرۀ اصلي فرهنگ ايراني در تمامي اين قرون و اعصار بوده است. و اين ميسر نگرديده مگر با كوششهاي نياكانمان كه در هر شرايطي بر هويت ايراني خويش و فرهنگ شكوهمند آن تأكيد كرده اند و در راه تداوم و گسترش آن فداكاري هاي بسيار نمودند. امروز ما به عنوان نسل حاضر ميراث دار آن فرهنگ شكوهمند هستيم و در عين حال وظيفه دار صيانت از آن و تداوم راه نياكانمان.

    بديهي است كه دفاع از تماميت سرزميني و موجوديت هر ملتي بر فرزندان آن ملت واجب است. با توجه به موقعيت جغرافياي و ژئوپليتيك خاص ميهنمان ايران ، و مورد توجه بودن آن در عرصۀ  جهاني‌ ، ‌تلاشي مضاعف جهت دفاع از اين سرزمين لازم است. تأكيد بر نيرومندي ايران در عرصۀ بين المللي بسيار مورد توجه است.

    دانشگاه مكاني است كه در آن توليد علم و علم آموزي صورت مي گيرد. فضاي دانشگاه محل برخورد آراء و عقايد مختلف و بيان ديدگاه هاي افراد، شنيدن و آگاه شدن از ديدگاه هاي ديگران است.اين موضوع در كنار شرايط خاص اجتماعي ايران ، دانشگاه را به نوعي تبديل به يكي از كانونهاي  تحولات اجتماعي نموده است. لذا فعاليت هاي دانشجويي در غالب تشكل ها و شكل گيري جريان هاي دانشجويي از اهميت فراواني برخوردارند.

    «ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي» ، مجموعه اي است متشكل از تعدادي فعالان دانشجويي كه پاسداري از حقوق و منافع ملت ايران و تلاش براي احقاق آن را دغدغۀ اصلي خود مي شمارند. همچنين دفاع از آرمانهاي دانشجويي و تلاش براي حفظ استقلال دانشگاه ديگر دغدغۀ اساسي آنان است.  

در راستای آنچه اشاره رفت، "دانشجویان آزادیخواه ملی" مواضع و برنامه های خود را به شرح زیر بیان می کنند:

۱."دفاع و پاسداری از یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران" برای ما از مهمترین امور بوده و تلاش می کنیم که این وظیفه ملی را در هر شرایطی پیش ببریم. به ویژه اینکه بدبختانه در شرایط خطیر امروز میهنمان، گروهی از جریاناتی که ادعای آزادیخواهی هم دارند، در پی تحریفاتی که از آن سوی مرزها و با هدایت قدرتهای بزرگ و منطقه ای صورت می گیرد، دانسته و نادانسته یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران را هدف گرفته اند. در چنین شرایطی است که به این جمع بندی رسیده ایم که فعالیت مستقل "دانشجویان آزادیخواه ملی" جهت جلوگیری از نفوذ خزنده جریانهای انحرافی ایران ستیز به جنبش دانشجویی و سو استفاده از موقعیت و اعتبار آن، امری ضروری است.

۲. "پاسداری از آزادیهای فردی و گروهی بر اساس موازین مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر" را دومین وظیفه مهم خود به شمار می آوریم. بدیهی است که در این مورد با ارجاع به نص صریح اعلامیه جهانی حقوق بشر و دوری گزینی از تفسیرهای جهت دار و غیر معتبر که درصدد ایجاد پوشش برای فعالیتهای تجزیه طلبانه هستند، هیچ تضادی میان ملی گرایی و میهن دوستی خود با پایبندی به موازین جهانی حقوق بشر نمی بینیم. در همین راستا است که کوشش خواهینم نمود که همواره پیگیر حق مسلم ملت ایران در دستیابی به آزادیهای فردی و گروهی باشیم و در این راستا از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد.

۳. ما باور داریم که ملت ایران در شرایط حاضر تحت ستم و تبعیض می باشند و این ستم و تبعیض بیش از هرچیز بر مبنای ایدئولوژی و منافع حاکمان است. اما دو گروه اجتماعی نیز از اعمال ستم مضاعف رنج می برند. "زنان" و "اقلیتهای دینی و مذهبی" به شدت زیر فشار تبعیضهای های مضاعف "جنسی" و "مذهبی" قرار دارند. ما پیگیرانه در راه رفع این ستم و تبعیض مضاعف خواهیم کوشید.

۴. بنابر ماهیت دانشجویی خود، "پیگیری حقوق صنفی دانشجویی و مطالبه و پاسداری از آزادیهای آکادمیک" را کارویژه خود دانسته و پیگیرانه در این امور کوشش خواهیم نمود و در مقابل هر فرد، نهاد و  یا جریانی که در صدد سلب حقوق و آزادیهای دانشجویی باشد، مقاومت خواهیم نمود.

۵.پاسداشت مولفه های "هویت ملی ایرانیان" را از اهم وظایف خود به شمار آورده و در جهت گسترش و ترویج این مولفه ها خواهیم کوشید.

۶. "میراث فرهنگی و زیست محیطی" از سرمایه های بازگشت ناپذیر یک ملت می باشند. به همین دلیل است که پاسداری از این میراث را در شمار وظایف تعطیل ناپذیر خود می دانیم.

۷. از آنجایی که اکنون شرایط برگذاری پلونوم جهت انتخاب کمیته مرکزی برای "ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی" را نداریم، تا اطلاع ثانوی اعضای هیئت موسس ائتلاف، با نام "کمیته موقت ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی" در این زمینه انجام فعالیت خواهند کرد. این اعضا به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:

۱-۷. پیمان اسدزاده (دانشگاه تهران)

۲-۷.تیرداد بنکدار (دانشگاه تهران)

۳-۷.کورش جنتی (دانشگاه علامه طباطبایی)

۴-۷.مهرداد رحیمی (دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز)

۵-۷.شاهین زینعلی (دانشکده علوم اقتصادی)

 

                                                           تهران ۱۹مهرماه ۱۳۸۷ 

                                  کمیته موقت ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 9:7 توسط خادم وطن |

 

خبرگزاری جبهه ملی ایران ;کتاب مجموع اشعار « پيام آزادي » اثر جاودانه استاد ادیب برومند شاعر ملی به ۸ زبان دنیا ترجمه شد . مجموع اشعار « پيام آزادي »که درباره حمايت از كشورهاي استعمارزده و رهبران استقلال طلب آنان و نيز مخالفت با خشونت و جنگ و هـواداري از حقوق بشر است ٬ در سال ۱۳۵۷ منتشر شد . چاپ دوم در سال ۱۳۶۷ و چاپ سوم نیز در راه است. این کتاب به همت دکتر فریدون کمالی نیا استاد زبان انگلیسی در دانشگاه تهران به انگلیسی ترجمه شد و تا کنون به زبانهای ایتالیایی ٬ اسپانیایی ٬اسپرنتو ٬چینی ٬ژاپنی ٬کره ای و فلیپینی ترجمه شده است و ترجمه های فرانسه و آلمانی نیز بزودی به پایان خواهد رسید .سی دی این اشعار آماده پخش میباشد و سایتwww.internatinalpoet.org برای انتشار جهانی این اثر بزودی راه اندازی خواهند شد.
------------------------------------------------------------------------------------------
2 شعر از کتاب « پيام آزادي »

@. ماتم افغانستان

بمناسبت اشغال كشور «افغانستان» بوسيله‌ي «اتحاد جماهير شوروي» در سال 1358 و حمايت آن كشور از كودتاي كمونيستي افغانستان و جنگيدن چند ساله‌اش با مجاهدان غيور افغاني، اين قصيده سروده و منتشر گرديد ..

خرداد ماه 1364

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:22 توسط خادم وطن |

جبهه ملی ایران

رفتار جمهوری اسلامی را با هم میهنان کرد محکوم می کند

 

سه دهه از برقراری حاکمیت جمهوری اسلامی می گذرد و حاکمان برقدرت نشسته که بر الهی بودن و امام زمانی بودن حکومت در تمامی محافل داخلی و بین المللی تاکید می ورزند، هنوز برای تثبیت و ماندگاری، با سیاست ایجاد جو وحشت، در جامعه بر بحرانهای خودساخته که به دلیل بی تدبیری و رفتار غیر مسئولانه نسبت به جامعه و کشور پدید آمده رویارویی می نمایند .

 

امروز، تمامی جنبش های مدنی ایران، از جمله جنبش زنان، معلمان، کارگران، دانشجویان و فعالان حقوق بشری، که تنها پیگیر مطالبات بر حق خود هستند با شدیدترین شکل ممکن سرکوب گشته و به اتهام های بی پایه و غیر واقعی بازداشت می شوند. این در حالیست که زنان مبارز ایران، در پی برابری حقوق انسانها، معلمان و کارگران در پی تشکیل سندیکاهای مستقل و حتا برای دریافت حقوق معوقه خود، و دانشجویان در پی استقلال دانشگاه و پویایی و افزایش کیفیت آموزش همتراز با دانشگاه های دیگر کشورهای جهان می باشند. اگر حاکمان جمهوری اسلامی اندکی تامل نمایند، تک تک خواسته های جنبش های مدنی نه تنها از حقوق بنیادین آنان می باشد، بلکه پیش نیاز برقراری عدالت، توسعه و دمکراسی نیز هست.

 

بی تدبیری حکومت های ایران، بویژه جمهوری اسلامی، در ایجاد تعادل و یکپارچگی و توزیع سرمایه و قدرت در سطح کشور، و همچنین تبعیض مذهبی بر پایه تعصب کور، سبب اعتراض هموطنان عزیزمان در برخی استانهای مرزی، از جمله سیستان و بلوچستان و کردستان، گردیده است . این هموطنان که از اصیل ترین ایرانیان می باشند، در حالیکه سی سال است فقط به علت تفاوت مذهبی با حاکمان بر قدرت نشسته بعنوان شهروند درجه دو با آنها برخورد و به شدت سرکوب می شوند، در نهایت بزرگواری همچنان پیگیر مسالمت آمیز مطالبات برحق خود در چارچوب یکپارچگی ملی ایران هستند.

 

امروز دشمنان ایران با روشهای آسیب زای خود نسبت به یکپارچگی ملی، دست از آستین دوست بیرون آورده اند و با سیاست های فریبکارانه خود، باعث امنیتی شدن این مناطق و بهانه دادن برای سرکوب شدن فعالان سیاسی و مدنی بدست جمهوری اسلامی شده اند .

 

جبهه ملی ایران ضمن پشتیبانی از همه فعالیتهای مدنی در چارچوب تمامیت ارضی ایران و یکپارچگی ملی، حمایت قاطع خود را از همه زندانیان عقیده، بویژه زندانیان کرد که در اعتصاب خوراک بسر می برند اعلام میدارد و به حاکمان جمهوری اسلامی هشدار میدهد که اگر دست از این گونه برخورد ها و سیاستهای سرکوبگرانه و خشن بر ندارند، با توجه به پویایی و شتاب گرفتن جنبش های مدنی و مردمی ایران، روزهای دشواری را در پیش رو خواهند داشت.

 

ما همچنین به ملت بزرگوار ایران و هم میهنان تحت ستم، اعم از صنفی و مذهبی یا سیاسی، اعلام میداریم که یگانه راه رسیدن به برابری تمام ایرانیان، دست یافتن به دموکراسی است و جبهه ملی ایران با تمام توان برای دستیابی به این هدف مقدس مبارزه خواهد نمود و در کنار شما خواهد ایستاد .

 

جبهه ملی ایران

تهران - 7 مهر 1387

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 1:9 توسط خادم وطن |

بازخوانی اصول هفتگانه جبهه ملی ایران

(حمیدرضا خادم)

از جمله تبعات حضور حکومت اسلامی در ایران، با توجه به رفتارهایش، ترویج بی اخلاقی در میان جریانهای حکومت ساخته می باشد . این جریانها در سالهای اخیر روش هایی را پیش گرفته اند که جز دروغ پردازی، ورود در بازیهای خطرناک، دورنگی و پنهان نمودن چهره حکومتی در پس یک جریان تحول خواه ! ، رفتارهای کودکانه و پوپولیستی در مواضع سیاسی، رفتارهای حذفی درون تشکیلاتی و ده ها مورد بی اخلاقی دیگر . امروز همین افرادی که شاید سن آنان کمتر از نصف تشکیلاتی مانند جبهه ملی ایران باشد، به دلایلی که هنوز بر هیچکس مگر خودشان، پدرخواندگانشان و روئسایشان، روشن نیست با دروغ پردازی و براه انداختن بازیهای کودکانه سیاسی برآنند تا چهره غیر واقعی از سایر احزاب و سازمانها نمایش دهند تا شاید خجالت زده اربابان و پدرخواندگان خود نباشند .

درماندگی، بی هدفی و کسب منافع شخصی آنان به حدیست که گاه با نهادهای امنیتی رژیم همکاری می کنند، گاه با گروه های  تجزیه طلب و گاه بعنوان خبرنگاران سازمان مجاهدین خلق ! و اینک این افراد که با بازداشتهای مقطعی و همین رفتارهای زیگزاگی، قدم در محافل سیاسی نهاده اند به دنبال آن هستند تا در ادامه پروژه هایشان، کسانی را که مانع راهشان برای امنیتی نمودن مناطق حساس کشور هستند با برچسب ناسیونالست افراطی از میان بردارند و فضای سنگین امنیتی و بهانه سرکوب ملت را بدست حکومت دهند . این در حالیست که این افراد حتی کوچکترین اقبالی در بدنه عمومی خود که ادعای نمایندگی آنرا می کنند، ندارد و شکاف و چند دستگی حاکم بر آنان حاصل همین رفتارهاست .

ضروری دانستم برای آگاهی هموطنان عزیز اصول و اهداف جبهه ملی ایران مصوب مرداد ماه 1383 را مجددا در دید عموم قرار دهم .   

 

اصول هفتگانه مصوب شورای مرکزی جبهه ملی ایران امرداد 1383

اصل یکم:

 حفظ تمامیت ارضی، استقرار حاکمیت ملی و استقلال سیاسی برخاسته از اراده عمومی ملت ایران در نظام جمهوری مبتنی بر اصول دموکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون.

 

بی تردید حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور، اصلی است که تمامی دولتها و مردم در تمامی دنیا بر آن پایبند بوده و هر شخص، گروه و یا کشور بیگانه ای بخواهد آنرا بخطر بیاندازد از سوی ملت با واکنش روبرو خواهند شد . در تمامی دنیا حتی دمکرات ترین کشورها، اگر کوچکترین خطری تمامیت ارضی ایجاد شود مسلما مقاومت شدیدی نسبت به آن خواهند داشت.

همچنین در ادامه اصل یکم تاکید بر برقراری جمهوری گردیده، چراکه هرگاه قدرت بصورت مطلق بدست فرد سپرده شود با توجه به سابقه سلطنت و ولایت فقیه، امکان فساد در حکومت وجود دارد و تنها راه دوری از این شرایط برقراری حکومت جمهوری برخواسته از اراده عمومی ملت ایران می باشد .

 

فصل یکم منشور جبهه ملی ایران: یکپارچگی و حاکمیت ملی
بند 1- تماميت ارضي:

 
حفظ استقلال و تمامیت ارضی و همبستگي ملي کشور بنیادی ترین اصل اعتقادی جبهه ملی ایران و محور اصلی هدفهای ما را تشکیل می دهد. ملت ایران، به شهادت تاریخ، همیشه ملتی یکپارچه بوده و ما از اين يكپارچگي پاسداري خواهيم كرد.
یکسونگری ایدئولوژیک در حکومت، همبستگی ملی را که متضمن یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور است، ناتوان ساخته موجب بروز تضاد داخلی و واکُنش های منطقه ای میشود و بستر مناسب را برای توطئه و دخالت بیگانگان در به خطر انداختن یکپارچگی کشور و منافع ملی فراهم میآورد. شرایط استراتژیک حساس ایران درمنطقه چنان است که قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای به یاری هم پیمانان خود درطی چند دهه گذشته بارها در صدد آسیب رسانی به یکپارچگی میهن ما بوده اند. از اینرو، ما با تمام نیرو در راستای یکپارچگی و همبستگی ملی گام برداشته و هر اقدامی که همبستگی ملی، مرزهای کشور، هویت ایرانی و زبان ملی و رسمی کشوررا آسیب پذیر سازد، با منافع ملي سازگار نمي دانيم.


اصل دوم:

تاکید بر تامین و حفظ حقوق و آزادی های اساسی مردم ایران به ویژه آزادی حزب ها، انتخابات و مطبوعات و برابری حقوق زن و مرد و مبارزه با هرگونه تجاوز به حقوق بشر.

 

در تمامی مرزهای تعریف شده ایران کلیه مردم بعنوان یک ملت شناخته می شوند و ملت ایران در این گستره حقوقی یکسان و برابر دارند . موارد ذکر شده در این اصل بنیادهای تشکیل یک حکومت دمکراتیک است که در صورت برقراری آن بی تردید ملت ایران را در برابری حقوق و آزادی و قدرت در یک نقطه قرار خواهد داد . 


اصل سوم:

 جبهه ملی ایران برای حفظ احترام به دین مبین اسلام، و همچنین فراهم شدن امکان بهره گیری از تمامی توان ملی و مردمی، بر اصل جدایی دین از حکومت تاکید می کند.

 

باید گفت تنها جریان سیاسی حاضر در ایران که در اصول و اساسنامه خود به صورت مکتوب بر اصل جدایی دین از حکومت تاکید دارد جبهه ملی ایران می باشد . قرنها تجربه حکومت دینی در اروپا و نتایج آن و همچنین سه دهه حکومت دینی در ایران و مشکلات بی اندازه ای که کشور و ملت با آن دست به گریبان است و همچنین اعتقاد راسخ اعضای جبهه ملی ایران به سکولاریسم، سبب تاکید و پافشاری این جریان سیاسی بر اصل مترقی جدایی دین از حکومت می باشد .باید توجه داشت که دستاویز عمده حکومت جمهوری اسلامی برای تبعیض و نقض حقوق شهروندی به دلیل یکسان نبودن مذهب در سراسر کشور بوده و برخی از هموطنان عزیزمان به دلیل تفاوت مذهب، نه تنها از قدرت محروم شده اند بلکه حقوق اساسی و اولیه آنان نیز نقض می گردد .

 

بند 2-  از فصل سوم منشور

جدايي دين از حكومت


حکومت دین سالار، حاکمیت ملی را برنمی تابد و همبستگی ملی را آسیب پذیر می سازد. ما متعهد به استقرار حاکمیت ملی و حکومت برگزیده مردم هستیم که در آن هیچ کس فراتر از قانون برخاسته از اراده ملت نیست. باتوجه به ويژگيهاي ساختار جامعه ايران، همه شهروندان ايران باهر باور ديني دربرابر قانون برابر خواهند بود وحق مشاركت دراداره همه امورجامعه و كشوررا بی هيچ محدوديتي خواهند داشت.

 


اصل چهارم:

 استقرار عدالت اجتماعی و بالا بردن سطح رفاه عمومی بر اساس جهان بینی علمی، رشد تولید، افزایش اشتغال و توزیع عادلانه درآمد ملی.

 

اعتقاد به این اصل با توجه به توضیحات تکمیلی در منشور جبهه ملی ایران می تواند بزرگترین عامل رفع تبعیض در کشور باشد چرا که بر این اساس با برقراری عدالت و توزیع عادلانه درآمد ملی همگان از مواهب و سرمایه های کشور بطور یکسان بهره مند خواهند شد .

 

فصل چهارم منشور جبهه ملی ایران:

حقوق بنيادين مدني و اجتماعي

بند 1- اعلاميه جهاني حقوق بشر:
ما می خواهیم که پایبندی به کلیه میثاق های بین المللی، از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و کنواسیون رفع تبعیض علیه زنان را جزوی از قانونهای حاکم بر اداره کشور گردانیم.
ما تاکید میکنیم که همه شهروندان ایران، چه زن و چه مرد، بی توجه به نژاد، زبان و باورهای شخصی باید بتوانند آزادانه درهمه فعالیت های اجتماعی، سیاسی و اداری کشور مشارکت داشته باشند و هردرجه یا مقامی را، چه انتخابی وچه انتصابی، که استعداد وتوانشان اجازه می دهد احراز نمایند.
مابه آزادی مطبوعات وهمه رسانه های گروهی، با توجه به حفظ همبستگی ملی و استقلال کشور، اعتقاد داریم. رسانه ها، بویژه رسانه های دیداری و شنیداری، مسئولیت خطیر آگاهی رسانی و انتشارحقایق را دارند و میتوانند در آموزش و بالا بردن سطح آگاهیها، ترویج فرهنگ كلان ملی و پاسخگو گرداندن مسئولان به ملت، نقش بسیار موثری بازی کنند.

بند 2- آزادي هاي بنيادين:
ما به آزادی اندیشه، سخن، مذهب، نوشتار، گردهمایی، سفر، گزینش آزاد شغل و جای زندگی، امنیت فردی و اجتماعی و مصون بودن فرد از آزار و ستم و خشونت حکومت، برابری زن و مرد و برخورداري همه شهروندان ازحقوق یکسان معتقدیم، وتامین حقوق و آزادیهای فردی را در چارچوب ضوابطی که قانون مبتنی براعلامیه جهانی حقوق بشر تعیین کرده است، ازاهمّ وظایف دولت ملی میدانیم. تاریخ زندگی ملت ها روشنگر آنست که ملتهای آزاد و رها از خشونت حکومتهای استبدادی، امکان آن را یافته اند كه استعدادها و نیروهای سازنده خویش را در کار ساختن جامعه ای توانمند و پویا بکار گیرند.

بند 3- برابري حقوق و فرصتها:
جبهه ملی ایران بر اين باور است که همه شهروندان ایران باید بطور برابر از همه مواهب زندگی و حقوق اجتماعی وسیاسی برخوردار باشند، بویژه زنان که همیشه درفرهنگ و تاریخ ایران زمین ازجایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند. همه مردم، بي توجه به باور، جنسيت، مذهب، زبان يا نژاد بايستي از فرصتهاي برابر براي پيشرفت در تحصيل و در فعاليت هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي برخوردار باشند. هرگونه تبعيض عليه يك شهروند ايراني جرم بشمار خواهد آمد و قابل پيگرد قانوني خواهد بود.

بند 4- آزادي رسانه ها:
با توجه به اهميت حياتي نقش رسانه هاي گروهي، اعم از چاپي، شنيداري، ديداري يا اينترنتي، در خبردهي و آگاه كردن مردم و نظارت بر عملكرد سه قوه اداره كننده كشور، جبهه ملي ايران رسانه ها را به عنوان ستون يا قوه چهارم اداره كشور به رسميت مي شناسد. رسانه ها با آگاه كردن مردم از عملكرد سه قوه ديگر، سنجش كيفي آنها و ارائه ديدگاههاي گوناگون، رسالتي بسيار مهم و حساس در گسترش فرهنگ عمومي، استوارسازي همبستگي ملي، بقا و تكامل دموكراسي و جلوگيري از هرگونه پنهانكاري، فريبكاري و فساد مسئولان اداره كشور را به عهده دارند.
از سوي ديگر، رسانه ها بايستي براي پويايي فرهنگ ملي و باززنده سازي و گسترش حوزه فرهنگ ايران، با كمك ابزارهايي مانند شعر فارسی، مقاله، نمايش، سينما، موسيقي، اپرا و غيره، به اعتبار و موقعيت معنوي ايران در منطقه و جهان كمك كنند و نسل جوان ايراني را به نقش تاريخي و پراعتبار آن در پيشرفت فرهنگ جهاني آگاه سازند.

 


اصل پنجم

 احترام به حقوق شهروندی برابر و اعتقادات دینی و آداب و رسوم و زبانها و گویش های تمامی مردم سرزمین ایران.


اصل ششم:

 تقویت و پاسداری و گسترش زبان ملی و مشترک فارسی و فرهنگ و هنرهای ملی ایران.

 

فصل ششم منشور جبهه ملی ایران:

گسترش زبان ملی فارسی وفرهنگ مشترک ایرانی

بند 1- زبان ملي و رسمي:
زبان فارسی میراث مشترک و تاریخی همه ایرانیان وهمه ساکنان حوزه تمدن ایرانی بشمار می رود. زبان فارسی که در درازاي تاریخ چندهزارساله منطقه جایگاه ویژه ای درگستره پهناور فرهنگ ایرانی داشته، در طی یکصد و پنجاه سال گذشته، در راستای زدودن مبانی فرهنگی ایران زمین با چالش های ایرانی زدایی ازسوی سیاست های قدرتهای استعماری و سلطه گر بیگانه روبرو بوده است. قدرتهای استعماری برای تحمیل زبان و فرهنگ خود و، درنتیجه، سلطه استعماری، تلاش در کاهش نفوذ فرهنگی ایران در منطقه و پایان دادن به رواج زبان فارسی بعنوان زبان اداری و بیرنگ ساختن آیین های ایرانی بوده اند. این قدرتهای استعماری، به زدودن زبان فارسی در مناطق تحت اشغال نظامی خود مانند شبه قاره هند، آسیای مرکزی، قفقاز وبحرین بسنده نکرده، برآن شده اند که زبان فارسی در پویش آموزش و پرورش مناطق مزبور نيز جایی نداشته باشد و حاکمان دست نشانده محلی را به پیروی این روند ترغیب و گاه مجبور می كرده اند.
درحالیکه زبان فارسی، زبان رسمی کشور و مشترک میان همه شهروندان سراسر ایران زمین، و وسیله ارتباط همگانی و اداره جامعه می باشد و باید بعنوان زبان اصلی آموزش داده شود، همه شهروندان آزاد هستند پیوند خودرا با زبانها و گويشهاي مورد علاقه خود حفظ كنند و به باروري آن بپردازند.

بند 2- فرهنگ ملي:
هویت ملی ایرانی که هزاران سال درگستره ای فراتر از مرزهای سیاسی امروز کشور است وجود داشته و در اشتراک زبان، آیین ها و ادبیات حماسی متجلي بوده است، در بر گيرنده هویتهای همه تيره ها و گروههاي قومی نيز میباشد که باحفظ زبانها و آیین های محلی خود، هویت ایرانی را بعنوان کلّیتی فراگير وفرهنگی کُل نگر پذیرفته اند. همین همگرایی تاریخی، پشتوانه همبستگی و رمز پایداری و دوام فرهنگی ایرانی بوده است. هویت ملی به معنای بیرنگ کردن و نادیده انگاشتن پاره فرهنگها و هویتهای تيره اي يامحلی نیست، بلکه بستری فرهنگی و تاریخی و چتری گسترده و فراگیر است که همبستگی ملی را در گستره اي گونه گون تضمین و پاسداری می کند.
ما باور داريم كه در هيچ شرايطي نبايد اجازه داد پيوند نسل كنوني ايران به فرهنگ ديرپا و پر ارج گذشته آن سست گردد. تنها راه پايداري در برابر فرهنگهاي بيگانه و حفظ هويت ملي، تكيه كردن بر فرهنگ ملي و همه نمودهاي مثبت و سازنده آن است.
ما باورداريم كه فرهنگ ملي ايران مجموعه شكوهمندي است كه طي هزاران سال، به ياري پاره فرهنگ هاي تيره هاي ايراني در گستره بزرگ ايران زمين شكل گرفته و هويتي يگانه يافته است. از اينرو، براي تداوم باروري آن، بايد به همه پاره فرهنگهاي موجود در كشور و فراسوي مرزهاي سياسي در حوزه فرهنگ ايراني ارج گذاشته شود و بستر مناسبي براي رشد آنها فراهم آيد. در اين راستا، بر آنيم تا موجبات پاسداري از همه گويش ها و زبانهاي رايج را در كنار زبان ملي فارسي فراهم آوريم. ما برآنیم تا ازهمه گویش ها و زبانهای رایج در گستره فرهنگ ایرانی درکنار زبان ملی و رسمی فارسی، در راستای هرچه غنی تر ساختن فرهنگ ملی و ایجاد همبستگی بیشتر و گسترده تر باشندگان ایران زمین، پاسداری نماییم. دراين راستا، ما برآنيم كه باايجاد پژوهشگاههاي توانمند در چارچوب فرهنگستان فرهنگ و ادب ايران، بستر مناسب را براي پويايي زبانها و گويشهاي پهنه ايران زمين فراهم آوريم.

 


اصل هفتم:

 اتخاذ سیاست خارجی مستقل ایرانی بر پایه حفظ مصالح و منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور، پشتیبانی از اصول و هدفهای منشور ملل متحد، دوستی واحترام متقابل با همه ملت ها و کشورها بویژه کشورهای منطقه و مبارزه با هرگونه تروریسم فردی، گروهی و دولتی.

 

 

فصل دوم منشور جبهه ملی ایران:

 

سیاست خارجی

بند 1- سياست خارجي:
ما با شناخت ساختار نظام بین المللی روز ومنطق حاکم برآن، خط مشی سیاسی خود را برپایه ارزشهای پذیرفته شده جهاني تنظیم خواهيم کرد ودرحالیکه همیشه هُشیار برای استفاده ازفرصتهای پیش رو وتضمین منافع اقتصادی وسیاسی خواهیم بود، از چالشگریها و رویارویی هایی که در راستاي منافع کشور و ملت ما نباشد، پرهیز خواهیم كرد.
ما در سیاست خارجی، با توجه به موقعیت ویژه جغرافیایی- سیاسی سرزمین خود بعنوان گرانيگاه تعاملات بين المللي، همواره به گونه اي دركنش و واكنشهاي جهاني مطرح بوده ايم. کشور ما زماني جايگاه محوري و نقش تعيين كننده در استقرار نظم جهاني داشته و زماني نيز خود را در حاشيه طيف ديپلوماسي جهاني يافته است. اکنون نيز که روند جهاني شدن و همبستگي و وابستگي روزافزون جامعه هاي بشري به يكديگر، نگرش چيره در سياست خارجي، گرايش به تنش زدايي، همزيستي، همكاري و همگرايي مي باشد، سياست انزواخواهي و به دور از تعاملات، ما را به گونه ای با نظام بين المللي بيگانه ساخته است. در چنين شرايطي، وابستگي به تنش آفريني، دشمن سازي، رويارويي جويي، آنهم در بُعد زيان گستر، نه تنها سازگاري با منطق مسلط روزندارد، بلكه حاكي از نارسايي و نابساماني در سياست خارجي کشور مي باشد. ما بر اين باوريم كه با توجه به امكانات و توانايي هاي بالقوه موجود، درصورت مديريت درست و بهره وري بهينه از امكانات، ايران شايستگي احراز جايگاه مطلوب در نظام بين المللي و مشاركت موثر در تصميم گيريهاي جهاني و منطقه اي را دارا مي باشد.
افزون برآن، با توجه به رویدادهای تاریخی میهنمان و آسیب هایی که بیگانگان در طول تاریخ بر آن وارد ساخته اند، بر آنیم که همزمان باآماده سازی دفاعی خود، با همسایگان و همه کشورهای جهان در صلح و تفاهم بسربریم.
ما آگاه بر این هستیم که در چارچوب تحولات جدید، مفاهیمی چون نه شرقی- نه غربی، عدم تعهد و امثال آنها دیگر کارآیی خودرا ازدست داده اند، و گرايش به آنها سبب می شود ارزیابی درستی از امکانات و رویدادها صورت نگیرد و درنتیجه بسیاری ازفرصتهای ويژه و استراتژیک ازدست بروند.
ما بر این باور هستیم که رودررویی های مذهبی- فرقه ای، کشمکش های قومی و نژادی، اختلافهای مرزی و دیگر دشواری های اجتماعی و سیاسی در منطقه استراتژیک خاورمیانه، بویژه در حوزه های خلیج فارس و دریای مازندران، باید با خردمندی سیاسی و با درنظر گرفتن واقعیات سیاسی واقتصادی روز، در جوّ اعتماد متقابل حل شود.
ما برآنيم كه با بهره جستن از موقعيت بسيار مهم و حساس جغرافيايي ايران در ميان دو كانون استراتژيك انرژي و قرار داشتن در مركز دالان هاي ترابري خاور- باختر و شمال- جنوب بگونه اي موثربرموقعيت استراتژيك وژئوپوليتيك ايران افزود وموقعيت توانمند كليدي كشور را در منطقه به آن بازگردانيم.
جبهه ملی ایران، در حالیکه با کسب و کاربرد دانش و فناوری هسته ای برای مصارف سودمند علمی و صنعتی موافق می باشد، هرگونه اقدام برای تولید سلاح های هسته ای را منطبق با منافع ملی ایران و حفظ استقلال کشور نمی داند. هرگونه فعالیت هسته ای بایستی زیر نظارت و بازرسی سازمان انرژی اتمی بین المللی و منطبق با همه پیمان ها و تعهدات بین المللی کشور باشد. افزون بر آن، جبهه ملی ایران بر این باور است که نه تنها منطقه خاورمیانه باید از تسلیحات هسته ای پاکسازی شود، بلکه خلع سلاح هسته ای در سراسر جهان به اجرا درآید.

بند 2- افزايش پيوند با همسايگان:
در حاليكه جهاني شدن و همگرايي هاي منطقه اي بر روابط بين الملل سايه افكنده است، با توجه به پیوندهای ژرف و دیرپای فرهنگی و تاریخی و اقتصادی میان ایران و همسایگان، بویژه کشورهای گستره حوزه فرهنگ ایرانی، ما برآنیم که بر پایه احترام متقابل به حقوق یکدیگر، پیوند و همکاری فرهنگی واقتصادی خودرا با همه همسایگان، به گونه ای چشمگیر افزایش دهیم و موجبات همبستگی بیشتر آنها را با ما و با یکدیگرفراهم آوریم. ما مصمم هستیم در راستای این همبستگی، به ایجاد بازارمشترک، صندوق مشترک پول واعتبار، مرکزاطلاعات و اسناد مشترک، مرکز پژوهشهای انرژی مشترک و بسیاری سازمانهای مشترک ديگر که مي توانند موجبات رشد و توسعه راستین ملتهای منطقه را فراهم سازند، در راستای همگرایی منطقه ای اقدام کنیم.

بند 3- نيروهاي دفاع ملي:
نیروهای مسلح ایران، متشکل از فرزندان برومند این سرزمین، رسالت پاسداری ازمرزها و دفاع از موجودیت کشور را برعهده داشته پشتوانه استقلال سياسي كشور خواهند بود. مصالح ملی ایران، باتوجه بموقعیت حساس جغرافیایی وسیاسی کشور، ایجاب می کند که ایران از یک ارتش نیرومند، كارآمد و روزآمد برخوردار باشد. ما باور داریم که دوگانگی نیروهای نظامی کشور متضمن همبستگی و قدرت یکپارچه دفاعی کشور نیست و، نه تنها هزینه های موازی و بیهوده را بربودجه کشور تحمیل میکند، در استواري و فرمانبری نظامی در هنگام بحران خلل وارد خواهد ساخت.
ارتش ایران باید با توجه به موقعییت جغرافیایی- استراتژیک خود و متناسب با نیازمندی های دفاعی روز و امکانات کشور سامان یابد. جبهه ملی ایران وظیفه اصلی ارتش ملی را دفاع از تمامیت ارضی و استقلال کشور می داند.
نيروهاي انتظامي كه مسئول حفظ امنيت شهروندان و جلوگيري ازبزهكاري وتخلفات اجتماعي هستند، بايد بر پايه نيازهاي تخصصي، شهري ومحلي، مطابق با استانداردهاي پذيرفته شده بين المللي، سازماندهي شوند.

بند 4- مبارزه با تروريسم:
جبهه ملي ايران پديده تروريسم وگروگانگيري را براي مقاصد سياسي مردود ومحكوم ميداند. ايران آينده يكي از سرسخترين دشمنان تروريسم و خشونت گرایی فردي، گروهي و دولتي در جهان خواهد بود و ريشه اينگونه حركتها را در درون كشور خواهد خشكاند و در همكاري با كشورهاي منطقه، در چارچوب اصول منشور سازمان ملل متحت، برای ايجاد فضاي امن و اطمينان بخش خواهد كوشيد.

+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 14:58 توسط خادم وطن |