پشتیبانی از تازش روسیه به گرجستان، گفتگو های امنیتی مقامات در استانبول، پرونده هسته ای ایران در راهروهای شورای امنیت، ادعاهای امارات متحده عربی و اتحادیه عرب نسبت به جزیره های سه گانه ایرانی در خلیج فارس، پیمان های سه جانبه و دو جانبه کشور های حاشیه دریای مازندران و خطر حمله نظامی به تاسیسات اتمی و نظامی ایران، همگی دستاوردهای سیاستهای غلط و نابخزدانه و به زیان ملت ایران بوده و حتا امکان رساندن آسیب های فراوان دیگری از جمله از هم پاشیدگی میهن ما را در بر دارد.
سردمداران حکومت دانسته و فقط در راستای سودهای شخصی و جناحی و بقای خود، کشور ما را به سوی پرتگاهی عظیم هدایت می نمایند. با توجه به اين خطرات زودهنگام و جبران ناشدنی که ملت و میهن ما را تهدید می کند، ما از حکومتگران می خواهیم تا بیدار شوند و به دیدگاه های ما که بر پایه منافع ملی دراز مدت ایران بیان شده، عمل نمایند. ما از ملت بزرگ ایران هم می خواهیم تا نسبت به سرنوشت خود احساس مسئولیت بیشتری نمایند که زمان بازگشت به عقلانیت با سرعت در حال از دست رفتن است و نباید دست روی دست گذاشت و منتظر سرنوشت شد.
1 – روسیه دوست استراتژیک ایران نيست و سه سده تجاوز به خاک ایران، بی ثبات کردن دولت های ملی کشور، و بی اعتنایی به تعهدات از جمله نسبت به حقوق ایران در دریای مازندران و سرانجام خودداری از راه اندازی نیروگاههای بوشهر، که پس از 17 سال کاری یک ساله را انجام نداده اند، گواه این مدعا می باشد.
2 – حوزه تمدن و فرهنگ ایرانی، که یک واقعیت تاریخی و فرهنگی می باشد، بایستی در دید راهبردی ما در منطقه قرار داشته باشد. ما باید همه ی مردم و کشورهای واقع در این حوزه فرهنگی را دوستان استراتژیک خود بشماریم و در معادلات سیاسی این دیدگاه را بگنجانیم.
3-کردها يکی از اجزای تفکيک ناپذير اين حوزه تمدنی می باشند و هر جا که باشند ايرانی به شمار می آيند و ما هرگز نبايد بر عليه منافع آنان با ديگران متحد شويم. 4– گرجستان نيز يکی ديگر از شاخه های این حوزه تمدنی می باشد. تجاوز روسیه به این حوزه یادآور تجاوز روس ها در سده های گذشته به ايران و تحميل عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای می باشد و باید هميشه اين موضوع را در نظر داشته باشيم.
5 – ما با هیچ کشوری در جهان دشمن نیستیم و این دشمن سازی قدرت بدستان را نباید به حساب مردم ایران گذاشت، زیرا این نیرنگی برای فریب ایرانیان از سوی قدرتمداران می باشد. ملت ایران همه ملتها و کشورهای جهان را به یک چشم می نگرد و خواهان دوستی با همه آنان می باشد. ما خواهان روابط دوستانه، سیاسی و اقتصادی با همه ملت ها، از جمله امریکایی ها، روس ها، عرب ها و اسرایيلی ها می باشيم. ما اختلافات میان دولتها را به حساب مردم نمی گذاریم.
6 – سیاست دشمن تراشی قدرت بدستان باعث از بین رفتن فرصتها و منافع ملی ما در دریای مازندران، خلیج پارس، صنعت نفت و انرژی و اختلافات درونمرزی برخاسته از خودکامگی، تبعيض و ستمگری شده و درهم ریختگی و سقوط اقتصادی، سقوط ارزشهای اخلاقی و عقب افتادگی کشور را در همه زمینه ها در پی داشته است. ما اداره کنندگان کنونی کشور را شایسته مسئولیت هایشان نمی دانیم و خواهان تغییر بنیادین در سیاست اداره کشور هستیم.
ما امضاء کنندگان، با هشدار به مردم ايران و توجه آنان به نکته های بالا، می گوییم که ادامه این سیاست ها بوسيله سردمداران، زیانهای تاریخی و جبران ناپذیری را برای ما، از جمله آسیب های وحشت انگیزی به استقلال و تمامیت سرزمینی ما در پی خواهد داشت. ما اعلان می کنیم که ما اين اشتباه ها را به حساب اشتباه حکومت گران نمی گذاریم، بلکه آنان دانسته کشور را به سوی این پرتگاه دهشتناک رهنمون می سازند. آنان مسئول هستند و باید در آینده در پیشگاه ملت ایران و آزاد انديشان جهان پاسخگو باشند .
اديب برومند، مهندس عباس امير انتظام، بانو دکتر لقا اردلان، بانو الهه امير انتظام، بانو فرشيد افشار، دکتر محمد صالح ابراهیمی، علیرضا افشاری، امیررضا امیر بختیار، مهدی الیاسی، پیمان اسد زاده، مهندس محمد اويسی، بانو گل پونه آذر، بهرام آبتين، دکتر داود هرميداس باوند، بانو سمیرا باوند، مهندس مرتضي بديعي، دکتر جهانشاه برومند، مقداد بریمانی،منصور بدری، تيرداد بنکدار، محمد بهمنی قاجار ، خسرو بهمنی قاجار ، سرلشکر بازنشسته دکتر نصرت اله بختور تاش، دکتر چنگيز پهلوان، بانو گيتي پورفاضل، ابولحسن پازوکي، محمد رضا تبریزی شیرازی، سرهنگ بازنشسته نصرالله توکلي، بیژن تلیانی، بيژن جانفشان، بانو دکتر بهيه جيلانی، عيسي خان حاتمي، دکتر علي حاج قاسمعلي، مهندس مسعود حاتمی میلانلو، مهدی حجت، علی حيدری، مهندس هوشنگ خير انديش، مهندس حميدرضا خادم، دکتر محمد علی دادخواه، دکتر پرويز دبيري، جمال درودي، مهندس آرش رحماني، بهرام رحمانی وحيد، دکتر علي رشيدي، جواد رضایی، دکتر محسن رهامي، فرهاد رهبری ،بانو دکتر فاطمه رحمانی، مهندس اشکان رضوي، دکتر جهانگیر رضوی، حسين زند، مهندس کورش زعيم، شهرام زعفرانلو، شاهین زینعلی، دکتر احمد ساعي، مهرداد سید عسگری، خسرو سیف، مهندس سیروس سرهنگی، بانو دکتر شکوفه سمیع زاده ، دکترشاهين سپنتا، بانو توران شهرياري، مهندس حسین شاه اويسی، مهندس مجيد ضيايي، يوسف فلاح، دکتر محسن فرشاد، سرلشکر بازنشسته ناصر فربد، اسماعيل فراهانی، رضا قبادی ،حسین قنبری، دکتر باقر قديري اصلي، غلامرضا کاظم زاده، بانو فرخ مهر کیوان، دکتر عليقلي محمودي بختياري،جهانگیر محمودی، اسماعيل مفتی زاده، بانوفريده مولوی، هرمز مميزي، دکتر حسین مجتهدی، دکتر فیروز منصوری، دکتر محمد ملکي، مهندس حميدرضا مسيبيان، مهندس علي اکبر معين فر، بابک مغازه ای، غلامحسین مظلومی عقیلی، بانو پريچهر مبشري، دکترعلي اکبر نقي پور، حسین نوروزی، مهندس حسین نجاتی، دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوي، مهرگان وثوق، بانو سیما هدایت، پیمان هیهاتی، مهندس حبيب يکتا.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 16:16 توسط خادم وطن
|
پیامدهای تهاجم روسیه به گرجستان
هم میهنان عزیز،
رویدادهای اخیر گرجستان و پیامدهای نگران کننده آن زنهارهای جدیدی را برای جهان، کشورهای منطقه، بویژه جوامع واقع در حوزه تمدن ایرانی، به وجود آورده که اگر ارزیابی درست، همه جانبه و واقع گرایانه نشوند، آینده برخی کشورهای نزدیک به روسیه را با مخاطرات جدی روبرو خواهد کرد. با اظهارنظرهای شگفتی برانگیز برخی مقامهای جمهوری اسلامی در این باره که یادآور موضعگیری های پیشین آنها درباره مسائل چچن و کوزوو است، بیش از پیش لازم می دانیم که برای آگاهی از فرایند و پیامدهای این تهاجم سخت افزاری، توجه شما هم میهنان را به نکته های زیر جلب نماییم:
1- روسیه که در بالکان و اروپای خاوری نفوذ تاریخی خود را از دست رفته می بیند و گرایش به غرب کشورهای عضو گروه گوام (اوکراین، گرجستان و آذربایجان) را نگران کننده می داند، بر آن است تا از نفوذ خزنده غرب در قفقاز، آسیای مرکزی و اوکراین جلوگیری نماید؛ مناطقی که روسیه مدعی داشتن منافع تاریخی است. گرایش گرجستان به غرب و درخواست عضویت آن در ناتو، که روابط دو کشور را بحرانی کرده بود باعث شد تا روسیه از مشکلات گرجستان با اوستیای جنوبی و آبخازی بعنوان ابزار فشار برای جلوگیری از تحقق مقاصد مورد نظر گرجستان استفاده نماید. قرار گرفتن عضویت گرجستان و اوکراین در دستور کار ناتو، روسیه را واداشت تا به بهانه مسئله اوستیای جنوبی به تهاجم نظامی علیه گرجستان دست بزند. این رفتار روسیه، هشداری به امریکا و دولتهای غربی و همچنین کشورهای واقع در مناطق مورد ادعای روسیه می باشد و حساسیت شدید روسیه را نسبت به رفتار سیاسی در این مناطق نشان می دهد.
2- هرچند تهاجم نظامی روسیه عملیات تنبیهی اعلام گردید، ولی اقدامات سریع و فوری روسیه که پشتیبانی از جدایی طلبان اوستیای جنوبی و آبخازی، به رسمیت شناختن استقلال آنها، نادیده انگاشتن اصول و موازین بین المللی، و بستن پیمانهای امنیتی و نظامی با آنها، همگی حاکی از وجود برنامه ای از پیش تنظیم شده است که انگیزه سلطه جویی نظامی و توسعه طلبی شوروی سابق را در اذهان جهانیان زنده ساخته است. بی شک این رویداد، کشورهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی، قفقاز و اوکراین را بیش از دیگران نگران خواهد ساخت و هیچ تضمینی نیست که روسیه از رویه مشابه گرجستان درباره دیگرانی که خواهان ورود به ناتو هستند استفاده ننماید.
3- اکنون، امریکا، اتحادیه اروپا و ناتو بر آن خواهند شد روابط خود را با روسیه، به ویژه در عرصه سیاسی- امنیتی ارزیابی همه جانبه و تجدید نظر کنند. چنانکه تسریع در امضای پیمان برپایی سامانه دفاع ضد موشکی در لهستان و تصمیم اتحادیه اروپا در تاخیر یا تعلیق اجرای توافق های پیشین با روسیه را می توان واکنش های اولیه آنها تلقی نمود.
4- از سوی دیگر، کشورهایی مانند چین که با برقراری روابط نزدیک با روسیه در چارچوب ایجاد نوعی جبهه مشترک در برابر یکه تازیهای امریکا بوده اند، اینک بر آن خواهند شد که خود را از جرگه قدرت نمایی ها و ماجراجویی های سیاسی روسیه برکنار نگه دارند. زیرا چین، در پرتو همکاری های اقتصادی گسترده با جهان، به ویژه امریکا و اروپا، و همچنین تلاش برای پرهیز از استمرار و تشدید تنش با آنها، موفق شده به پیشرفتهای چشمگیری دست یابد؛ و مایل نیست در وضع موجود اختلالی پدید آید. بنابراین، چین در تعارضات احتمالی روسیه با غرب، سیاست عدم مداخله را در پیش خواهد گرفت.
5- اما بحران گرجستان و پیامدهای آن برای ایران ارزیابی های جدید را می طلبد. با در نظر گرفتن اظهارنظرهای یکسوگرایانه مقامهای جمهوری اسلامی در این باره، ضرورت بازبینی بیش از پیش احساس می شود:
الف – گرچه در آغاز بروز شکاف میان روسیه و غرب و ادامه احتمالی آن، شرایط را برای سیاست بهره گیری از رقابتها و اختلافات فراهم می نماید، ولی باید دانست که کاربرد این دیپلماسی در صورتی موفق خواهد بود که ایران با روسیه و امریکا روابط متوازن و متناسب داشته باشد. در حالی که وابستگی های جمهوری اسلامی به روسیه در بسیاری از عرصه ها، امکان کاربرد این دیپلماسی را دشوار و ناکارآمد می سازد.
ب- در پیوند با بحران تکنولوژی هسته ای، بی تردید روسیه کماکان سیاست استفاده ابزاری از ایران را در پیش خواهد گرفت و این هدف را با توجه به شرایط وقت ممکن است به دو طریق انجام دهد:
اول آنکه، همانطور که معاون ریاست جمهوری روسیه گفت، در صورت ادامه بحران، روسیه در شورای امنیت درباره مسئله ایران ممکن است موضع متفاوت با رویه پیشین اتخاذ نماید، که در واقع، تهدیدی است به منظور برحذر داشتن از واکنش افراطی.
دوم اینکه، روسیه ادامه بحران گرجستان را به سود خود نمی داند؛ بنابراین، بر آن خواهد شد که از کارت ایران برای تغییر این وضعیت استفاده کند. به این ترتیب که در شورای امنیت مانند گذشته از طرح پیشنهادی دولتهای غربی پشتیبانی نماید و به این وسیله، دریچه ای برای بازگشت به گفتگوهای سازنده با غرب بگشاید.
سرانجام، پرسش مهمتر اینست که آیا با توجه به سیاست قدرت نمایی، سلطه جویی و توسعه طلبی روسیه، به ویژه در حوزه تمدن ایرانی، آیا مصالح و منافع ملی ایجاب می نماید که در پرتو شرایط پیش آمده، سیاست وابستگی به روسیه کماکان ادامه یابد و یا گسترده تر شود؟ به دیگر سخن، در حالی که ایران تمامی تخم مرغهای خود را در سبد روسیه ریخته و بدین ترتیب آزادی عمل و قدرت مانور خود را در رابطه با مسائل و رویدادهای پیش آمده در آسیای مرکزی، قفقاز و دریای مازندران در برابر روسیه محدود ساخته است، آیا ادامه سیاست یکسونگری در لوای شرایط نگران کننده کنونی مصلحت می باشد؟
افزون بر این، از آنجایی که ممکن است در نتیجه پیدایش سردی و تیرگی در روابط اتحادیه اروپا با روسیه، اروپایی ها بر آن شوند از نیازمندی و وابستگی خود به انرژی روسیه بکاهند و در جستجوی راه دیگری برای انتقال انرژی بر آیند. در این رابطه بی تردید ایران از امتیاز ویژه برخوردار است. ولی، در شرایطی که جمهوری اسلامی در چنبره وابستگی به روسیه قرار گرفته، و به دلیل برخی نیازمندی های ناشی از نابخردی و سوء مدیریت در سیاست خارجی، دستش زیر ساطور آن کشور است، آیا استفاده از چنین فرصت احتمالی، با توجه به مخالفتهای روسیه با انتقال انرژی بجز از راه شمال، امکان پذیر می باشد؟ فراتر از آن، روسیه توسط شرکتهای دولتی گاسپروم و لوک اویل در حوزه های آزادگان شمالی و پارس جنوبی و غیره خلیج پارس فعال است و بدین طریق استراتژی انرژی خود را در برابر اروپایی ها بیش از پیش تقویت نموده و امکان اتخاذ سیاست مستقل انرژِی را از ایران سلب کرده است.
جبهه ملی ایران باور دارد که ایران بایستی با تمامی کشورهای جهان روابط دوستانه و سازنده داشته باشد و توازن و منافع درازمدت ملی را در این روابط لحاظ کند، نه اینکه در چنبره محدودکننده کشور خاص قرار گیرد و قدرت مانور و آزادی عمل خود را در برابر رویدادها و فرصت ها جهت بهره برداری بهینه از دست بدهد. واقع نگری، خردمندی سیاسی و جهان بینی درست برای تحقق منافع ملی در سیاست خارجی یک ضرورت حیاتی است که جمهوری اسلامی فاقد آنها می باشد.
جبهه ملی ایران
تهران - 13 شهریور
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 16:13 توسط خادم وطن
|
به نام خداوند جان و خرد
چهار سال از تاسیس کمیته بین المللی نجات پاسارگاد می گذرد ، کمیته ای که در این مدت، به همت و تلاش برخی از فرهنگ دوستان، لحظه ای از دیده بانی و رصد مراکز و میراث کهن این سرزمین در سراسر کشور غافل نشده و مسئولین آن به صورت شبانه روزی و به شکلی خستگی ناپذیري، با حمایت افراد فعال و میهن دوست در داخل و خارج از کشور ، با حساسیت ویژه ای به مسائل فرهنگی ایران و شرایط دشواری که حاکمان بی خرد جمهوری اسلامی در جهت نابودی آن کمر بسته اند ، نشان داده و بی پروا در تمامی محافل لب به اعتراض گشوده و لحظه ای سکوت نکرده اند .
تردیدی نیست که شکوه و عظمت ایران باستانی نمی توانسته همه اش در قدرت ارتش و گستردگی مرزها باشد. آن چه که آن همه بزرگی را ميسر می کرد ارزش های اخلاقی آن روزگار و احترام به حقوق انسانها بوده است. ايران پس از حمله تازی در سراشیبی و ضعف قرار گرفت و این قوم که هنوز درکی از مدنيت و فرهنگ و تمدن پيدا نکرده بود ، نوک پیکان مبارزه را بسان شاگردان کنونی شان ، به سوی ارزش های فرهنگی ما هدف گرفت. در آن زمان کتاب می سوزاندند و گردن می زدند ، امروز نيز کتابها را خمیر می کنند و سرب و زندان در پس آن است ، آنروز تیسفون قطعه قطعه نمودند و به تاراج بردند ، امروز کهن ترین و با ارزش ترین آثار ایرانی به یغما می رود ، آن زمان آتشکده های زرتشتیان مورد هجوم قرار می گرفت ، و امروز آثار بجا مانده از پیش از اسلام که یا از چشم تازیان بدور مانده بود و یا با هوش و زیرکی ایرانیان در امان بود مورد هجوم نوادگان آنان است .
آری از آن زمانی این ویرانی ها شدت گرفته که حاکمان فهميده اند ، پس از قرن ها و با تشکیل حکومت الهی ! هنوز نتوانسته اند ذره ای از آن عظمت را به ایران بازگردانند ، پس یا به دروغ گذشته ایران در پیش از اسلام را نشان جباریت می خوانند و یا به بهانه های واهی و با توجیه توسعه ، اقدام به ویرانی آنان می نمایند .
به باور من کسانی که امروز بر سریر قدرت در ایران تکیه زده اند ، اگر بر سر یک دوراهی قرار گیرند که یک راه آن منافع ملی و راه دیگر اسلام باشد ، شک ندارم که راه اسلام را بر می گزینند و اگر راه سوم که منافع شخصی و گروهی باشد به آن افزوده شود ، هر دو راه دیگر را قربانی منافع شخصی خواهند کرد و آن را انتخاب خواهند نمود .بنابراین حاکمانی که در نقض حقوق بشر در صدر آمارهای جهانی قرار دارند ، هیچ علاقه ای ندارند که مقبره پدر حقوق بشر ، کسی که نماد و پایه گذار احترام به تمامی انسانها ، تنها به صرف انسان بودن ، نه بر پایه رنگ ، نژاد ، دین و ... بود ، مقابل چشمان آن ها باشد. و به اين دليل و به بهانه توسعه ، بزرگترین نماد توسعه فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی کشور را در معرض نابودی قرار داده اند .
من بعنوان یکی از اعضای بدنه کمیته بین المللی نجات پاسارگاد که با افتخار این عضویت را پذیرفته ام با این اندیشه و روش دیرین در کنار سایر هم اندیشان خواهم بود و به حاکمان اعلام می کنم ، همانگونه که مقبره کورش در حمله اول تازی به ایران ، با هوشمندی ایرانیان و تغییر نام کتیبه ، سلامت ماند ، اینک نیز به یاری همه ایرانیان اجازه نخواهیم داد تا نشان سربلندی ایران بدست ضد ایرانی ترین افراد نابود شود ، و از تمامی علاقه مندان به این مرز پرگوهر می خواهیم ما را در این راه همراهی نمايند. من معتقدم حرکتی که کمیته بین المللی نجات پاسارگاد آغاز نمود در نوع خود بی نظیر بود و با آگاهی رسانی نسبت به خطرات موجود در زمینه میراث فرهنگی عامل فشاری قوی برحاکمیت ضد ملی جمهوری اسلامی بود .
در پایان ، چهارمین سال تاسیس این کمیته را به کلیه مسئولان آن و ملت ایران دوست تبریک عرض نموده و مطمئن باشید ، نسل های آینده و تاریخ از شما بعنوان ایران بانان راستین و امانت داران واقعی یاد خواهند کرد .
حمیدرضا خادم
پاینده ایران – جاوید آزادی
/http://www.savepasargad.com/
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 9:1 توسط خادم وطن
|
نامه به دبیر کل سازمان ملل متحد
برای دوران گذار مسالمت آمیز
چهارشنبه ۰۶ شهريور ۱۳۸۷
عالیجناب آقای بان کی مون.
دبیرکل محترم سازمان ملل متحد
به عنوان قدیمی ترین زندانی سیاسی – عقیدتی در نظام جمهوری اسلامی که بیش از 29 سال از عمر خود را به جرم دفاع از حاکمیت ملی و استقرار دموکراسی در ایران در سیاهچالهای رژیم سپری کرده و الان نیز برای درمان بیماریهایی که منشأ آنها اقامت طولانی در زندان، سوء رفتار و سوء تغذیه و محرومیت از بهداشت می باشد در مرخصی استعلاجی بسر می برم و در شرایطی که افزایش تنش بین ایران و جامعه جهانی و بحران هسته ای، خطر یک جنگ دیگر در منطقه را به شدت جدی نموده است.
با احساس مسؤلیت نسبت به سرنوشت تک تک هموطنانم و با علم به میزان بالای حساسیت رژیم به اقدامات و فعالیت های خودم به نام دفاع از حق حیات و آزادی ملت ایران و به نام پاسداری از صلح پایدار در ایران و منطقه بحران زده خاورمیانه به شما متوسل شده و از طریق و با واسطه شما جامعه جهانی و وجدانهای بیدار بشری و نهادهای مدنی صلح طلب و طرفداران حقوق بشر در سراسر جهان را مخاطب قرار می دهم.
عالیجناب، خطر جنگ آنقدر جدی و فوری است که جز با بسیج تمامی امکانات جامعه جهانی در پشتیبانی از جنبش مدنی و مسالمت آمیز مردم ایران قادر به جلوگیری از آن نخواهیم بود.
گزینه هایی که در حال حاضر روی میز اعضای دائم شورای امنیت و رهبران سیاسی جهان قراردارد، حاصلی جز آسیب رسانی بیشتر به موجودیت مادی و معنوی ملت ایران ندارد. توضیح اینکه تشدید تحریم ها حتی به صورت هوشمندانه درد و رنج مردم ایران را بخاطر ایجاد محدودیت در حوزه های اقتصادی و تقویت باندهای قاچاق کالای دولتی و افزایش رانت خواری و تورم و بیکاری و ایجاد محدودیت در تهیه کالا و مایحتاج عمومی بتدریج و گام به گام ملت ایران را در گورهای دسته جمعی دفن خواهد نمود.
از طرف دیگر رژیم در مقابل فشارهای خارجی، اعمال فشارهای سیاسی و اجتماعی را بر فعالین سیاسی، مدنی و حقوق بشری افزایش داده و به بهانه مقابله با دشمن خارجی، فعالیت و حرکت های اعتراضی و آزادیخواهانه ملت ایران را غیر قابل تحمل اعلام خواهد کرد و با استفاده از فضای امنیتی، سرکوب و اختناق را به حداکثر رسانده و در فضای گورستانی، کل مردم ایران را به گروگان خواهد گرفت.
از این رو به نظر می رسد که مسؤلین نظام نه تنها تحریم های بین المللی، از جنس آنچه تا کنون اعمال شده را تهدیدی بر موجودیت خود ندانسته، بلکه از وجود چنین تحریم هایی استقبال نیز می کند. چرا که به آنها فرصت می دهد تا با اعلام شرایط جنگی، با مخالفان خود تسویه حساب نمایند. به همین ترتیب تهدید توسل به زور علاوه بر اینکه هزینه های غیر قابل جبرانی را بر مردم ایران تحمیل می کند، دست نظام جمهوری اسلامی ایران را در سرکوب بیشتر و تداوم سیاستهای غیر مسؤلانه و ماجراجویانه در کلیه عرصه هایی که امنیت مردم ایران و جامعه جهانی را به خطر می اندازد باز می گذارد.
پس اگر، نه جنگ و نه تحریم نمی تواند موجب تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی در پرهیز از ماجراجویی و تطبیق خود با الزامات صلح و امنیت بین المللی گردد، تنها گزینه ممکن، کمک به مردم ایران در مدیریت بحران و خروج از بن بست فعلی می باشد. به نظر من، رژیم جمهوری اسلامی تعلیق در برابر تعلیق و بسته پیشنهادی 5+1 را نخواهد پذیرفت چراکه این نظام به اکسیژن بحران برای تداوم حیات سیاسی خود نیاز دارد. از این رو پرونده هسته ای فرصت خوبی برای مسؤلین نظام فراهم آورده تا با تشدید بحران، اکسیژن لازم را برای حیات خود فراهم کنند.
اگر در ریشه ها و منشأ بحران تعقل و تعمق کنیم به راحتی در خواهیم یافت که بحران هسته ای ریشه در سیاست ها و برنامه های کلان نظام جمهوری اسلامی ایران دارد.
ساختار این حکومت به صورتی طراحی شده است که تولید بحران برای مردم ایران و منطقه و جامعه جهانی از عملکرد های متعارف آن می باشد، چراکه این حکومت به آزادی، دموکراسی، صلح و حق تعیین سرنوشت ملت خود هیچ اعتقادی ندارد و به همین دلیل هیچ نگرانی و دغدغه ای در مقابل مشکلات اقتصادی، امنیت روانی و مادی آن ها ندارد. و به راحتی حاضر است که کل مردم ایران را قربانی ماجراجویی خود کند. حکومتی که با مردم خود چنین رفتار می کند طبیعی است که برای اعمال خشونت و تهدید حق حیات مردم جهان از اعمال هیچ خشونتی ابایی ندارد.
عالیجناب، مردم ایران که قربانی سیاست های ماجراجویانه، جاه طلبانه، خودسرانه، خشونت بار، جنگ طلبانه و غیر انسانی این نظام هستند در صف مقدم مبارزه برای تغییر رفتار این نظام قرار دارند. از این رو شایسته است که جنابعالی با استفاده از تمام ظرفیت ها و امکانات سازمان تحت مدیریت خود، مردم ایران را در مبارزه برای حق تعیین سرنوشت و استقرار آزادی و دموکراسی یاری دهید. مسؤلیت شما در دفاع از صلح، امنیت بین المللی و حق حیات و آزادی مردم ایران و جهان بسیار سنگین است.
تاریخ در مقابل اقدامات شجاعانه و مسؤلانه شما سر تعظیم فرود خواهد آورد و در مقابل در خصوص عدم تحرک و مسؤلیت گریزی شما بی رحمانه قضاوت خواهد کرد. با نگاهی به تاریخ و تمدن ملت پرافتخار ایران، قضاوت خواهید نمود که ملت ایران این اهلیت و قابلیت را دارند که همانند مردم آزاد در سراسر دنیا سرنوشت خود را به دست گرفته و از امکانات و قابلیت های فرهنگی و مادی خود برای پیشبرد صلح و دموکراسی در جهان تلاش کنند.
شاید کمک به مردم ایران در این شرایط کار دشواری باشد ولی هزینه این امر هرچه که باشد از هزینه جنگ و تشدید بحران و ناامنی در منطقه و جهان کمتر است.
عالیجناب، مردم ایران دست یاری به سوی شما و با واسطه شما به مسؤلین و رهبران جهان و مردم آزاده و صلح طلب جهان دراز میکنند. کمک به مردم ایران، کمک به آینده بشریت است.
عالیجناب، تقاضای من (ما) از جنابعالی بسیار ساده و در عین حال فوق العاده مهم است. به عنوان مصداق اعتماد سازی در پرونده هسته ای و برای اینکه امکان کنترل و نظارت واقعی بر فعالیت های هسته ای ایران ممکن باشد از جمهوری اسلامی بخواهید که تمامی کنوانسیون های پایه ای حقوق بشر، کنوانسیون های منع شکنجه، کنوانسیون الغاء کلیه اشکال تبعیض از زنان، و اساسنامه دیوان بین المللی کیفری را پذیرفته و به آن عمل کند. و جامعه جهانی نیز با تمام امکانات بر عملکرد نظام در رعایت حقوق بشر، و منجمله میثاق حقوق مدنی و سیاسی، و پروتکل های اختیاری آن نظارت کند. رعایت کامل موازین، استاندارها و الزامات حقوق بشری در ایران کلید حل بحران هسته ای و سایر بحران ها در منطقه است.
عالیجناب برای درمان بیماری های خود می باید هر لحظه به پزشکان معالج خود دسترسی داشته باشم. بازگرداندن مجدد اینجانب به زندان،ممکن است مرگ مرا در پی داشته باشد. من این هزینه سنگین را در مقابل نجات مردم ایران از خطر جنگ و فقر و سرکوب و قحطی، فلاکت و کشتار دسته جمعی،فرار مغزها ونابودی فرهنگی با خاطری آسوده و خیالی راحت می پذیرم و عمداً می خواهم مسؤلیت اخلاقی شما را سنگین کنم تا در فراتر از قالب های سنتی رفتار و فعالیت دبیر کل سازمان ملل متحد، با استفاده از تمامی ظرفیت های جامعه جهانی و با دست زدن به ابتکارات جدید و سازنده، موجبات اجرای موازین حقوق بشر را در ایران فراهم کنید.
اینجانب مایل هستم جزییات طرح و پیشنهاد خود را با نمایندگان و کارشناسان مورد اعتماد جنابعالی به بحث بگذارم.
مطمئن باشید که ملت بزرگ ایران تا همیشه تاریخ، قدردان و سپاسگزار شما خواهد بود.
عباس امیرانتظام
قدیمی ترین زندانی سیاسی عقیدتی ایران
در بیست و نهمین سال زندان
22 تیر1387
+
نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 11:38 توسط خادم وطن
|
جنبش بيداری فرهنگي
و تلاش برای به روز کردن فرهنگ خردمدار ايران
گزارشی به مردمان ايران، در چهارمين سالگرد کميته بين المللی نجات پاسارگاد
|

|
و تقديم به همه ی همراهان مان در کميته نجات پاسارگاد،
به آن ها که در سرتا سر جهان، هرگاه که توانسته ان، قدمی در راه اهداف کميته نجات برداشته اند،
به آن ها که در ايران، با نام، بی نام، و يا با نام های مستعار برای رساندن خبرها و عکس ها و تهيه گزارش ها کمک مان کرده اند،
و به همه ی رسانه های ديداری و شنيداری و اينترنتی که صدای اين جنبش فرهنگی را به گوش همگان رسانده اند
و همه و همه ـ بی هيچ چشمداشت و توقعی ـ تنها به احترام فرهنگ خردمدار، متمدن و مهرآفرين مان از هيچ کوششی در ياری رساندن به کميته نجات کوتاهی نکرده اند. |
بيست و نهم آگوست چهارمين سالگشت تأسيس کميته بين المللی نجات پاسارگاد است ـ کميته ای که اولين ندای اعتراض سراسری در برابر آبگيری سد سيوند را در جهان منعکس کرد و آغازگر جنبشی گسترده شد برای حفظ و نجات ميراث های فرهنگی، ملی و بشری ايرانزمين.
بگذاريد قبول کنيم که وقتی کميته نجات شروع به کار کرد ـ و از همان ابتدا بخشی از روشنفکران، نويسندگان، متخصصين، دانشگاهيان و افراد تحصيل کرده در داخل و خارج ايران در بين نخستين پيوستگان به آن بودند ـ بيشتر ما از روی شور و عشقی که به زادگاه يا سرزمين مان داشتيم در اين راه گام نهاديم و عميقاً از اهميت واقعی اين ميراث آگاه نبوديم و وسعت و عظمت گنجينه هايي بشری را که ايرانیان نگاهبانان آن بوده اند را نمی دانستيم. اين آگاهی را تلاش های چهارساله ی اخير همگی ما موجب شده است.
ما، در واقع، در يک واکنش طبيعی و ساده نسبت به ويران شدن بخشی از تاريخ و فرهنگ مان، دست به اقدامی زده بوديم که از وظايف هر انسان متمدنی به شمار می رود. اما آنچه بيش از همه تکان دهنده و چشم گشا بود، نه تنها آشنايي بر ارزش اين ميراث گرانقدر، که آگاهی يافتن از وسعت بی خبری خود ما بود.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 10:22 توسط خادم وطن
|
JMINews:جلسه مشترک هیئت رهبری و هیئت اجرائیه جبهه ملی ایران این جلسات که هر ۱۵ روز یکبار برای تفاهم و آمادگی بیشتر جبهه ملی ایران در برخورد با رویدادها برگزار میشود.در جلسه امشب 5 شهریور 1387 ,رخداد های اخیر منطقه به ویژه حمله روسیه به گرجستان به بحث در آمد و این یورش مورد انتقاد قرار گرفت.همچنین درباره برگزاری کنگره آتی جبهه ملی در آبان ماه تبادل نظر شد تا این کنگره به نحو شایسته ای انجام یابد.
در جلسه امشب آقایان ادیب برومند ٬دکتر باوند و دکتر رشیدی از هیئت رهبری و خانم اردلان و آقایان رحیم٬زعیم ٬سعیدی٬فنی پور٬موسویان و مویدزاده از هیئت اجرائیه حضور داشتند.جلسه آینده هیئت رهبری شنبه شب ۹ شهریور و جلسه مشترک بعدی حوالی ۲۰ شهریور انجام خواهد گرفت
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 13:26 توسط خادم وطن
|