بلای تورم بر سر سفره مردم
هم میهنان گرامی،
از زمان روی کار آمدن دولت نهم با شعارهای فریبنده مهرورزی و عدالت گستری، پخش پول نفت، دریافت دستوری و مستقیم پول از بانک ها برای تأمین هزینه های جاری دولت و دستگاه های فرادولتی، دادن وعده های بی سرانجام رئیس دولت در سفرهای استانی و هزینه کردن پول برای طرح های به اصطلاح زودبازده، هرگونه رابطه منطقی میان درآمدها و هزینه های دولت، و میان تولید و عرضه کالا و خدمات مورد نیاز جامعه، با مقدار پول در گردش در اقتصاد، از میان رفته است. هزینه های افزون بر بودجه دولت در سال 1384 به 6/7 میلیارد دلار، در سال 1385 به 7/9 میلیارد دلار و در سال 1386 بر پایه ارقام شش ماهه اول، دستکم به 17 میلیارد دلار رسیده است.
در حالیکه رشد اقتصادی 5 تا 6 درصدی مستلزم رشد عرضه پول به مراتب کمتر از آن است، رشد نقدینگی 30 تا 40 درصد در سال، (3/34 درصد در سال 1384، 4/39 درصد در سال 1385 و 9/36 درصد در شش ماهه اول سال 1386)، یعنی دو برابر شدن نقدینگی در سه سال اخیر، نرخ رسمی تورم برای مصرف کننده در سراسر کشور را از حدود 12درصد در سال 1384، به حدود 20درصد در سال 1386 و در سال جاری به حدود 25درصد می رساند.
در حالیکه درآمد نفت در سال 1386 حدود 68 میلیارد دلاربوده و در سال 1387 به حدود 80 میلیارد دلار خواهد رسید، که دو برابر کل درآمد نفت در سال 1381و برابر درآمد 4 سال 71 تا 75 است، دولت با هزینه نامناسب پول تحت عنوان هزینه های جاری دستگاه های دولتی و نهادهای عمومی و فرادولتی، و بدون هیچ منطق اقتصادی برای طرحهای خلق الساعه کارشناسی نشده و کم بازده، و با تمرکز پول و قدرت خرید در دست گروهی خاص و وابسته به حکومت و نهادهای شبه دولتی، نه تنها سبب رشد اقتصادی واقعی و مناسب نشده، بلکه ارزش و اهمیت پول را در کل جامعه کمتر و کمتر ساخته است.
دولت، بدون سیاست مدیریتی صحیح، بی اعتنا به منطق و علم اقتصاد و ضرورت تشویق تولید داخلی که برای مردم اشتغال و درآمد می آفریند، به آزادگذاری واردات و بی اعتنائی به قاچاق، و حتی کاهش و یا حذف موردی تعرفه های گمرکی به نفع افراد خاص و یا کالاهای خاص، به بهانه افزایش عرضه در مبارزه با تورم، با ایجاد رقابت ناسالم و ناعادلانه کالاهای ارزان و بی کیفیت وارداتی در رقابتی نابرابر با صنایع داخلی، عملا صنایع کشور را به تعطیلی و ورشکستگی کشانده است. در حالیکه، انحصار واردات و حلقه های تنگ توزیع در دست گروه های خاص است، افزایش عرضه یا کاهش هزینه ها و یا قیمت های تمام شده کالاهای وارداتی هیچ تاثیری در کاهش هزینه برای مصرف کننده نداشته است.
پیگیری سیاست ستیزگری با دنیا که به تحریم های پیاپی بین المللی اقتصادی و بانکی کشور انجامیده است، افزون بر ایجاد جو عدم اطمینان به آینده، که خود دلخواه رانت خواران است، با جلوگیری از انتقال تکنولوژی به کشور، و با ایجاد واسطه های فروش میان خریداران ایرانی و فروشندگان خارجی و میان بانک های ایرانی و خارجی، افزون بر ایجاد تأخیر در انجام سفارش ها، با بالابردن هزینه های وارداتی تُولیدگران، بهای فروش کالا و خدمات را برای ایرانیان افزایش داده است. تولید کننده داخلی مجبور است همه این هزینه ها را بپردازد و در نتیجه کالاهای ایرانی زمینه رقابتی خود را در بازارهای جهانی از دست می دهند.
بی سیاستی دولت در ایجاد تعهد و هزینه پول، که اخیراً حتا به اعتراض وزیر دارایی جمهوری اسلامی و برکناری او منجر شد، و پیشتر رئیس کل بانک مرکزی نیز به همین دلیل به همین سرنوشت دچار شده بود، امروز گریبانگیر رییس کل جدید بانک مرکزی شده است. بانک مرکزی چون قادر به جلوگیری از هزینه های افسارگسیخته دولت و دستگاه های وابسته نیست، و این استقلال و آزادی عمل را ندارد که دولت را برای فروش دلارهای نفتی حواله بازار ارز کند، جلو اعتبارات بانکها به واحدهای تولیدی را گرفته که، افزون بر در تنگنا گذاشتن سرمایه در گردش واحدها، کل سرمایه گذاری های آنان در پروژه های تولیدی ناتمام را در خطر نابودی قرارداده است.
نابسامانی سیاست های مالی که مانع انجام به هنگام تعهدات واقعی به پیمانکاران شده،همراه با تکیه به نظام بانکی مصنوعی و ناکارآمد دست نشانده دولت، نرخ های بهره واقعی را در بازار تا مرز 40درصد افزایش داده و همه تولیدکنندگان نیازمند اعتبارات مناسب، و همچنین جوانان و خانواده های نیازمند مسکن، را نیز با مشکل عظیم کمبود نقدینگی و بی خانمانی روبرو کرده است.
چیرگی طرز تفکر سوداگری بر دولت و دستگاه های دولتی در سال های پس از جنگ عراق علیه ایران و اختراع روش خودگردانی مالی با هدف انتقال هزینه های دستگاه های دولتی به ارباب رجوع و مصرف کننده، سبب شد که چه کارخانه ها و دستگاه های اداری دولتی و چه تولیدکنندگان و فروشندگان بخش خصوصی، هرگونه اضافه هزینه واقعی و یا فرضی را به حساب خریدار و مصرف کننده بگذارند و به منطق صرفه جویی، کاهش هزینه ها، بهره بری از مزایای اقتصاد در مقیاس تولید، تزریق تکنولوژی، بهبود مدیریت و حفظ مواد و کالاها در چرخه تولید و فروش توجهی نکنند.
رواج طرز تفکر واسطه گری و دلالی بر دولت و سازمان ها و دستگاه های عمومی، از سوی دیگر، سبب شده است که بدون توجه به شرایط کمبود کالاها و فقدان رقابت در بازار، از یک طرف وضع و اجرای مقررات نظارتی و کنترل توسط وزارتخانه های مسئول سست و یا کنار گذشته شود، و از طرف دیگر شهرداری ها و اتحادیه های صنفی، اتاقهای بازرگانی از وظایف و مسئولیت های تاریخی، اخلاقی و نظارتی خود غافل بمانند و خانواده های مصرف کننده ناچار در چنگال فروشندگان سودجو و فرصت طلب گرفتار آیند.
یکی دیگر از عوامل افزایش فشارهای تورمی بر بودجه خانواده ها و بی بندو باری قیمت ها، بی توجهی دستگاه های قضایی و به تبع آن دستگاه های انتظامی با گران فروشان، انحصارداران و محتکران است. ارتباط سنتی و اشتراک منافع سوداگران با متولیان امر قضا، و نیز رواج شعارهای خودساخته به ظاهر مذهبی در مورد آزادگذاری قیمت ها، سبب شده است که از زمان خاتمه جنگ تحمیلی و اجرای سیاست های آزادسازی اقتصادی، ساختار نظارت بر بازار، در دولت سست و یا بی اثر گردد. امروز، با وجود ده ها سازمان بازرسی و نظارت و کنترل بر روی کاغذ، و حتی وضع قانون مالیات بر ارزش افزوده که مستلزم وجود حساب و کتاب در خرید و فروش هاست، عملاً دست فروشنده در تحمیل قیمت دلبخواه بر خریدار باز است و ترسی از نظارت صنفی یا تشکل های حرفه ای، شهرداری ها و حتی وزارت بازرگانی مسئول تنظیم بازار، ندارند.
هم میهنان گرامی،
اقتصاد بی سروسامان و نابسامانی وضع ملت ما در میان ملت های هم تراز، حاصل بی اعتنایی به اصول اولیه دولتمداری در دنیای امروز، عدم گزینش افراد شایسته برای مدیریت و اداره امور کشور، و نبود آزادی و برابری فرصتها برای فرد فرد شهروندان در سراسر کشور است.
جبهه ملی ایران، با شعار آزادی، استقلال و حاکمیت ملی از شش دهه پیش، راه و روش پیشرفت و سربلندی کشور در سطح جهانی را ارائه کرده است. تنها راه مبارزه با تورم و مفاسد اقتصادی و اجتماعی ناشی از رکود و بیکاری (فقر، فحشاء، اعتیاد، ارتکاب جرم)، و سربلندی ملی، روی کارآمدن دولت و حکومت ملی برگزیده مردم و پایه ریزی مدیریت امور کشور و مردم بر پایه کاردانی و تخصص و تعهد نسبت به منافع ملی و همه مردم است.
جبهه ملی ایران
28 اردیبهشت
آیین بزرگداشت دکتر محمد مصدق در یکصد و بیست و ششمین سال تولد آن رهبر ملی برگزار گردید
به رسم همه ساله و به دعوت جبهه ملی ایران امروز ۲۹ اردیبهشت یکصد و بیست و ششمین سال تولد رهبر ملی ایران بر سر مزار آن رهبر دکتر محمد مصدق برگزار گردید .
در این مراسم که گروه قابل توجهی از افراد ملی حضور داشتند در صفهای منظم و با شاخه های گل و با سر دادن سرود ای ایران وارد قلعه احمد آباد محل برگزاری آیین شدند و یاد و راه آن رهبر ملی را گرامی داشتند .
مراسم در ساعت ۱۰ بامداد با سخنرانی مهندس عزت الله سحابی آغاز گردید و در ادامه آقای دکتر داوود هرمیداس باوند سخنگوی جبهه ملی ایران با تشریح نهضت های ملی از شادروان امیرکبیر تا شادروان دکتر محمد مصدق حرکتهای ملی را در ایران تحلیل نموده و ملی شدن صنعت نفت را از دیدگاه تاریخی و حقوق بین الملل و تاثیر آنرا در منطقه تشریح نمودند . در ادامه نوه شادروان دکتر محمد مصدق بعنوان مسئول هیئت امنای قلعه احمد آبادبه تشریح فعالیت های هیئت امنا پرداختند و اعلام نمودند در آینده نزدیک موزه ای در قلعه احمد آباد تاسیس خواهد شد .
مراسم در ساعت ۱۲ با سردادن سرود ای ایران توسط حاظران به اتمام رسید . این مراسم با حضور علاقه مندان به دکتر مصدق که از تمامی کشور از جمله آذربایجان خراسان کردستان کرمانشاه همدان و همچنین حضور افراد برجسته ملی و همینطور گل بست های احزاب ملی ایران جلوه ای زیبا به خود بخشید .
حضور نیروهای امنیتی در تمامی منطقه محسوس بود ولی خوشبختانه آیین بزرگداشت در آرامش برگزار شد .
روز يکشنبه بيست و نهم ارديبهشت ماه 1387 ,مصادف با سالروز تولد دکتر محمد مصدق بنيانگذار جبهه ملي ايران است . ما با حضور بر سر مزار آن بزرگمرد تاريخ در احمد آباد سالروز تولدش را گرامي مي داريم.
وسيله رفت و برگشت روز يکشنبه بيست و نهم ارديبهشت در محل هاي زير مستقر و راس ساعت هشت صبح به طرف احمد آباد حرکت خواهد نمود:
1. ميدان توحيد اول خيابان ستارخان
2. خيابان توانير بعد از پل بزرگراه همت اول کوچه سامي
بیانیه جبهه ملی ایران
منافع ملی در مسلخ مبانی ارزشی
حفظ تمامیت ارضی، یکی از ابتدایی ترین مسئولیتهای هر حکومت در برابر ادعاها و تهدیدهای خارجی است. این وظیفه نه تنها از برجسته ترین و شناخته شده ترین قواعد عرفی حقوق بین الملل است، بلکه در کنوانسیون های بین المللی متعدد، به ویژه منشور ملل متحد، به صراحت دفاع از تمامیت ارضی را حق ذاتی هر دولت و عضو جامعه بین الملل تلقی نموده است. بدیهی است انتظار این است که مسئولان کشور، یا نمایندگان آن، با آگاهی از این مسئولیت تاریخی، ملی، قانونی و اخلاقی، در صورتی که در مجامع و محافل بین المللی با ادعاهایی نسبت به تمامیت ارضی و منافع حیاتی کشور روبرو شوند، در مقام رد، نفی و رفع چنین ادعاها برآمده و بر صحت حقوق و حقانیت کشور خود پای فشارند، با علم و آگاهی به اینکه سکوت در برابر ادعاهای مورد بحث بعنوان رضایت به حقانیت طرف مقابل تلقی شده و در آینده نیز بر همین پایه مورد استناد در مراجع قضایی و سیاسی قرار خواهد گرفت. دریغ آنکه طی دو سال گذشته در برابر ادعاهای مجعول نسبت به منافع حیاتی ایران در نشست های برگزار شده، دولت جمهوری اسلامی سیاست سکوت را در پیش گرفته است. چنانکه وقتی در نشست سران کشورهای ساحلی دریای مازندران برخی از رهبران شرکت کننده اصالت حقوقی عهدنامه های 1921 و 1940 را زیر پرسش برده و آنها را بتاریخ می سپارند، رییس جمهوری کشور ادعای خلاف واقع آنان را با سکوت برگذار می کند. به همین ترتیب، در نشست های اتحادیه عرب در دمشق، وقتی اظهار نظرهای چالشگرانه و صدور بیانیه ای نسبت به جزایر ایرانی می شود، وزیر خارجه جمهوری اسلامی دم فرو می بندد؛ و سرانجام در نشست شورای همکاری خلیج پارس، رییس جمهوری اسلامی در مواجهه با نقشه ای با نام مجعول برای خلیج پارس، ادامه حضور را بر خروج مرجح می داند.
اینک، با توجه به نکته های گفته شده، این پرسش ها برای مردم ایران مطرح است:
1- چه ضرورت سیاسی ایجاب نموده بود که رییس جمهور کشوری بدون دعوت رسمی در اجلاس شورای همکاری خلیج پارس شرکت کند و زیر نقشه ای با نامی مجعول برای خلیج پارس بدون هیچگونه واکنش نشست نماید؟
2- چه مصالح سیاسی اقتضا می کرد که وزیر امور خارجه کشور به عنوان عضو ناظر در نشست اتحادیه عرب در دمشق شرکت نماید تا نمایندگان اتحادیه، برخلاف نزاکت بین المللی، حضور او را نادیده گرفته ضمن اظهار نظرهای چالشگرانه علیه ایران به صدور بیانیه ای حاکی از ادعای مجعول نسبت به جزایر سه گانه ایرانی اقدام نمایند. اسفبارتر آنکه رییس جمهور عراق که کشورش شهرت به داشتن روابط ویژه و نیک با ایران است، با بی پروایی در همین نشست از ادعای مجعول دولتهای عرب نسبت به جزایر ایرانی پشتیبانی نمایند.
3- سرانجام، وقتی که در رابطه با منافع ایران در دریای مازندران، رهبران دولتهای ساحلی منافع تاریخی و حیاتی ایران را نادیده میگیرند و مبانی حقوقی مورد استناد ایران را به تاریخ می سپارند، وزیر خارجه جمهوری اسلامی گامی فراتر نهاده و برخلاف موضع اظهار شده دولت متبوع خود مبنی بر حفظ حداقل حقوق حقه ایران در بستر و زیربستر آبهای مجاور دریا، حق ایران را حتا کمتر از آن اعلام می نماید، بدون اینکه به پیامدهای حقوقی و سیاسی این نوع اظهارات توجه داشته باشد.
4- شگفتا که مقامهای جمهوری اسلامی در جایی که منافع ملی و حیاتی ایران مطرح است، سیاست سکوت را پیش میگیرند، ولی در جایی که ایران منافع حیاتی و بنیادی ندارد، مواضع چالشگرانه و دخالت جویانه را خط مشی خود قرار داده اند؛ رویه ای که ملت ایران بهایی سنگین بابت آن پرداخته، می پردازد و در صورت ادامه خواهد پرداخت.
جبهه ملی ایران، براین باور است که مسئولان جمهوری اسلامی در رابطه با سیاست خارجی کشور، پیش از هر چیز باید برای منافع ملی الویت قائل شوند و مبانی ارزشی را در جهت و خدمت منافع ملی مورد استفاده قرار دهند، نه آنکه منافع ملی و مردمی درمسلخ مبانی ارزشی فدا گردد. دیگر آنکه شایسته است مقامات تصمیم گیرنده نسبت به واقعیات و حقانیت تاریخی، حقوقی و سیاسی مسائل ارضی و مرزی کشور خود آگاهی کافی داشته باشند و به پیامدهای حقوقی و سیاسی موضعگیریها و اظهار نظرهای رسمی، بویژه شعارهای افراطی چالشگرانه و بازتابهای آن در رابطه با منافع ملی وقوف لازم داشته باشند.
جبهه ملی ایران
24 اردیبهشت 1387
به دعوت گروهی از میهن دوستان و اهل قلم و فرهنگ برگزار میشود
بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
سخنرانان :
دکتر حسین ماهوزی
دکتر علیرضا شجاع پور
زمان :
پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت - ساعت ۱۸ تا ۲۰
مکان :
تهران فرهنگسرای ارسباران
منتظر حضور گرم تمامی ایران دوستان هستیم

از سردبیر روزنامه الاهرام در مورد دلیل از بین رفتن زبان باستانی مصر پرسش شد و او در جواب گفت:
زبان باستانی مصر در مقابل زبان عربی نابود شد چرا که ما مانند پارسیان فردوسی نداشتیم.
دکتر هرميداس باوند:
سخنگوی جبهه ملی ایران
حضور شيوخ در خليج فارس به قرن 18 برمي گردد، اما مدعي حاکميت تاريخي در منطقه اند !

در دومين نشست جوانان بنياد باران در سال 87 نظام حقوقي و سياسي خليج فارس و جزاير سه گانه مورد بررسي قرار گرفت.
به گزارش روابط عمومي بنياد باران؛ در اين جلسه دکتر داود هرميداس باوند طي سخناني، با تاکيد براينکه خليج فارس در طول تاريخ و از دوران هخامنشيان و اشکانيان و حتي بعد از اسلام، دريایي ايراني بوده است و هرکس در ولايت فارس حاکميت داشته، در خليج فارس داراي سلطه موثري بوده است، گفت: بعد از قدرت يابي آل بويه در ايران، سلطه ايران بر تمامي خليج فارس و حتي درياي عمان و مسقط گسترش پيدا مي کند و پس از آن در دوره سلجوقيان و ايلخانيان و اتابکان فارس نيز بر تمامي خليج فارس به معناي امروزي آن اعمال حاکميت مي شد.
وي افزود: پس از سال 1505 امپراطوري دريايي پرتغال ظاهر مي شود و موفق مي شوند که براي يکصد سال، سلطه خود را بر خليج فارس تحميل کنند و امراي هرمز را خراجگزار خودشان قرار دهند. ولي در زمان شاه عباس (1603 ميلادي) ايرانيان موفق مي شوند، بر بحرين اعاده حاکميت کنند و در سال 1612 منطقه امروزي امارات را از دست پرتغاليها خارج کنند. اين استاد دانشگاه اظهار داشت: در سال 1620 بر قشم و هرمز نيز اعاده حاکميت صورت مي گيرد. در اين دوره حاکميت پرتغالي ها به مسقط و عمان محدود مي شود. در زمان صفويه اين حاکميت ايران، حاکميت موثري بود و پس از فتنه افاغنه و بحران داخلي، عماني ها براي مدتي، راهزني دريايي را در پيش مي گيرند، تا اينکه نادرشاه با نيروي دريايي موثري مجددا اعمال حاکميت مي کند و اعراب راهزن را سرکوب مي کند و در خدمت نيروي دريايي ايران قرار مي گيرند. بعد از مرگ نادرشاه نوعي جابجايي جغرافيايي صورت مي گيرد.
سخنگوی جبهه ملی ایران درباره سابقه ادعاي اعراب نسبت به جزاير سه گانه گفت: در حالي که حضور شيوخ در خليج فارس به قرن 18 برمي گردد، آنان هم اکنون ادعا مي کنند که داراي حاکميت تاريخي در اين منطقه هستند. مساله جزاير ايراني پس از به پادشاهي رسيدن کريمخان، مطرح شد. در نقشه هاي وزارت جنگ انگليس که تقديم ناصرالدين شاه شد، نقشه هاي درياداري و... جزاير سه گانه (ابوموسي، تنب بزرگ و کوچک) تحت مالکيت ايران دانسته شده است.
اين ديپلمات سابق افزود: در آغاز قرن بيستم، انگليس با چالش دو قدرت بزرگ (آلمان و آمريکا) مواجه مي شود. در اين شرايط، اين قدرت ها تصميم مي گيرند که با شيوخ عرب از جمله عمان قراردادهاي تحت الحمايگي امضا کنند و براساس آن متعهد شوند که با هيچ دولتي وارد مذاکره نشوند و سرزمين هاي خودشان را در هيچ صورتي با ساير کشورها معامله نکنند. عمان هم در آن هنگام تقاضا مي کند که تحت الحمايه ايران شود و اين موضوع موجب نگراني انگليس مي شود. در نهايت، کويت نيز تحت الحمايه انگليس مي شود.
هرميداس باوند در ادامه سخنان خود اظهار داشت: در سال1903 نخست وزير انگلستان از دولت اين کشور مي خواهد تا مالکي براي جزاير سه گانه ايراني پيدا کنند و سرانجام شيخ شارجه به عنوان مالک اين جزاير عنوان مي شود و انگليس به دولت ايران اين مساله را اعلام مي کند و در مقابل ايران نيز به اين تصميم اعتراض مي کند و طي مذاکرات ايران تصميم مي گيرد که پرچم ايران را از اين جزاير بردارد و ماموران گمرک را نيز خارج نمايد تا پيرامون اين موضوع مذاکره صورت گيرد.
وي تاکيد کرد: تنب بزرگ و ابوموسي بلاصاحب نبوده- طبق قوانين آن دوران حق تقدم مالکيت يک سرزمين بلاصاحب با کشوري بوده که براي اولين بار پرچم خود را در آنجا نصب کرده است-. در حالي که ابوموسي و تنب کوچک از ابتدا معتلق به ايران بوده اند.
اين استاد دانشگاه تهران گفت: طي سالهاي 1904 تا 1968 انگليسي ها تنب بزرگ و کوچک را به راس الخيمه و ابوموسي را به شارجه واگذار کردند و در مذاکرات 1938-9 ايران با انگليس، ايران پيشنهاد مي کند که براي جلوگيري از قاچاق دو کشور به صورت مشترک اقدام کنند. اما دولت هند مخالفت مي کند و آن را با سلطه بلامنازع خويش در تضاد مي بيند.
دکتر داود هرميداس باوند با اشاره به سياست دولت انگلستان در قبال جزاير خليج فارس گفت: انگليس جزاير خليج فارس را به سه دسته ايراني، عربي و مورد مناقشه تقسيم کرده بود و بحرين، ابوموسي، تنب بزرگ و کوچک نيزدر دسته سوم قرار داشتند. از سال 1968 (همزمان با خروج انگليسي ها از منطقه) مذاکرات ايران با انگليس پيرامون اين جزاير آغاز مي شود و شيوخ عرب نيز دولت انگلستان را داراي صلاحيت مي دانستند و تصميمات آن را به رسميت مي شناختند. وي افزود: در سال 1969 شاه طي مصاحبه اي در دهلي نو اعلام کرد که ايران ادعايي نسبت به بحرين ندارد. هيچ رفراندمي نيز درباره مالکيت آن صورت نگرفت. يک سال بعد، موضوع جزاير سه گانه پيش آمد و ايران موافقت مي کند که در جنوب ابوموسي، شيخ شارجه مديريت داشته باشد. همچنين اين مساله مورد توافق قرار مي گيرد که هردو طرف در اين منطقه ماهيگيري کنند و تامين امنيت جزيره نيز به عهده ايران گذاشته مي شود. سپس در مورد تنب ها نيز بصورت شفاهي توافق صورت مي گيرد.
وي تاکيد کرد: امارات ادعاي «مالکيت تاريخي» مي کند، در حالي که اين واژه، واژه مجعولي است. همچنين ادعا مي کنند که در فاصله سالهاي 1870 تا آغاز قرن بيستم مسائلي پيرامون جزاير خليج فارس مطرح بوده که با سکوت انگلستان مواجه شده است. اماراتي ها معتقدند که قرارداد مالکيت ابوموسي در شرايط تحميلي بوده است، در حالي که اينگونه نبود.
باوند افزود: نماينده انگليس در شوراي امنيت نيز تصريح مي کند که اين جزاير سه گانه محل اختلاف است و با ضرس قاطع اعلام نمي شود که متعلق به شيوخ عرب است.
وي در پايان گفت: در زمان هاشمي رفسنجاني، شيخ زائد يادداشتي را پيرامون مالکيت ابوموسي ارسال کرد که پاسخ آن را براساس اصول ديپلماتيک تنظيم کرديم که همان يادداشت سبب شد که نظر شيخ زائد تغيير کند.
در ادامه اين جلسه دکتر محمد علي هادي نيز در سخناني گفت: در طول تاريخ نام خليج فارس به اين آبراه اطلاق مي شده است و در کتابي که حاکم شارجه پيرامون تاريخ خليج فارس نوشته است و در آن تمام نشه ها را در آن جمع آوري کرده است، در اغلب نقشه هاي درون آن نام «خليج فارس» آمده است.
وي افزود: درياي سرخ را در قديم خليج عربي مي ناميدند و پس از مدتي درياي سرخ ناميده شد. حتي جمال عبدالناصر نيز در سخنان خود، از عنوان خليج فارس استفاده مي کرد. محمدرضا شاه طي يک سخنراني اعلام کرد که اسرائيل را به رسميت مي شناسد. پس از آن سخنراني، عبدالناصر روابط مصر با ايران را قطع کرد. سفير سايق ايران در امارات گفت: وزيرخارجه ي ايران هم در مقابل توضيحاتي داد که موثر نيفتاد و پس از آن زمان بود که جمال عبدالناصر کلمه «خليج عربي» را بکار برد. هادي گفت: شيخ صباح-حاکم کنوني کويت- هم به يکي از ديپلملتهاي ايراني تصريح مي کند که در کتاب هاي درسي هم عنوان خليج فارس آمده است.
وي تاکيد کرد: در واقع، اين مساله (عربي ناميدن خليج فارس) تاوان روابط شاه با اسرائيل است که هم اکنون پرداخت مي کنيم. البته در گذشته هم کارگزار انگليس در خليج فارس در سال 1958 طي نگارش کتابي پيشنهاد عربي ناميدن خليج فارس را براي اولين بار مطرح مي کند. پس از آن، کارگزار انگليس در بحرين نيز، در سال 1960 اين ادعاي مجعول را بکار مي برد. قبل از اين دونفر و نيز جمال عبدالناصر هيچ سندي براي عربي ناميدن خليج فارس وجود ندارد.
دکتر محمدعلي هادي گفت: به دلايل مختلف از جمله لابي قوي عربي در جهان، مسائل اقتصادي، روابط خصمانه ايران با غرب و... دولتهاي عربي توانستند، نام جعلي خليج عربي را در جهان رواج دهند.
اين ديپلمات سابق افزود: در سال 1971 و دو روز قبل از تشکيل امارات متحده عربي، ايران بر جزاير سه گانه اعاده حاکميت کرد. اما اين عمل بايد به شکل قوي تر و بصورت کتبي انجام مي شد. در سال 1370 شمسي، ايران شماري از اعراب جزيره ابوموسي را اخراج کرد. وي گفت: من از 1368-70 سفير ايران در امارات بودم و در طول اين مدت، هيچ ادعايي نسبت به جزاير سه گانه مطرح شد.
هادي با بيان اينکه اولويت امارات در کارهاي اقتصادي است و اصولا کاري به اين مسائل نداشته است، گفت: پس از بيرون راندن اعراب از ابوموسي، امارات طي يادداشتي تقاضاي انجام مذاکرات در مورد جزاير را مطرح نمود و در همان هنگام، ايران بايد از اين فرصت استفاده مي کرد.
وي با اشاره به حادثه کشتي «خاطر» که حامل تعدادي از اتباع شارجه بود و ايران به آن کشتي اجازه لنگر انداختن نداد، گفت: اين اولين جرقه اختلافات بود. البته اماراتي ها هم در آن دوره زماني و پس از آزادسازي برق آساي کويت توسط آمريکا دچار غرور شده بودند و احساس مي کردند که به کمک آن کشور مي توانند کاري کنند. ضمنا امارات نياز به يک درگيري خارجي داشت تا در اين سرزمين وحدت ملي ايجاد کند و اين بهترين بهانه بود. اين ديپلمات سابق افزود: اولين بار هم در جلسه شوراي همکاري خليج فارس در جده اين موضوع مطرح شد. در مقابل، ايران هم تاکيد داشت که ملاک بحث نامه شيخ زائد است و در زمينه دو تنب هيچ اختلافي وجود ندارد و پيرامون ابوموسي هم يک «سوء تفاهم» مطرح است. يعني مبناي وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران اين است که هيچ اختلافي وجود ندارد. هادي ادامه داد: شورايعالي هفت امارت طي جلسه اي اعلام کردند که کليه اختلافات مرزي به ابوظبي مربوط است و طرف مذاکره ما بجاي شارجه ابوظبي بود.
سفير سابق ايران در امارات در پايان گفت: در زمان خاتمي، شيخ زائد مايل بود که اختلافات حل شود. معتقدم، فضا به گونه اي بود که اين اختلافات بر امارات تحميل شد و تبديل به موضوعي حيثيتي شد. حل شدن اين مساله، راه حل حقوقي ندارد و بر سر مسائل حقوقي نبايد مذاکره کنيم. زيراما نمي پذيريم که اين مساله، حقوقي است.
در ادامه اين نشست، محمدعلي سبحاني گفت: مساله عربي ناميدن خليج فارس را برخي ناشي از يک طرح و نقشه غربي مي دانند و بعضي ديگر هم آن را ناشي از پان عربيسم و سياستهاي جمال عبد الناصر و مخالفت با غير عرب ها مي دانند. جعل عنوان خليج فارس به خليج عربي توسط عبدالناصر بود و هم اکنون بسياري از اعراب در صدد اصلاح اين مساله برآمده اند، اما فضاي پان عربيسم اجازه چنين کاري را به آنان نمي دهد.
وي افزود: در دوره رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني، شوراي همکاري خليج فارس -که متاسفانه توسط دولت نهم به رسميت شناخته شد- در حالي که همواره در مقابل سياستهاي ايران قرار داشته است، به رسميت شناخته نمي شد و پيشنهاد قراردادهاي امنيتي و منطقه اي مطرح شد. اقدام ديگر نيز اين بود که مساله جزاير سه گانه را حقوقي نکنيم. سبحاني اظهار داشت: در دوران رياست جمهوري هاشمي، ايران با اعراب سياستهاي ديپلماتيک موفقي را داشت.
سفير سابق ايران در لبنان با تاکيد بر اين مساله که بحثهاي حقوقي با مسائل سياسي دو مقوله متفاوت است، گفت: گاهي يک موضوع از نظر حقوقي حق مسلم يک کشور است و کسي نمي تواند آن را ناديده بگيرد، اما تحولات سياسي و نظام قدرت بين المللي و منطقه اي نقش موثرتري دارد. بناراين، دولتها براي دفاع از حقوق خودشان بايد يک نگاه سياسي و همکاري با نظم موجود را در دستور کار قرار دهند. وي افزود: هاشمي رفسنجاني با همين نگاه، کار را طي مذاکراتي با امير عبدالله- وليعهد وقت عربستان سعودي- پيگيري کرد و وي با اماراتي ها درگير شد که به چه علت، اين موضوع را دنبال مي کنند. اين سياست ايران تا زمان خاتمي ادامه يافت و وي نيز ظرفيت زيادي را در اختيار داشت.
محمدعلي سبحاني ابراز عقيده کرد: سياست ما در مقابل مساله جزاير سه گانه، سياست بسيطي نبود. اماراتي ها توان توافق با ما را نداشتند و حتي با سفر رئيس جمهوري ايران هم اين مساله حل نمي شد.
وي با اشاره به سياستهاي دولت نهم در زمينه جزاير ايراني گفت: سفر احمدي نژاد به امارات يک خطاي تاکتيکي محسوب مي شود و حتي از اوضاع گذشته هم عقب نشيني زيادي داشتيم. قبلا شرط سفر به امارات، حل مساله جزاير بود، اما هم اکنون با انجام اين سفر مشخص شد که اين مساله برايمان اهميت زيادي ندارد. سبحاني افزود: سفر احمدي نژاد به امارات و قطر نشان مي دهد که ما نسبت به مالکيت جزاير سه گانه حساسيت زيادي نداريم و حتي در شوراي همکاري خليج فارس هم به عنوان عضو ناظر، استفاده زيادي از حق خود به عنوان عضو ناظر نکرديم.
سفير سابق ايران در لبنان با اشاره به موضوع عضويت ايران در اتحلديه عرب گفت: اتحاديه عرب يک شوراي قومي است و عرب ها مي توانند از مزاياي آن بهره مند شوند و سابقه روابط آن با ما نيز چندان خوب نيست. اما جمهوري اسلامي ايران بدليل همسايه بودن با چند تن از اعضاي آن و نيز براساس اصل تنش زدايي که در دوره خاتمي سياست خارجي براساس آن تعريف شد، تصميم گرفت تا روابط خوبي با آنها داشته باشد تا روابط منطقه اي را در چارچوب منافع ملي شکل دهد. البته پايبندي اعراب به اين اتحاديه به دلايل گوناگون کم شده است. اما اين مساله قابل پذيرش است که با آن همکاري داشته باشيم و اين اتحاديه به ايران و ترکيه پبشنهاد داد که به عنوان عضو ناظر وارد اين اتحاديه شوند.
وي افزود: جمهوري اسلامي اين مساله را مطرح نمود که شرط اين عضويت، عدم هجمه به ايران در برخي موضوعات، رعايت اصول ايران در برخي زمينه ها که مورد تعرض واقع مي شود و عدم تکرار ادعاهاي اماراتي ها از سوي اين اتحاديه و... است. اما در سفر احمدي نژاد و سفر وزيرامور خارجه به دمشق اين هنجار ديپلماتيک شکسته شد.
سبحاني درپايان با بيان اينکه اين مساله به نوع نگاه دولت نهم در سياست خارجي بر مي گردد، گفت: دليل اين مساله، گرفتاري دولت نهم در باتلاق توهم، عدم پاسخگويي و تصميمات خلق الساعه مبتني بر نيازهاي روز است. البته تاکيد مي کنم که اين اقدامات در زمينه جزاير سه گانه خطاهاي تاکتيکي و نه استراتژيک هستند.
نوانديش
جناب آقای منوچهر متکی وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
سرور گرامی،
سیاستهای خارجی نابخردانه و آسیب زا، و ستیزگری های بیهوده و ناهوشمندانه جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی، که شما نماد ومجری آن بوده اید، ما را در چنان شرایط تحقیرآمیزی قرار داده که ملت ایران، با پیشینه تاریخ و تمدنی با عظمت و پرشکوه، و با موقعییت استراتژیک بی همتا، که می بایستی به عنوان مرکز ثقل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی منطقه، اکنون قدرتمندترین و بانفوذترین کشور این بخش جهان باشد، باید در چنین شرایط ناتوانی و انزوا و بی حرمتی قرار گیرد که کشورهای کوچک منطقه، بجای آنکه برای پیشرفت و امنیت خود بر ما تکیه کنند، خود سرچشمه ناامنی مرزهای ما شوند. چرا ملت ایران باید برای حفاظت از تمامیت ارضی کشور خود مجبور شود جلو سفارتخانه های کشورهایی گرد آید که موجودیت و رفاه خود را مدیون ما هستند؟ شرم بر ما که خود را چنان اداره کردیم که اینهمه در چشم جهانیان و همسایگان حقیر شویم. حفاظت و دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی ایران وظیفه شماست، نه مردمی که اکنون دیگر به درستی از شما دست شسته اند.
عملکرد شما به عنوان نماینده روابط برونمرزی کشور نه تنها آبروریزی های فراوانی را در بر داشته، گفته های شما توسط دیپلمات های بیگانه به ریشخند کشیده شده، در نشست های بین المللی ناآگاهی های شما موجبات توهین را فراهم کرده، به جلسات حساس گفتگوهای مربوط به ایران راه نیافته اید، و حتا کشورهای کوچکی که خود همیشه متکی به دیگران بوده و هستند، چنان گستاخ شده اند که با نماینده ایران مانند نوکر خود رفتار می کنند، بلکه شما خود نیز اظهاراتی در رسانه ها و مجامع بین المللی در مواردی که منافع ملی ما مطرح بوده کرده اید که چیزی جز خیانت به منافع ملی ایران نمی تواند تعبیر شود و روزی باید پاسخگوی ملت بزرگ ما باشید.
اظهارات شما به عنوان یک مقام رسمی کشور در پیوند با مالکیت ایران در دریای مازندران، منافع ملکی، استراتژیک و فرهنگی ایران در خلیج پارس، منافع استراتژیک و پیمانی ایران در اروندرود، موضع گیری های شما در رابطه با شورای امنیت که ناشی از ناآگاهی از حقوق بین الملل و مسئولیت ها و اختیارات نهادهای سازمان ملل بوده، و شماری اظهارات نابخردانه و ناهوشمندانه دیگر در عرصه بین المللی، چیزهایی نیست که ملت ایران به آسانی فراموش کند.
شما سه سال پیش در میزگردی با حضور ریچارد مورفی و من، در تضاد 180 درجه ای با پیش بینی اینجانب، با قاطعیت اظهار نظرکردید که از صدور قطعنامه حقوق بشری پارلمان اروپا علیه جمهوری اسلامی شگفت زده شده اید، و نیز اینکه امریکا هرگز نمی تواند مسئله هسته ای را به شورای امنیت بکشاند. این ناآگاهی و تحلیل غلط باعث شده که در طی مدت مسئولیت شما در وزارت امورخارجه، نخستین قطعنامه تحریم شورای امنیت در تاریخ کشور علیه ایران و متعاقب آن، انگار که از خواب بیدار نشده اید، دو قطعنامه تحریمی سخت تر دیگر هم علیه ما صادر شود، اقتصاد کشور را به نابودی بکشاند، ما را در آستانه تجاوز نظامی قرار دهد، همسایگان را به دست اندازی به خاک ایران و شیطان های تجزیه طلب را به آب گل آلود امیدوار سازد. عملکرد وزارتخانه شما، که به یک محفل خانوادگی تبدیل گشته، باعث شده که کشورهای پیرامون دریای مازندران به ما اعتنایی نکنند، کشورهای پیرامون خلیج پارس ما را مانند موالی خود تحقیر کنند، نام خلیج پارس را تغییر دهند، جزایر سه گانه را ادعا کنند و فیلم هایی توهین آمیز برای تحقیر ملت ایران تولید نمایند، کشورهای عرب زبان کماکان علیه ما رای دهند و اکنون علیه ما بسیج شوند، کشورهای زیرکی مانند ونزوئلا، بولیوی و غیره ما را بدوشند، و جهان به ما مانند جزامی ها بنگرد. اینها همه دستاوردهای دوران وزارت شما بوده است.
امروز هزاران نفر از مردم ایران در تهران و دیگر شهرها ناخشنودی خود را نسبت به سیاستهای خارجی شما نشان دادند و عملا شما را با تظاهرات گسترده خود از مقامتان خلع کرده اند. بنابراین، برای جلوگیری از تخریب بیشتر منافع، موقعیت و وجهه بین المللی ایران، و یا دستکم وجهه کیفی دیپلماسی بین المللی ایران، من به نام یک شهروند ایرانی و در پژواک اعتراض ملت ایران در این روز مقدس خلیج پارس، از شما درخواست می کنم که هرچه زودتر، پس از پوزش خواهی رسمی از ملت ایران و درخواست بخشایش، از سمت خود کناره گیری نمایید. هرچند که کناره گیری شما تضمینی برای یک جانشینی شایسته نیست، ولی شاید که استثنایی بودن کیفیت بسیار پایین دیپلماسی بین المللی ایران را تا حدی جبران نماید و به جهانیان اعلام کند که شما نماینده خواستهای ملت ایران و نماد خرد ایرانی نیستید.
با گرامیداشت،
کورش زعیم
گزارش گردهمایی در برابر سفارت امارات در روز ملی خلیج فارس (10 اردیبهشت 1387 )
به همراه متن قطعنامه جوانان جبهه ملی
ایران آزادhttp://www.hamidrezakhadem.blogfa.com/
در روز 10 اردیبهشت همزمان با روز ملی خلیج فارس،گردهمایی به دعوت برخی فعالان سیاسی و دانشجویی تشکیل شد.در این گردهمایی جوانان جبهه ملی ایران ،جوانان حزب پان ایرانیست،دانشجویان و مردم ایران دوست اعم از پیر و جوان حضور داشتند و با سر دادن شعارهایی در خصوص جزایر سه گانه و خلیج فارس شور و حرارتی خاص به آن بخشیدند.
در 15 دقیقه ابتدایی مراسم ، نیروهای امنیتی پارچه نوشته ها و پلاکاردها را که توسط جوانان جبهه ملی ایران تهیه گردیده بود و تماما ً خطاب به کشور امارات نوشته شده بود و به هیچ عنوان رنگ و بوی سیاسی در آنها دیده نمی شد توسط ماموران امنیتی ضبط شد.همچنین دوربینها و موبایلها که در حال تهیه عکس از مراسم بودند توسط نیروهای امنیتی به شکل خشونت آمیزی جمع آوری شد.
پس از 15 دقیقه نیروی انتظامی اقدام به متفرق نمودن مردم نمود و متاسفانه باید گفت دوستان جوان ما در حزب پان ایرانیست نیز با اعلام پایان مراسم با نیروهای امنیتی همکاری نموده و ضمن متفرق نمودن جمعیت ، خود نیز محل را ترک نمودند ولی مراسم همچنان با پا فشاری و استقامت مردم در برابر خشونت نیروی انتظامی به خیابان ولیعصر کشیده شد.در این حین پلیس اقدام به بازداشت افراد نمود تا از این طریق بتواند با ایجاد رعب ، مردم را متفرق نموده و فضا را آرام سازد ، این موضوع نیز خود سبب اعتراض گسترده تر مردم گردید.خبرها حاکی از بازداشت بیش از 20 نفر از جمله آقایان بیژن جانفشان و کی خسروانی بود،با این حال نیروی انتظامی و امنیتی برای جلوگیری از حرکت مردم به سمت میدان ونک به شکل خشونت باری مردم را مورد ضرب و شتم قرار می دادند.
تجمع کنندگان که به سمت میدان ونک در حرکت بودند چندین بار از سد نیروهای امنیتی گذشته و همراه با رهگذران که به آنها پیوسته بودند به حرکت خود ادامه داده و با شعارهای :خلیج فارس همیشه – هرگز جدا نمیشه، مگر که ما بمیریم خلیج عرب! ببینیم و سر دادن سرود ای ایران و یار دبستانی خود را به میدان ونک رساندند.حضور مردم در میدان ونک 2 ساعت پس از آغاز مراسم بود که در آنجا نیروهای ضد شورش با موتور به سمت مردم حمله ور شدند و مردم را متفرق نمودند.
چند نکته در این میان جالب توجه می نمود:
*در ابتدای مراسم که نیروهای امنیتی اقدام به جمع آوری پارچه نوشته ها نمودند باعث تعجب تمامی حاضران شد چرا که به روی پارچه های ضبط شده نام زیبای خلیج فارس به فارسی و انگلیسی نوشته شده بود و همچنین نوشته هایی چون جزایر سه گانه تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی همیشه ایرانی بوده،هست و خواهد بود، ملت ایران از یک وجب خاک خود نخواهد گذشت، بر روی پارچه ها دیده میشد.
سوال اینجاست:
چرا نیروهای امنیتی شعارهایی را که برای حفظ تمامیت ارضی ایران وجود داشتند را جمع آوری می کردند مگر آنان چنین نمی اندیشند و سرکوب ملت برای آنها مهم تر از تمامیت ارضی ایران است؟
*نکته دوم رفتار خشونت بار بخشی از نیروهای امنیتی بود که به شکلی وحشیانه باتوم بر سر جوان ایرانی کوبیده و یا زنان را به داخل جوی آب پرتاب کرده و حتی با خشم فراوان مشت و سیلی بر صورت پیرمرد کهن سال ایرانی می کوبیدند آنهم در حمایت از کشور شیخ نشین امارات.
*نکته سوم وجود برخی افراد وطن دوست و بسیار متشخص در نیروهای امنیتی چرا که برخی برای اینکه دیده نشوند به گوشه ای خزیده و همراه با مردم سرود ای ایران را زیر لب زمزمه می کردند.
*نکته چهارم ظاهرا نیروهای وابسته به حاکمیت جمهوری اسلامی ساعت 1 ظهر در مقابل سفارت امارات تجمع برگزار نمودند در این بین وجود پلاکاردهایی که خلیج عربی!!! را در ابعادی بسیار بزرگ و خلیج فارس را در ابعادی بسیار کوچک نوشته بودند در دست آنان دیده میشد که این موضوع باعث خشم فراوان مردم و جوانان میهن پرست گردید و واکنش آنان را برانگیخت.
قطعنامه جوانان جبهه ملی ایران در گردهمایی روز خلیج پارس
ما، ملت ایران، با پیشینه تاریخ و تمدنی با عظمت و پرشکوه، و با موقعییت استراتژیک بی همتا، که می بایستی به عنوان مرکز ثقل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی منطقه، اکنون قدرتمندترین و بانفوذترین کشور این بخش جهان باشیم، چرا باید در چنین شرایط ناتوانی و انزوا و بی حرمتی قرار گرفته باشیم که کشورهای کوچک منطقه، بجای آنکه برای پیشرفت و امنیت خود بر ما تکیه کنند، خود سرچشمه ناامنی مرزهای ما شوند. چرا ما ملت ایران باید برای حفظ تمامیت ارضی کشورمان مجبور شویم جلو سفارتخانه های کشورهایی گرد آییم که موجودیت و رفاه خود را مدیون ما هستند؟ شرم بر ما که خود را چنان اداره کردیم که اینهمه در چشم جهانیان و همسایگان حقیر شویم.
ما، جوانان جبهه ملی ایران، اعلام می کنیم که نه تنها از امنیت سه جزیره خلیج پارس، بلکه از وجب به وجب خاک مقدس ایران دفاع خواهیم کرد. ما، بی توجه به جمهوری اسلامی که سیاستهای خارجی نابخردانه اش و ستیزگری های بیهوده و ناهوشمندانه اش در عرصه بین المللی، ما را در چنین شرایط تحقیرآمیزی قرار داده، در صورت کوچکترین تعرضی به خاک ایران، همگی وظیفه دفاع از میهن را بر دوش خواهیم گرفت.
جوانان جبهه ملی ایران تهران – 10 اردیبهشت 1387
گفتگوی امیر پریزاد با مهندس کورش زعیم/ دکتر هرمیداس باوند /دکتر محمد علی دادخواه /خسرو سیف
پاینده ایران
به ایران بیاندیشیم
ایرانیان!
چند صباحی است که دولتهای عربی بویژه امارات ,با تكيه بر حمايت هاي بين المللي و بهره گيري از شرايط نامساعد كشورمان ,ساز ناسازي با ايران كوك كرده;هوس خاكمان داشته و چشم طمع بر جزاير ما دوخته و مي كوشند مقدمات آنرا با تغيير نام خليج فارس و تكرار ادعاهاي واهي در مجامع مختلف و تريبونهاي گوناگون نسبت به آن سرزمينهاي پاك -تنب بزرگ,تنب كوچك و ابوموسي - كه اراضي اصلي ايران هستندو خواهند بود,فراهم آورد.از اينرو نمايشي از عزم و اراده ي ملي در دفاع از تماميت ارضي و سرزمین مقدسمان كه گرد هم آيي و تجمع ما ايرانيان در روز ملي خليج فارس - و عمليات بيت المقدس-در مقابل سفارت دولت امارات مي تواند يكي از جلوه هاي آن باشد,قدرت بازدارنده ي مناسبي در برابر اين توطئه هاي شوم و توطئه هاي خطرناك احتمالي آينده مي باشد.
اگر چه بديهي است,اما لازم به ذكر است كه مطلق پاسخ دادن به ادعاهاي كشوري كه در سال 1971, درفقدان يك اراده ي طبيعي دروني ,با اراده و حمايت قدرتهاي متجاوز و استعماري پا به صفحه ي روزگار گذارده آماج و مقصود نهايي ما نيست,چرا كه اين دولت نوپيداي قراردادي نمي تواند از حق و حقوق تاريخي نسبت به سرزمينهايي سخن بگويد كه صدها و هزاران سال پيش از تحقق و تشكيل آن ,متعلق به ملت ما و جزءسرزمينهاي اصلي ايران بوده است.پس بنا به لحاط منطقي و حقوقي اگر بتوانيم درست و انديشيده عمل كنيم يعني آنچه امروز مفقوداست,ادعاهايي از اين قماش نمي تواند خطري براي ما باشد.اما از ناتواني در دادن پاسخهاي بايسته و از بي حسي و عدم حركت ما بيم آن ميرود كه جداي از دولتهاي قوي پنجه و نيز جداي از كشورهاي كوچك نوپيدا ,كشورهاي جديد التاسيس و ذره اي اقيانوسيه نيز با ديگران به طمع افتاده و هر كدام خواهان آن باشند,هر آنچه به سر دارند و به آن ميزان كه مقتضي باشد بعمل آوردند ;منزلتمان بيش از اين فرو شكند و نامي بجز ننگ نبريم...
اين تجمع و گردهم آيي جداي از آنكه سبب مي شود دشمنان در طرح و پيگيري برنامه هاي ضد ايراني خود آهسته شوند سود ديگري نيز دارد و آن اينكه امروز بدانيم به ناچار و از بد روزگار به حالي هستيم كه مي بايست در مقابل دولت ناتوان و ضعيف و فاقد حقيقت امارات كه تبديل به محلي شده براي جذب سرمايه و گردشگران ايراني ,موضع دفاعي به خود بگيريم ;اين يك حقيقتي است كه ميبايست براي ما مسلم و يقين بشود كه با اين اوضاع مي بايد به خود آئيم و بيش از آن مقدار كه تا امروز بوده است به ايران و چگونگي احوال خود بيانديشيم.
وعده ي ما با شما ايرانيان ساعت 11 روز سه شنبه,10 ارديبهشت ماه 1387
خيابان وليعصر ,تقاطع ظفر(شهيد وحيد دستگردي),مقابل سفارت امارات
پاينده ايران
سازمان جوانان حزب پان ايرانيست
جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی ایران
Azarbayejan Movement For Integrity Of Democratic IRAN
فراخوان برای دفاع از یکپارچگی ایران درباره خلیج فارس و جزایر آن
"جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران" از همه هم میهنان می خواهد که ساعت یازده روز سه شنبه دهم اردیبهشت ماه ، روز ملی خلیج فارس ، در برابر نمایندگی امارات واقع در تهران ، خیابان ولیعصر ، چهارراه ظفر گرد آیند و اراده قطعی خود ، برای مقابله با ادعاهای واهی در باره خلیج فارس و جزایر آن را اعلام دارند.
همزمان این باور خود را نشان دهند که وقتی رئیس دولت حکومت مذهبی زیر نوشته «خلیج عربی» خاموش می نشیند و لب به اعتراض نمی گشاید ، هم امارات هستی نیافته بر جزایر ایران ادعاها می کنند و هم شرکت های معامله گر به مانند گوگول در نقشه هوا به زمین خود خلیج فارس را نام خلیج عربی می نهند.
برای همین است که آذربایجانی بر می خیزد تا هم مشت محکم بر دهان بی گانه تجاوزگر زند و هم حکومت جهل و نیرنگ را فرو کشد و سرنوشت خود را به دست گیرد.
پاینده ایران و ملت ایران
جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی ایران
۱۰ اردیبهشت منتظر دیدن شما هموطنان مقابل سفارت امارات هستیم

نبود حاکمیت ملی و ضعف حاکمیت اسلامی در دفاع از منافع ملی ایران ٬ سبب آن شده است که میهن عزیزمان از هر سو مورد تهدید و تعرض قرار گیرد . امروز بازهم موسسه دیگری تاریخ سرزمین ما را تحریف میکند.بر خلاف صدها نقشه و سند در موزه های دنیا و هزاران نوشته و مدرک در کتابخانه های جهان ٬موسسه گوگل بر اثر فشار دلارهای عربی و یا جهالت محض ٬ از نام مجعول خلیج عربی استفاده کرده است .جبهه ملی ایران در آمریکا به این گستاخی به تاریخ جهان و میراث فرهنگی کشور بزرگ ایران اعتراض میکند و خواستار تصحیح فوری این اشتباه بزرگ و استفاده از نام و اقعی و همیشگی "خلیج فارس" میباشد.
4/16/2008 به نام خداوند جان و خرد
دعوت به گردهمایی در روز 10 ارديبهشت
مقابل سفارت امارات
جمعی از جوانان جبهه ملي ايران
هموطنان عزيز !
تحولات و رخدادهاي سياسي در منطقه با سرعت بسيار بر عليه منافع ملي ايران مي گذرد بي آنكه حاكميت، اندك وقعي به آن نهد. كشور نوپاي امارات كه روزگاري به رسميت شناخته شدنش در گرو امضا كشور ايران بود امروز با پشتیبانی اتحاديه عرب و برخی ابرقدرتهای جهان چشم طمع به خاك اين سرزمين داشته و مترصد فرصت و خطاي مسئولان جمهوري اسلامي است تا به بهانه آن بخشي از اين آب و خاك را از ميهن عزيزمان جدا نمايد .
هم ميهنان گرامي !
يكي از خاندان هايي كه در تاريخ چند صد ساله اخير ايران هميشه مورد سرزنش تمامي ايرانيان قرار گرفته سلسله قاجار بوده است ، چرا كه با بي كفايتي و بي درايتي بیش از نیمی از اين سرزمين را به بيگانگان واگذار نمودند و در امانتي كه به دست آنان سپرده شد خيانتي فراموش ناشدني کردند. لذا ما ايرانيان براي حفظ تماميت ارضي کشور وظيفه خود مي دانيم با تمام وجود و با کاربرد تمامي ابزارهاي ممكن، امانت سپرده شده به خود را حفظ نماییم تا نه گزندي به كشور عزيزمان وارد گردد و نه در تاريخ به خيانت در امانت متهم گرديم. بنابر اين ما جوانان جبهه ملي ضمن دعوت از تمامي هموطنان، در روز 10 ارديبهشت ساعت 11 بامداد، همزمان با روز ملي خليج پارس ، به همراه ساير هم رزمان در برابر سفارت امارات گرد مي آييم تا اعتراض شديد خود را به گوش مسئولان آن شيخ نشين رسانده و اعلام نماييم که حتي اگر مسئولان جمهوری اسلامی در برابر گزافه گويي هاي آنها سكوت كنند ، ملت ايران هرگز از يك وجب خاك خود نخواهد گذشت .
اشکان رضوی
افشین حسینی
اکبر فهیمی
امیر شریفی
امیر شیخ الاسلام
امین قلعه ای
ابراهیم مرادی
آرش رحمانی
آرش صدیقی
بهرام رحمانی وحید
بیژن جانفشان
پیام طیب زاده
پیمان عارف
تیرداد بنکدار
حامد آیینه وند
حامد عزیزی
حسین دهوس
حمید رضا خادم
رضا درودی
رضا رادفر
رضا عزیزی
رکسانا خلیل الله
ژیلا سربازی
سحر بذرافشان
سلمان سیما
سمیرا جمشیدی
شیوا نصر
شیوا نوجو
علی اسماعیل زادگان
علی حاج قاسمعلی
علی علیمحمدی
علی قادری
غلامرضا کاظم زاده
فاطمه رحمانی
فرهاد میرفتاحی
فریبا درودی
کاوه بقایی ماکان
مجید ستاری
محسن رهامی
محمد شوراب
مریم شاه حیدری
مونا مقدم
مهدی الیاسی
میثم نظمی
نادر تقی زاده
نیما ناصرآبادی
وحید نوذری
هوتن دولتی
هومن دولتی
در این دنیای سراسر درد و رنج و ظلم و بیدادگری و دراین کشور تحت ستم که داخلی و اجنبی با هر شرایطی تنها منافع شخصی و گروهی را می طلبد و از ضربه زدن به ایران و ایرانی هراسی ندارد و قربانی شدن کشور و فرزندانش کم اهمیت ترین موضوع بنظر میرسد بزرگترین جفا در حق انسان این است که به خودخواهی و اختیار پدر و مادر فرزندی ناخواسته و به جبر وارد جهان شود و بانیان آن بی توجه به آینده در برابر آنچه می گذرد بی تفاوت باشند . کشوری که با وجود اینهمه بیدادگری هیچگونه تصویر روشنی از آینده اش نمی توان در ذهن تصور کرد چراکه سرمایه ها و منابع اش روزانه تاراج میشود بی آنکه اندکی بهره نسیب مالکان اصلی آن یعنی ملت ایران شود .
خطاب من به شما نسل دومی هاست . هان کجا فریاد کنیم که گناه نسل ما چه بود ، مگر چه کرده ایم که اینچنین باید تاوان خطاها و اشتباهات شمارا بپردازیم ؟
گفتید انقلاب کردیم برای برقراری آزادی ، برابری ، عدالت ، امنیت و ...
گفتید می خواهیم خودمان سرنوشت خود و میهنمان را رقم بزنیم .
گفتیدقصد داریم تمام تفکرهای سیاسی را در حاکمیت داخل کنیم تا بهترین ها به رای مردم در غالب حکومتی شایسته سالار متبلور شوند .
گفتید میخواهیم تا دلتان بخواهد روزنامه و نشریه چاپ کنیم که همیشه شلاق نقد بدست داشته باشند و ناظر حاکمیت باشند .
گفتید دیگر زندان و زندانی نخواهیم داشت .
گفتید دستگاه های دولتی فاسدند و ما میخواهیم فساد را از حاکمیت حذف کنیم .
گفتید ما به دنبال این هستیم تا مردم در نهایت شادی و رضایت زندگی کنند و کمترین افسردگی و جنایت و نا امنی در ایران باشد .
گفتید که ما بر روی سرمایه نشسته ایم و باید از بابت آن سهمی به ما و فرزندانمان برسد و گفتید آینده را برای فرزندانمان میخواهیم
و گفتید و گفتید و ...
گله نزد چه کسانی ببریم ، سینه پردرد کجا خالی کنیم . چرا این خواسته ها دقیقا نتیجه عکس داد و کشور عزیزمان در برابر اتفاقات ناگوار و فرزندانش در برابر تیغ و تیر و زندان قرار گرفتند ؟
چه بگوییم که آزادی ، برابری ، عدالت ، رفاه و امنیت تنها به آرزوی دست نیافتنی ما تبدیل شده است . هرگز شما را نخواهیم بخشید چراکه بر هیچیک از خواسته هایتان پای نفشردید که اینک جوانان و مردم ایران زمین در بالاترین سطح افسردگی ، بیکاری ، فقر ، فساد ، طلاق ، ناهنجاری های اجتماعی و ... قرار گیرند کافی است نگاهی به صفحه حوادث روزنامه ها بیاندازید آیا تحمل خواندن تمام حوادث یک روز در ایران را دارید ؟ قتل پدر، فرزند ، برادر ، همسر و ... فحشا ، تن فروشی ، فساد و هزاران درد بی پایان .
هیچگاه از جفا و ظلم شما در حق خود نمی گذریم چراکه نه خود حاکم سرنوشت خود شدیم نه صدایی بعنوان صدای منتقد شنیده میشود ، حاکمیت شایسته سالاری وجود ندارد و عزا عزای شکستن قلم است و تعطیلی مطبوعات . زندانها نه تنها از بین نرفتند بلکه گسترش یافته اند و ایران خود تبدیل به زندانی بزرگ شده است . فساد نه تنها برچیده نشد بلکه اینک اختلاسهای چندین میلیاردی بسیار حقیر و کوچک شده اند . به آب و خاک وطن در شمال و جنوب چوب حراج زده اند اما دریغ از کوچکترین واکنش و هزاران هزار ...
و شما سوختن فرزندانتان را نظاره گرید و خود نیز در آتش خود ساخته در حال سوختن