اتفاقات و رخداد های روزهای ابتدایی انقلاب در سال ۱۳۵۷ نقاط تیره فراوانی را در تاریخ ایران به یادگار گذاشت . از جمله این نقاط تاریک- قتلها و کشتار پیاپی نیروها و فعالان سیاسی و حزبی- انزوای کشور- جنگ- زندان و ... بود .
تقریبا تمامی این دشواریها که کشور را به دالانی از بحران پرتاب کرد و همچنان نیز ادامه دارد حاصل قدرت طلبی و انحصار طلبی گروهی بود که با اینگونه رفتارهای غیر انسانی افرادی را که برخی از آنها جزء صادق ترین و وطن دوست ترین نیروهای سیاسی کشور بودند را حذف و انقلاب را مصادره نمودند .
اعمال و رفتار حاکمیت مستبد وقت به حدی بی رحمانه بود که هیچ گروه و حزبی تاب و توان مقاومت در برابر آنرا نداشت چراکه شوربختانه تقدس بخشیدن به برخی از رهبران و شور انقلابی در آن زمان پشتوانه مردمی به این حرکت بخشید .
حاکمیت انحصار طلب با روشهای قرون وسطایی و حکومت داری سنتی وقتی متوجه شد که با وجود افراد شایسته - مدرن و ملی - عرصه به آنان تنگ می شود - جهت تثبیت و برقرار کردن حکومت استبدادی از هیچ جنایتی دریغ نکرد و شایسته ترین افراد را با دروغ و تهمت و ده ها اتهام بی اساس حذف نمود و روانه زندان نمود تا بتواند نهاد های غیر دمکراتیک خود را پایه گذاری نماید و چنگال خون آلودش را بر سر کشور و مردمش حفظ نماید . در این میان کسانی که بدنبال ایجاد یک کشور مستقل با حضور حاکمیت ملی و در فضایی دمکراتیک بودند بیشترین آسیب از طرف حاکمیت به آنان تحمیل گردید . یکی از این افراد مهندس عباس امیر انتظام بود .

عباس امیر انتظام
مهندس عباس امیر انتظام متولد ۱۳۱۱ خورشیدی دارای مدرک کارشناسی ارشد ساختمان از دانشگاه برکلی آمریکا - معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت موقت بازرگان - نماینده ویژه رئیس دولت موقت در مذاکرات با ایالات متحده آمریکاو اتحاد جماهیر شوروی و سفیر ایران در اسکاندیناوی بود . وی فعالیت سیاسی و اجتماعی اش را در سال ۱۳۲۷ ضمن تحصیل در دبیرستان دارالفنون و جذب شدنش در جنبش ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق آغاز نمود و همچنان با تفکر و اعتقادات ملی ادامه داد تا در سال ۱۳۵۸ به اتهام توطئه برای انحلال مجلس خبرگان - مخالفت با نظام ولایت فقیه - تلاش برای اختلاف بین فلسطین و لیبی با ایران - فراری دادن سران رژیم سابق و ارائه اطلاعات سری به آمریکایها که اینک همگان میدانند اتهاماتی دروغ و واهی بودند دستگیر و پس از ۵۵۵ روز بازداشت در سلول انفرادی - در دادگاه انقلاب بدون حضور وکیل - هیئت منصفه - قضات بی طرف و محاکمه عادلانه به حبس ابد محکوم گردید و اینک نیز با وجود بیماری و نا توانی جسمی دوران محکومیت خود را سپری می کند . وی سالها بعد از تحمل آنهمه فشار شکنجه و زندان همچنان راسخ و استوار مطالبات بحق مردم را می جوید و به عهد خود با مردم و کشور وفادار است .
وی در ۲۳ آذر ماه ۱۳۸۵ در متنی چنین می نویسد :
همواره به بيست و هشت آذر ماه به عنوان روز تولد دوباره خود مي نگرم ، در ۲۷ سال قبل و در چنين روزي به اتهام تهيه طرح انحلال مجلس خبرگان كه با اكثريت مطلق آراء در دولت موقت تصويب گرديد ، دستگير و روانه زندان شدم . و اكنون پس از گذشت ساليان متمادي صحت پيشبيني اينجانب مورد تأييد همگان است. در حالي كه در اين دوران من در كمال بي گناهي، مورد اتهامات غلط و زجر و شكنجه قرار گرفته و از حداقل حقوق ابتدايي و اجتماعي و ديدار فرزندانم محروم بوده ام ولي در پيشگاه ملت بزرگ ايران و تاريخ مبارزات حق طلبانه آن سرافرازم ...
در ۲۸ آذر ۱۳۵۸ من در تولد دوباره خود بزرگترين آرمان زندگي ام را نيز تجربه كردم:
عشق به سرزمين نياكانم، عشق به خانواده بزرگ ملت ايران، عشق به شرف انساني و عشق به سربلندي ايران و ايراني. عشقي كه به من عمري دوباره بخشيد . پايداري و مبارزه در مقابل استبداد و استبداد زدگي به بالاترين ارزش زندگيم تبديل گرديد . عشقي كه به من توان و قدرت بي كران در عبور سرفرازانه از تونل سر كوب و خفقان حاكمان را بخشيد.
من در بلنداي عشق بزرگ خود به وطنم ايستاده و با سربلندي به گذشته و حال سرنوشت سياسي ام مي نگرم .
من در تولد دوباره خويش اين فرصت را يافتم كه به تاريخ مبارزات پر افتخارملت ايران و دليران وطنم پيوند بخورم . من دركنار زنان و مردان رشيد ايراني كه در مبارزات خود سرفرازانه جان باختند، آموختم كه آزادي و شرف انساني ، گوهر گرانبهايي است كه براي حراست از آن هميشه بايد خطر كرد و خطر كردن يعني عشق ورزيدن به آزادي
این سخنان را پس از ۲۷ سال سپری کردن حبس در زندانهای مخوف و وحشتناک جمهوری اسلامی و تحمل شکنجه های فراوان - از زبان مردی می شنویم که اینک با صفت اسطوره مقاومت و ماندلای ایران شناخته میشود .
سختگیری طبیعت
سختگیری قانونمند طبیعت در نهایت گریبان تمامی کسانی را که به او و امثال او چنین جفا کردند خواهد گرفت همانگونه که دیدیم نورالدین کیانوری را که حتا به تندی در آغاز انقلاب تقاضای اعدام به جرم جاسوسی امپریالیسم برای مهندس امیر انتظام کرد در نهایت در زندان و در بند مجاور وی قرار گرفت و همچنین عباس عبدی که در آن سالها بازجوی او بود و اتهام جاسوسی به امیرانتظام زد در نهایت خود با اتهام جاسوسی به زندان رفت .
یوسف مولایی وکیل مهندس امیر انتظام در وصف وی چنین میگوید :
او آموزگاریست که حتا بدون کلام - با حضورش به انسان درس زندگی می آموزد که آزادی ارزشی است که برای تحصیل آن باید از جسم و جان مایه گذاشت .
براستی وجود و گرمای نفسش عرصه را به هر حاکم مستبدی تنگ می کند و حمایتش از جنبش های ملی و مردمی گرمی بخش و شورآفرین این جنبش ها میگردد .
سلامت و استوار باد اسطوره مقاومت ملت ایران عباس امیر انتظام
|
دکتر داوود هرميداس باوند
سخنگوي جبهه ملي و محقق مسائل حقوق و روابط بين الملل و نماينده سابق ايران در سازمان ملل متحد
روزنامه اعتماد 25/01/87
اگرچه هميشه اعراب ادعاهاي واهي را عليه جزاير سه گانه و حاکميت ارضي ايران مطرح کرده اند اما ادعاهاي اخير آنان در اجلاس دمشق برخلاف گذشته دامنه دار شد. به خصوص اين بار حرکت هاي خودجوش ميان ايرانيان عليه اعراب جنوب خليج فارس بيش از گذشته بود. درباره دلايل استمرار ادعاهاي اعراب عليه حاکميت ايران دکتر باوند تحليل خود را ارائه کرده که آن را مي خوانيد.شکي نيست که امريکا سياست ترضيه خاطر اعراب و بسيج آنها در قبال ايران از يک سو و همچنين سپر دفاع موشکي در مقابل ايران را از سوي ديگر در پيش گرفته است زيرا به اعتقاد آنان، ايران تهديدي است براي امنيت منطقه.در تاريخ ديگري نيز امريکا براي تشديد اين موضوع، خطر هلال شيعه (عراق، سوريه، لبنان و ايران) را مطرح کرد تا بتواند اعراب را بيشتر در قبال ايران بسيج کند.بنابراين، اين امر به مساله بسيج اعراب در رابطه با ايران از يک سو و از سوي ديگر در رابطه با تغييراتي در ترتيبات سياسي عراق نيز برمي گردد که در قطعنامه «شرم الشيخ» نيز منتشر شد.در واقع سياست امريکا در مورد ترضيه خاطر اعراب و بسيج آنان در قبال ايران به چند دليل برمي گردد؛ 1- آينده عراق از جمله بازنگري در مورد قانون اساسي که جايي فراتر از آنچه الان براي سني ها وجود دارد در نظر گرفته شود. 2- استراتژي بعث زدايي را متوقف کنند و آنان در ساختار حکومت عراق مشارکت داشته باشند. 3- مبارزه با نفوذ ايران و اينکه عامل اصلي بحران هاي موجود در عراق، ايران است. به خصوص اينکه رويدادهاي اخير در بصره و برخورد با گروه شيعيان وابسته به مقتدا صدر ادامه اجراي همين سياست است. از طرفي بارها امريکايي ها موفق شده اند بسيج اعراب را در قبال اينکه دسترسي ايران به سلاح هسته يي تهديدي است براي امنيت منطقه و از جمله کشورهاي عربي، انجام دهند. در مقابل دولت ايران نيز به دنبال اين بوده که سياست دوستانه يي را با اعراب در پيش گيرد، از جمله سفر محمود احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور ايران به شوراي همکاري خليج فارس در دوحه امارات متحده عربي نيز به همين منظور بود که در آنجا نقشه خليج عربي وجود داشت و مطابق معمول نيز قطعنامه يي عليه جزاير سه گانه ايراني صادر شد. ولي حضور ايران در اجلاس اتحاديه عرب در دمشق هيچ ضرورت خاصي نداشت. به خصوص در مورد اينکه؛ 1- اظهار نظر عمرو موسي دبيرکل اتحاديه عرب در مورد جزاير سه گانه ايراني، 2- صدور بيانيه يي توسط اتحاديه عرب در مورد ادعاي مالکيت و حاکميت نسبت به جزاير ايراني و 3- نظر معمر قذافي رئيس جمهور ليبي که پيشنهاد کرده مساله جزاير سه گانه ايراني به ديوان بين المللي ارجاع داده شود، بايد گفت در مورد جزاير سه گانه ايراني، رويه اعراب بر اساس يک «تفکر قبيله يي» است يعني صرفاً بدون اينکه توجهي به حقانيت تاريخي، حقوقي و سياسي ايران داشته باشند، صرفاً به دليل اينکه طرف ادعاي نسبت به جزاير سه گانه ايراني يک کشور عربي است، همواره بدون چون و چرا اقدام به حمايت کرده و تنها قطعنامه يي که با اتفاق آرا در اتحاديه عرب به تصويب رسيده در مورد سه جزيره ايراني بوده است.حتي در مورد اسرائيل هيچ گاه آنان نتوانسته اند اتفاق نظر داشته باشند و همچنين در مورد ساير مسائل کشورهاي عربي.بنابراين حضور منوچهر متکي وزير امور خارجه ايران در چنين جلسه يي که صدور چنين قطعنامه يي عليه جزاير ايراني در آن قابل پيش بيني بود، به دليل اينکه در اجلاس هاي قبلي نيز اتحاديه عرب چنين امري را همواره انجام داده است، ضرورتي نداشته و در اين اجلاس نيز اتحاديه عرب گامي فراتر گذاشته اند.نه تنها آقاي عمرو موسي دبيرکل اتحاديه عرب اظهارنظر کرده، آقاي قذافي رئيس جمهور ليبي نيز پيشنهاد خود را مطرح کرده، بلکه با صدور بيانيه يي بار ديگر ادعاي واهي خود را نسبت به جزاير سه گانه ايراني اعلام کرده اند و حضور و سکوت آقاي متکي از ديدگاه برخي به عنوان رضايت تلقي مي شود.حق آن بود که منوچهر متکي وزير امور خارجه ايران در همين اجلاس دمشق، شديداً به اين تصميم خلاف واقعيت و غيردوستانه اعتراض مي کرد. بنابراين اظهارنظر بعدي نمي تواند اثرات حقوقي و سياسي ناشي از حضور وزير امور خارجه ايران را در اين اجلاس و سکوت وي در قبال صدور بيانيه يا اظهارنظرهايي از سوي برخي مقامات شرکت کننده در اين اجلاس را جبران کند.همچنين بايد اين نکته را نيز يادآوري کنم که اظهار يا ارجاع به ديوان بين المللي دادگستري نيز منوط به رضايت طرفين اختلاف است و يک طرف نمي تواند موضوعي را به داوري يا ديوان بين المللي دادگستري ارجاع کند. ضمن اينکه صدور قطعنامه ها، به مفهوم توصيه است و صدور بيانيه ها به مفهوم اعلاميه است، يعني ظاهراً بيانيه ها يا قطعنامه جنبه توصيه و اعلام قصد و نيت بانيان را بيان مي کند ولي از لحاظ حقوق کنوانسيون بين الملل، آنچه اعتبار اسناد حقوقي است، مربوط به عنوان آن نيست بلکه ناظر به متن آن اسناد حقوقي است چنانچه در بيانيه الجزاير که بعد از گروگانگيري بين ايران و امريکا به تصويب رسيد، متن اين بيانيه از قوي ترين بيانيه هاست. بنابراين با صدور بيانيه هاي پي درپي از سوي کشورهاي عربي در اجلاس ها و همايش هاي اين کشورها عليه جزاير سه گانه ايراني در درجه نخست استمرار ادعاي طرف کشورهاي عربي وجود دارد. يعني حمايت از امارات متحده عربي است که مکرراً در اجلاس هاي عرب چنين قطعنامه يي صادر مي شود. در درجه دوم آنان مي خواهند از تحقق مرور زمان به نفع ايران جلوگيري کنند. در درجه سوم، به عنوان يک ابزار فشار در مقابل ايران اين مساله را پايدار نگه دارند و در نهايت، با توجه به اينکه شيخ نشين هاي عضو اتحاديه عرب قبلاً در يک تعارض و اختلافات قبيله يي بودند، امارات متحده عربي سعي کرده است از جزاير سه گانه ايراني، به عنوان يک محور وحدت بخش بين شيوخ عضو اتحاديه عربي استفاده کند. برگرفته از روزنامه اعتماد 25/01/87 |
كشور امارات عربي متحده در دو مرحله به دلیل ديكتاتوري حاكم بر كشور عزيزمان ايران و به واسطه سرمايه گذاري هموطنان مهاجر ايراني ، با يك جهش بلند دوچار پيشرفت اقتصادي گرديد و اينك تقريبا در رديف كشورهاي توسعه يافته قرار گرفته است ولی نه تنها این موضوع همسایه حریص ما را راضی ننموده بلکه اینک چشم به خاک ایران عزیز داشته و پنجه های پلیدش را با حمایت سایر اعراب بر این خاک زخم خورده نهاده تا شاید بتواند از ضعف حاکمیت بی خرد جمهوری اسلامی استفاده نموده و جزایر همیشه ایرانی تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی را صاحب گردد.
مرحله اول زماني بود كه پهلوی اول با اعمال كشف حجاب سبب گرديد مردم مسلمان و متعصب جنوب كشور براي دفاع از ناموس خود و فرار از کشف حجاب سرمايه ها را برداشته و به جنوب خليج فارس مهاجرت نمايند . در آن دوران تفاوت ايرانيان مهاجر با اعراب باديه نشين تفاوتي آشكار به لحاظ اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي بود و تاثير آنرا ميتوان آغاز تحول در امارات عربي متحده دانست .
مرحله دوم را مي توان در حال حاضر و در زمان ديكتاتوري حاكمان وقت ( جمهوري اسلامي ) دانست چراكه با وجود اينهمه بي درايتي و بي كفايتي و شرايط دشوار و نا امن اقتصادي ، سرمايه گذاران ايراني را ميتوان در رده بالاترين سرمايه گذاران خارجي و توريست هاي ايراني را ميتوان بعنوان بهترين مشتريان بازار امارات دانست .
تاريخچه جزاير ايراني از ابتداي تنش در خليج فارس :
درقرن نوزدهم که استعمار شکل دیگری داشت ،امپراطوری بریتانیا به دوران ناصر الدین شاه به واسطه ادعاهای امارات و اعراب جزایر قشم -لارک-ابوموسی- تنب بزرگ و کوچک را به نا حق به دندان گرفت ولي با توجه به پرونده سياه دوران قاجار در ازدست دادن مرزهاي وسيعي از كشور حتی ناصر الدین شاه پادشاه وقت قاجار نیزتاب نياورد و بریتانیا را به نقشه رسمی وزارت جنگ بریتانیا در سال ۱۸۸۶ که مالکیت ایران را بر جزایر فوق تایید مینمود ،رهنمون ساخت . درنامه فوق که در سال ۱۸۸۸ از جانب دولت بريتانيا به ایران ارسال شده بود مالکیت ایران بر جزایر قشم ،هنگام،لارک،سيری ،ابوموسی، تنب کوچک وتنب بزرگ را رسما تایید نموده بود . ناصرالدين شاه ، به نماینده بریتانیا شديدا اخطار كرد که ادعاهای اعراب كاملا دروغ و واهی بوده و مواظع بریتانیا نیز بی پایه و اساس بوده است .
تنش هاي نخست بين ايران ، امارات و بريتانيا : درزمانيكه استعمار بزرگ بريتانيا بر جزایر فوق حکم میراند و اوضاع داخلي ايران بسيار پر تنش و نابسامان بود ، بريتانيا پرچم شیخ شارجه را در سه جزیره ابو موسی ، تنب کوچک ، تنب بزرگ ، بر افراشت . با توجه به اوضاع پر آشوب در آن دوره حكام تا بيش از يك سال متوجه اين موضوع نبودند ولي در نهايت مدیر بلژیکی گمرکات جنوب کشور به هنگام گشت زنی ، پرچم شیخ شارجه را دیده و دستور داد پرچم را پايين آورده و پرچم ايران برافراشته شود و چند نفر نيروي نظامي در آنجا مستقر شوند اما بریتانیا واکنش نشان داده و پرچم ایران را به برداشته و پرچم شيخ شارجه را نصب نمايند ، ولي مجددا ایران پایه پرچم را کنده و این وضع ادامه میابد و عاقبت به واسطه اصرار ایران در این کار ، بریتانیا میپذیرد تا به هنگام روشن شدن وضعیت هیچ پرچمی در انجا افراشته نگردد. اما ایران که شاهد بازرگانی قاچاق و غیر قانونی اعراب در ان جزایر بود و شرايط را براي تسخير جزاير براي امارات مساعد ميديد دست به تاسیس قرارگاه پلیس زده و اقدامات جدی خود را به جهت کنترل تجارت اغاز نمود .
اقدامات و موضع گيري هاي دکتر محمد مصدق ، دكتر اميني ، علم و هويدا : در۱۹۴۸ ایران که با بی اعتنایی و بی احترامی انگلستان به روند مذاکرات رو به رو گشته بود بار دیگر اماده ارجاع پرونده به سازمان ملل نموده بود و اعلام امادگی که اماده باز پس گیری جزایر با استفاده از زور میباشد و به هر نحوي بصورت گسترده در صدد حفظ تماميت ارضي ايران ميباشد ، اما دولت وقت بریتانیا اعلام نمود که بر مواضع خود استوار است و قصد باز پس دادن جزاير را به ايران ندارد ، در عين حال نمايندگان دولت ایران عازم تنب بزرگ گشتند و پرچم ایران را به اهتزاز در اوردند، در ۱۹۴۹ بار دیگر انگلستان پایه پرچم را از جای در اورد ، ولي اينبار دکتر محمد مصدق در ۱۹۵۳ رزمناو و تعدادي نيروي نظامي را به ابو موسی گسيل داشت ، این اقدام موید امادگی و جديت ایران برای باز پس گیری جزایر به هر قیمتی شمرده می شد . در ۱۹۶۱ در دوره دکتر امینی و به تقلید از ابوموسی این روند در ارتباط با تنب بزرگ انجام پذیرفت تا نيروهاي نظامي ايران عازم تنب بزرگ شوند و در نهايت دولت اسد الله علم جزیره سیری را از بریتانیا و شیخ نشینهای شارچه بازپس گرفت، این اقدامات در مورد دیگر جزایر ایران نیز با تنشهای بسیار ادامه یافت تا زمانی که بریتانیا در صدد بیرون رفتن از خلیج فارس بر امد .بریتانیا در ۱۹۶۸ در پی بیرون رفتن از خلیچ فارس بود ، اما ایران بر این خواست خود اصرار می ورزید که به واسطه سیاست استعماری انگلستان در قبال ایران به جهت تسخیر غیر قانونی جزایر ایرانی از ۸۰ سال پیش تا کنون باید بازگردانیدن جزایر به ایران صورتی رسمی داشته باشد.ایران در جهت نیل به این هدف تهدیداتی جدی را اغاز نمود و عمدتا بر اقدام نظامی اصرار می ورزید ، نخست وزیر وقت هویدا در ۱۹۷۱ اعلام نمود که ایران برای احقاق حق خود با تمام توان خواهد جنگید و به کشتیهای جنگی ایران ابلاغ گردید با رویت هر هواپیمای انگلیسی که بر فراز این جزایر پرواز کنند ان را هدف قرار دهند ، و بر این نکته تاکید کرد که هیج سازشی را پذیرا نخواهیم بود - از جانب دیگر ایران تلاشهای دیپلماتیک وسیعی را در سطح جهان اغاز نمود تا راه بازگشت این جزایر به ایران را فراهم نماید. از جانبی گفتگوها با بریتانیا ادامه داشت ، لندن تفاهم نامه نوامبر ۱۹۷۱ را بر حاکمیت مشترک شارجه و ایران بر ابو موسی را ، در ابتدا به امضای دو طرف رساند . اما دو جزیره تنب کوچک و بزرگ بدون گفتگو به ایران باز گردانده شد ، در روز ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱نخست وزیر ایران اعلام نمود که پرچم ایران بر فراز سه جزیره -ابوموسی- تنب بزرگ - تنب کوچک افراشته شد . ایران موفق به باز پس گیری جزایر خود به یک روز پیش از خروج نیروهای بریتانیا از خلیج فارس گشته بود .
شورای امنیت :پس از اعلام رسمی مالکیت ایران بر جزایر -ابوموسی،تنب بزرگ،تنب کوچک- کشورهای عربی همجون لیبی -عراق-عربستان - الجزایر -یمن -کویت - در همان روز الحاق به سازمان ملل به شورای امنیت شکایت بردند - شورای امنیت در ۹دسامبر ۱۹۷۱ تشکیل جلسه داد ،لیبی از جانبی تهدید به اعزام نیرو نموده بود ، عراق نیز همچنین ، از جانب ایران امیر خسرو افشار در شورای امنیت حضور یافت ،به وی ابلاغ گردیده بود تا از در گیری در قبال بد زبانیهای نمایندگان کشورهای عربی بر حذر باشد ، مذاکره ادامه میافت : ایران اجازه نقض حاکمیت خود حتی یک وجب از خاک ایران را به هیچ قدرتی نخواهد داد ، مساله جزایر ایران یک مسئله داخلی ایران میباشد و ارتباطی با طرح ان در شورای امنیت ندارد . در پایان نماینده سومالی خواستار کفایت مذاکرات شد و درنهایت پس از ساعتها شورای امنیت با موافقت همه اعضا و بدون اعتراض پرونده را بسته و انرا بایگانی مینماید . پس از ان دیگر هیج ادعایی نسبت به این جزایر مطرح نگردید تا اکتبر ۱۹۹۲ به چند ماه پس از حمله عراق به خلیج فارس ، امارات بار دیگر ادعای مالکیت بر جزایر را تکرار نمود.
به هر حال مسائل جهاني و منطقهاي خليج فارس و جزاير متعدد آن درابعاد ارتباطي، اقتصادي، سياسي، ژئواستراتژيك و ژئوپليتيك نقش بسيار مهمي را در سرنوشت سياسي، نظامي، دفاعي و امنيتي كشورهاي ساحلي بويژه ايران و امارات متحده عربي داراست. در مجموع جزاير استراتژيك اين پهنه آبي به عنوان يك عامل جغرافيايي مهم و به خاطر ارزشهاي ارتباطي و اقتصادي و نظامي كه دارند، داراي نقش مؤثري در موازنه قدرت منطقهاي و جهاني هستند و دولتها و قدرتهاي حاكم بر جزاير از آن به عنوان ابزاري در سياست خارجي خود استفاده ميكنند. هرچند اين سه جزيره اكنون در اختيار ايران قرار دارند و بر اساس واقعيتهاي تاريخي نيز همواره جزئي از خاك ايران محسوب ميشدهاند ولي معمولاً مطرح شدن ادعاي امارات و سازمان هايي چون اتحاديه عرب و شوراي همكاري خليج فارس در اين زمينه ضمن به خطر انداختن تماميت ارضي ، مسايلي را نيز براي سياست خارجي ايران به وجود ميآورد بنابراين ضروريست با توجه به بي درايتي هاي موجود در اداره كشور كليه احزاب و گروه هاي سياسي با مواضعي تند و قاطع حاكميت را مجبور به موضع گيري صحيح در اين امر نمايند .
در پایان اشاره ای دارم به سخنان مهندس کورش زعیم عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران در دفتر جامعه مدنی همدان در بین دانشجویان دانشگاه بوعلی :
ناشایست ترین رفتارها آنست که ضعیفی در پناه یک زورمند بیگانه، وقتی همسایه دوست و بالقوه قدرتمند خود را به خاک ببیند لگدش بزند. این کار ترسوهای بی هویت است نه شما. ملت ایران از این همسایگانی که همیشه در پناه ایران امن زیسته اند و همیشه از ایران بهره برده اند انتظار ندارد اکنون که حکومت ما کشورمان را درمانده و منزوی و منفور جهان کرده است از فرصت سوء استفاده کرده ادعاهایی ساختگی و واهی علیه ایران مطرح کنند و چشم طمع به خاک ایران بدوزند.
من بنام یک ایرانی راستین به این سران عرب، به ویژه امارات، یک بار برای همیشه می گویم که سه جزیره خلیج پارس از آن ایران بوده وهست و خواهد بود. شما این رویا را ازذهنتان بیرون کنید وبجای رفتار و گفتار تحریک آمیز با ملت ایران از در دوستی درآیید. ما با دوستی و برادری و همکاری، بیشتر می توانیم به کشورهایمان و به ملت هایمان خدمت کنیم. شما همین تکه زمین را هم که دارید، که از ایران به شما ارث رسیده، با سرمایه و دانش و فن مردم ایران و دیگر کشورها ساخته اید.
فراموش نکنید:
که شما سران عرب نمایندگان ملت های خود نیستید و خانواده های خود را بر مردمتان تحمیل کرده اید و ثروت مردمانتان را ثروت خانوادگی خود به شمار میاورید و روزی باید پاسخگوی این مردم باشید.
که روزی سراسر کرانه جنوبی خلیج پارس جزوی از خاک ایران بوده و این بیگانگان بوده اند که آن را از ایران جدا کرده و به سران قبیله های شما سپرده اند. ما از این خاک از دست رفته چشم پوشیده ایم و هرگز به قلمرو شما چشمداشت یا ادعایی نداشته ایم و نخواهیم داشت.
که اکثریت شهروندان شما ایرانی یا ایرانی تبار هستند و با وجود ظاهر عربی، هنوز عشق ایران و رویای عظمت ایران در وجودشان مانده است.
که روزی شما باید به رای مردمتان تمکین کنید و آنروز برای جلوگیری از آشوب و خشونت داخلی به یاری ایران مردمسالار آینده نیاز خواهید داشت.
که ما پس از برقراری دموکراسی درایران، خیلی زود تبدیل به یک قدرتمند اقتصادی وسیاسی جهانی خواهیم شد و شما به یاری و پشتیبانی این قدرت نیاز خواهید داشت.
که سیاست آینده ما دخالت درامورداخلی شما و ایجاد ناآرامیهای مدنی وتغییرات ساختاری نخواهد بود.
که وقتی به زودی ایران روابط خود را با جهان عادی سازد و با همه کشورهای جهان دوباره از در همکاری و دوستی درآید، ارزش استراتژیک شما برای جلب پشیبانی ابرقدرتها در برابر ایران آینده، بسیار کاهش خواهد یافت.
که وقتی در کشوری از گروه شما، که همگی دیکتاتوری هستند، مردم برای آزادی و دموکراسی به پا خیزند، شما به پشتیبانی ایران برای جلوگیری از سوء استفاده دیگران ازموقعییت، و برای حفظ آرامش و حفظ جانتان و مرزهایتان نیاز خواهید داشت.
که اختلافات مذهبی و نژادی در کشورهای شما می تواند زنجیره ای از اختلافات و خشونت و آشوب را ایجاد کند و این ایران آینده است که برای ایجاد آرامش و ثبات در منطقه می تواند تاثیر گذار باشد.
من به شما هشدار می دهم که با دم شیر بازی نکنید و از این ادعاهای کودکانه و بی پایه دست بردارید. درست است که اکنون شیر ایران توسط جمهوری اسلامی زخمی و ناتوان شده، ولی شیر راستین ملت ایران است و هرگز خیانت به دوستی و همزیستی و همسایگی را فراموش نخواهد کرد.
شما مطمئن باشید که اگر بیگانگان یا خائنان اجازه دهند حتا یک وجب از خاک ایران هم به دست شما بیافتد، ملت ایران خواب خوش را از شما خواهد گرفت.