19 اسفند 1386
وطن (استاد بادکوبه ای)
شبي دل بود و دلدار خردمند /دل از ديدار دلبر شاد و خرسند
که با بانگ بنان و نام ايران /دو چشمم شد ز شور عشق گريان
چو دلبر شور اشک شوق را ديد /به شيريني ز من مستانه پرسيد
بگو جانا که مفهوم وطن چيست /که بي مهرش دلي گر هست دل نيست
به زير پرچم ايران نشستيم /ودر را جز به روي عشق بستيم
به يمن عشق در ناب سفتيم/ودر وصف وطن اينگونه گفتيم
وطن يعني درختي ريشه در خاک /اصيل و سالم و پر بهره و پاک
وطن خاکي سراسر افتخار است/که از جمشيد و از کي يادگار است
وطن يعني سرود پاک بودن /نگهبان تمام خاک بودن
وطن يعني نژاد آريايي/نجابت مهرورزي باصفايي
وطن يعني سرود رقص آتش/به استقبال نوروز فره وش
وطن خاک اشو زرتشت جاويد /که دل را مي برد تا اوج خورشيد
وطن يعني اوستا خواندن دل/به آيين اهورا ماندن دل
وطن شوش و چغازنبيل و کارون/ارس زاينده رود و موج جيهون
وطن تير و کمان آرش ماست/سياوش هاي غرق آتش ماست
وطن فردوسي و شهنامه اوست /که ايران زنده از هنگامه ي اوست
وطن آواي رخش و بانگ شبديز /خروش رستم و گلبانگ پرويز
وطن شيرين خسرو پرور ماست /صداي تيشه افسونگر ماست
وطن چنگ است بر چنگ نکيسا/ سرود باربدها خسرو آسا
وطن نقش و نگار تخت جمشيد /شکوه روزگار تخت جمشيد
وطن را لاله هاي سرنگون است /ز ياد آريو برزن غرق خون است
وطن منشور آزادي کوروش /شکوه جوشش خون سياوش
وطن خرم ز دين بابک پاک / که رنگين شد ز خونش چهره خاک
وطن يعقوب ليث آرد پديدار / ويا نادر شه پيروز افشار
به يک روزش طلوع مازيار است / دگر روزش ابومسلم بکار است
وطن يعني دو دست پينه بسته /به پاي دار قالي ها نشسته
وطن يعني هنر يعني ظرافت / نقوش فرش در اوج لطافت
وطن در هي هي چوپان کرد است /که دل را تا بهشت عشق برده است
وطن يعني تفنگ بختياري /غرور ملي و دشمن شکاري
وطن يعني بلوچ با صلابت /دلي عاشق نگاهي با مهابت
وطن يعني خروش شروه خواني / زخاک پاک ميهن ديده باني
وطن يعني بلنداي دماوند /ز قهر ملتش ضحاک در بند
وطن يعني سهند سر فرازي/چنان ستارخانش پاک بازي
وطن يعني سخن يعني خراسان/سراي جاودان عشق و عرفان
وطن گلواژه هاي شعر خيام/پيام پر فروغ پير بسطام
وطن يعني کمال و الملک و عطار/يکي نقاش و آن يک محو ديدار
در اين ميهن دو سيمرغ است در سير/ يکي شهنامه ديگر منطق الطير
يکي من را ز دشمن مي رهاند /يکي دل را به دلبر مي رساند
خراسان است و نسل سربداران /زجان بگذشتگان در راه ايران
وطن خون دل عين القضات است /نيايش نامه پير هرات است
وطن يعني شفا قانون اشارت/خرد بنشسته در قلب عبارت
نظامي خوش سرود آن پير کامل /زمين باشد تن و ايران ما دل
وطن آواي جان شاعر ماست/ صداي تار بابا طاهر ماست
اگر چه قلب طاهر را شکستند / و دستش را به مکر و حيله بستند
ولي ماييم و شعر سبز دلدار /دو بيت طاهر و هيهات بسيار
وطن يعني تو گنجينه راز /تفعل از لسان الغيب شيراز
وطن آواي جان مي پرستان /سخن از بوستان و از گلستان
وطن دارد سرود مثنوي را /زلال عشق پاک معنوي را
تو داني مولوي از عشق لبريز /نشد جز با نگاه شمس تبريز
مرا نقش وطن در جان جان است /همان نقشي که در نقش جهان است
وطن يعني سرود مهرباني/وطن يعني شکوه همزباني
وطن يعني درفش کاوياني/سپيد و سرخ و سبزي جاوداني
به پشت شير خورشيدي درخشان/نشان قدرت و فرهنگ ايران
زعطر خاک وطن گر شوي مست /کوير لوت ايران هم عزيز است
وطن دارالفنون ميرزا تقي خان/شهيد سرفراز فين کاشان
وطن يعني بهارستان مصدق/حضوري بي ريا چون صبح صادق
زخاک پاک ما پروين بخيزد/بهار آن يار مهر آيين بخيزد
که از جان ناله با مرغ سحر کرد /دل شوريده را زير و زبر کرد
وطن يعني صداي شعر نيما / طنين جان فضاي موج دريا
ز درياي وطن خيزد همي در/چو آژير و چو دريادار بايندر
وطن يعني خزر صياد جنگل/خليج فارس رقص نور مشعل
وطن يعني تجلي گاه ملت/حضور زنده ي آگاه ملت
وطن يعني ديار عشق و اميد/ديار ماندگار نسل خورشيد
کنون اي هم وطن اي جان جانان/ بيا با ما بگو پاينده ايران
به نام خداوند جان و خرد
اعتراض به مصوبه واگذاری طرحهای عمرانی به یک نهاد نظامی
در روزهاي پاياني دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي و در آستانه روز مهندس، طرحي از تصويب مجلس هفتم گذشت كه ميتوان آنرا در تداوم سلسله رفتارهاي ضد ملي حاكميت جمهوري اسلامي و فاجعهاي ديگر در اقتصاد ايران برشمرد. دراين طرح، كليه پروژههاي عمراني کشور به یک نهاد نظامي به نام بسيج سازندگي بعنوان مجري طرح و پيمانكار واگذار گرديد و اين نهاد را در انجام پروژه و يا واگذاري آن به هركس مختار دانست!
هموطنان عزيز،
بودجه ارائه شده توسط دولت نهم به مجلس جهت اجراي طرحهاي عمراني در سال 1387 بيش از بيست و چهار هزار ميليارد تومان ميباشد، هر چند اين مبلغ یک چهارم بودجه مورد نياز برای تكميل بيش از 10 هزار طرح نيمه تمام عمراني كشور است، مصوبه واگذاري طرحهاي عمراني به نهادي كه هيچگونه سابقه و پيشينه درخشاني در اين حوزه ندارد، تعطيلي صنعت ساختمان و عمران كشور در پی خواهد داشت.
دولت جمهوري اسلامي در طرحي كاملاً حساب شده و با تغيير نام بودجه نظامي، اينك به نام بودجه طرحهاي عمراني نه تنها ضربه ای سهمگين بر اقتصاد كشور وارد مينمايد، بلكه در راستای هر چه قويتر و بزرگتر شدن و تقويت نیروی نظامي حاضر به تحميل هر نوع هزينه به ملت ايران ميباشد.
طولاني شدن پروژههاي عمراني و فساد حاكم در ارائه و اجراي اين طرحها به بخشها و نهادهای نزديك به حاكميت بدون توجه به سوابق اجرايي، تقريباً در تمامي پروژهها سوء مديريت باعث شده كه اين پروژهها، نسبت به مطالعات اوليه ديگر داراي توجيه اقتصادي نباشد و اجراي آن هزينههاي گزاف و غالباً چندين برابر رقم پيشبيني شده را بر دوش ملت ايران تحميل نمايد. اينك با شكل و ظاهر قانوني بخشيدن نسبت به واگذاري طرحهاي عمراني به صورت ترك مناقصه و ترک تشريفات به نهادهايي كه عملكرد آن در همه پروژه های عمرانی از جمله: سدهاي كارون 3 و 4 ، سد مارون ، سد سيوند و غیره هر کدام با بيش از 10 سال تاخير، با هزینه بیست تا سی برابر بودجه اولیه، اکنون بلامصرف مانده اند. مشخص است كه طرح مصوب در مجلس، در راستای ايجاد رانتهايي بزرگ براي نور چشميها و خوديها و همچنين قدرت بخشيدن به نهادهاي نظامي حكومتي ميباشد.
ما مهندسان جبهه ملي ايران بر اين باوريم كه اين مصوبه نه تنها اقتصاد بيمار كشور را ناتوانتر و حتي به سمت نابودي ميكشاند، بلكه مواردي چون:
- تقويت نيروهاي نظامي حكومتي.
- افزايش بودجه جنگی به نام طرحهاي عمراني.
- نظامی کردن بخش عمده ای از بودجه کشور.
- ايجاد فضاي سوء استفاده، رانت و اتلاف و فساد در پروژههاي عمراني.
- حذف رقابت در ارائه قيمت و گرانتر شدن پروژهها و حذف کنترل و حسابرسی.
- فراري دادن سرمايه گذاران داخلي و خارجي و مغزهای مهندسی و مدیریتی کشور.
- حذف بخش خصوصي در عرصه سازندگي كه تنها پايه اتكا در آباداني كشور بودهاند.
- تعطیل شرکت های متخصص و باتجربه اجرایی و گريزان نمودن نيروهاي متخصص از كشور.
- افزايش بيكاري و در نتیجه بزهکاری و ناامنی اجتماعی.
- و در نهايت تعطيلي پروژههاي عمراني و ...
آسيب به ملت و كشور را دو چندان مينمايد . لذا ما مهندسان جبهه ملي ايران اعتراض شديد خود را نسبت به اين مصوبه اعلام نموده و از تمام ملت شريف و بزرگوار ايران ميخواهيم تا نسبت به اين گونه اعمال سكوت نكرده و در كنار ساير مبارزان مدني ايران صداي اعتراض خود را به گوش همگان برسانند .
سازمان مهندسان جبهه ملي ايران
20 اسفند 1386
هشدار نسبت به وضعیت کشور
برگرفته از نشریه سازمان مهندسان جبهه ملی ایران
بنام خداوند جان و خرد
در شرایطی واپسین روزهای سال 1386 را پشت سر می گذاریم که به جرات میتوان گفت که این سال یکی از سیاه ترین سالهای تاریخ ایران به لحاظ نقض حقوق بشر ، اعدام ، زندان ، شکنجه ، تورم و وضعیت نابسامان اقتصادی ، بیکاری ، اعتیاد ، فقر ، سلب آزادیهای اجتماعی ، فشار روزافزون بر زنان ، دانشجویان ، معلمان ، کارگران ، اقلیتهای مذهبی و ... بوده و همچنین در سیاست خارجی پرتاب نمودن ایران به دالانی از بحران های سهمگین که ملت بزرگوار ایران را در وضعیت بسیار شکننده ای قرار داده است . در ایران ثروتمند بر اساس آمار نهادهای وابسته به حاکمیت اسلامی بیش از ده میلیون بیکار وجود دارد که با توجه به جوان بودن کشور سالانه یک میلیون نفر به این آمار افزوده می شود در حالیکه نه تنها چاره ای برای رفع این مشکلات اندیشیده نمی شود ، بلکه با قوانین ، لوایح و مصوبات نا بخردانه همچنان این آمار و مشکلات روز افزون می گردد . همانگونه که بارها در مطبوعات از زبان مسئولان آورده شده "حقوق کمتر از ششصد هزار تومان به عنوان شاخص خط فقر تلقی می گردد " شاهدیم که بیش از 65 درصد کارمندان کشور در شرایطی دشوار ، زیر خط فقر گذران زندگی می کنند و غالبا دو شغله و یا حتی سه شغله هستند . در چنین شرایطی کارگران ایران با جمعیتی بیش از پانزده میلیون نفر، با دستمزد تصویب شده دولت مهرورز ! ماهیانه کمتر از سیصد هزار تومان حقوق دریافت میدارند و تفریبا تمامی این کارگران شریف و زحمت کش نه تنها دارای چند ماه حقوق معوقه هستند ، بلکه دچار تهدید امنیت شغلی و برخوردهای حکومتی نیز می باشند .
تورم و گرانی لجام گسیخته حاکم بر کشور فشار طاقت فرسایی را بر دوش ملت وارد نموده است به نحوی که تنها نرخ مسکن در دو سال گذشته تا سیصد درصد افزایش یافته و این تورم در تمامی اجزاء جامعه تاثیر فراوان گذاشته است.
بر اساس آمار رسمی جمهوری اسلامی یک چهارم ازدواج ها در ایران به طلاق منجر می گردد و اغلب ناشی از فقر ، فساد و اعتیاد میباشد . در حال حاضر آمار زندانیان کشور نسبت به سال 1358 بیش از ده برابر شده است ، دانشجویان ، زنان ، روزنامه نگاران و فعالان مدنی در زندان ها تحت فشار شدید انفرادی، شکنجه و اعدام قرار دارند و حاکمیت نه تنها پاسخگوی اعمال ارتجاعی خود نیست بلکه نسبت به اعتراضات بین المللی ، آن را مسئله داخلی عنوان نموده و احکام اعدام و زندان های طولانی برای متهمان صادر می نماید .نابخردی ها و بی تدبیری های حاکمیت باعث گردیده که در مسائل بین المللی و سیاست خارجی مسیری طی شود که جز آسیب به کشور و منافع ملی و قرار گرفتن ایران تحت تحریمهای شدید و طولانی و ورطه جنگ ، هیچ سودی نسیب ایران نگردد و میهن عزیزمان را در شرایط بی سابقه تاریخی قرار دهد . امروز همسایگان ما که همیشه در طول تاریخ نیازمند کمک ما بوده اند و پیشرفت و آرامش خود را مدیون سرمایه و هوش ایرانیان بوده اند ، از این فرصت و ضعف ایران استفاده نموده و هر یک به نحوی پنجه در این خاک نهاده اند . همسایگان شمالی این فرزندان تاریخی ایران بزرگ که زمانی جزئی از این سرزمین بوده اند ، حقوق ایران را در دریای مازندران نادیده انگاشته و با حمایت قدرت های بزرگ درصدد هستند تا بخش عظیم دیگری را از خاک این کشور زخم خورده جدا کنند .همسایگان غربی که روزگاری دستشان در سفره حکومت جمهوری اسلامی بوده است ، امروز منکر قرارداد 1975 گردیده و خواهان تجدید نظر در آن میباشد و این در حالیست که هزار میلیارد دلار خسارات ناشی از جنگ بین ایران و عراق که هزینه آنرا ملت ایران پرداخت نمودند در هاله ای از ابهام قرار دارد و زمزمه هایی مبنی بر بخشش آن شنیده می شود . همسایه شرقی رودخانه هیرمند را بر ایران می بندد و همسایه جنوبی که در دو دوره تاریخی با ثروت و اندیشه ایرانی جهشی بلند در اقتصاد نمود اینک ادعای مالکیت جزایر سه گانه ایران را در نهادهای بین المللی تکرار می کند .ما مهندسان جبهه ملی معتقدیم که قرار دادن این مسائل در کنار یکدیگر نشان از وضعیت فاجعه بار کشور دارد ، لذا به حاکمان برقدرت نشسته هشدار میدهیم که تا فرصت باقیست به حکومت مردم که وارثان اصلی این خاک پرگوهرند تن داده تا کشور از ورطه نابودی خارج شود .
اسفند ماه ۱۳۸۶ خورشیدی
نمايش انتخابات
بيستم اسفند 1386
از انتخابات در کشورهای آزاد جهان بعنوان اهرمی بنيادين در نيل به حاکميت ملت نام برده می شود ، بديگر سخن اعتبار هر همه پرسی به ميزان مشارکت و نقش آزادانه ی مردم در آن سنجيده می شود ، از نگاه ديگر اعتبار بين المللی هر نظام نيز به ميزان تحقق حاکميت ملت و نقش مردم در اداره جامعه ارزيابی ميشود .
درست از اين زواياست که از انتخابات يا همه پرسی در نظامهای پارلمانی بعنوان مهمترين اهرم
اداره ی ملت بدور از کردارهای خشن و خشونت آميز ياد می شود .
بنيادی ترين ويژگی سامان های مردمسالار را داشتن مجلسی ملی و نمايندگانی آگاه ، کارآمد تشکيل می دهد . برپايی چنين مجلس پر توان ، کثرت گرا می تواندخواسته های ملت و حقوق ملی را در تمامی ميدان های ملی و بين المللی نمايندگی و تضمين کند ، چنين پارلمانی اساسی ترين شرط های حاکميت دموکراسی است .
در کشورهای غير دموکراسی يا مدعی دموکراسی چون باور به مشارکت واقعی مردم نهادينه نشده و مردم تنها بصورت کميتی عددی برای تأييد صوری عملکردها و چهره مردمی دادن به رفتارها به ميدان آورده ميشوند ناچار از زور به عنوان ابزار اداره جامعه استفاده می شود ، در پاره ای از اين کشورها با تمهيداتی در مسير گزينش مستقيم مردم سد ايجاد کرده و به آن ظاهر قانونی هم داده می شود و انتخابات را از فلسفه وجودی آن کاملاً تهی و کشور را به کژ راهه می برند ، اين رفتارها باعث می شود ، انتخاب کنندگان از انتخاب فرد دلخواهشان محروم شده و مردم مجاز نباشند آزادانه نامزدهای خود را برگزينند ، بلکه از ميان چند نفر که حاکميت پس از عبور از
صافی هايی نظير شورای نگهبان (نهاد نظارتی ) با آنها موافقت کرده است و مجبور به انتخابند.
هستند بسيار که شايستگی و لياقت مديريت جامعه را دارا می باشند ،ولی نهادی که مسئول نظارت بر جريان انتخابات است ، مانع اين امر می شود آنهم با دلايلی که تنها برای خود و در ساختار خود ساخته و تفسير کرده قابل دفاع است ،نه ساختار دموکراسی های جهان ،در کشور ما شهروندان را دو درجه کرده اند "خودی و غير خودی " و برای غير خودی هيچ حقی قائل نيستند اين اعمال مخاطره آميز بوده و به يگانگی ملی صدمه زده و ميزند . نتيجه آن اينست که روز به روز دامنه انتخاب شوندگان کم و کمتر شده به تبع آن از تعداد انتخاب کنندگان نيز کاسته می شود ، بطوريکه در تهران 12 ميليونی در انتخابات شورای شهر تنها در صد کمی از حائزين شرايط در انتخابات شرکت جستند .اساسا منتخبين چنين روندی چگونه ميتوانند با چنين پشتوانه ای در راستای منافع جمع حرکت کند و مدافع منافع جمع باشد ، جز اينکه در بهترين شرايط از منافع انتخاب کنندگان خود حمايت خواهند کرد ، حاکميت چون با بی تفاوتی يا مخالفت های مردم روبرو می شود ، ناچار از کاربرد ابزار زور است و اينگونه است که زور بعنوان راه حل نهايی مطرح خواهد شد . ادامه اين روش واکنش های بی شماری را بدنبال خواهد داشت که نتيجه آن بی تفاوتی بيشتر و سپس بريدن مردم از دستگاه حاکمه است و .....
در جامعه هايی که به رغم ادعای دموکراسی کار بدستانش توجهی به خواست و نياز ملت ندارند ، پديده ی اپوزيسيون نيز به رسميت شناخته نمی شود و در نتيجه در چنين تفکری اساسا اجازه مشارکت در پست های تصميم گيری را تنها حق افراد و گروههای خودی می دانند و هيچگونه حقی در اين زمينه ها برای غير خودی ها قائل نيستند ، جز نمايش رأی دادن . با اين ترتيب تمام قدرت در دستان شماری اندک بصورت گردشی خواهد چرخيد و جامعه در راستای دو قطبی شدن سرعت خواهد گرفت و ، عدالت اجتماعی ،امنيت ملی ،ثبات سياسی توازن معقول اقتصادی ، رفع تبعيض های قومی و جنسيتی و آزاديهای فردی و همگانی به زير پرسش مي روند .
آنگاه حکومتی که به هر وسيله و هر دليلی خود را از ملت و خواسته هايش جدا کرد ، برای حفظ خويش ناگزير به بحران سازی و دشمن افزايی روی می آورد . امروز ميهن ما با شرايطی روبروست که حاکی از نابسامانی و ناکارآمدی و نا هماهنگی در بخش های گوناگون و سياستگزاری ها در اداره امور داخلی و خارجی است .
به باور ما راه برون رفت از معضلات پيش روی ، باور راستين و تکيه بر نيروی لايزال ملت است تا سرزمين مان ، ملت شريفمان و آينده جوانانمان در جهانی که گرداگردمان متجاوزان در کمينند ، به منبع الهام تمامی رهبران بزرگ که ملتهايشان بودند روی آورند ، نه با رفتارهای خشن و ممنوعيت ها ، نه با ايجاد سد و مانع کردن ها ، نه با خشونت ، اين دور بايد پايان يابد .
برای الهام گرفتن از ملت بايد زمينه های گزينش راستين نمايندگانش را در انتخابی سالم فراهم آورد.آزادی گفتار و نوشتار برای همه تضمين شود ، زندان سياسی و عقيدتی نداشته باشيم ، هموطنان کوچ کرده به هر دليل به ديار بيگانه اجازه بازگشت يابند ، در غير اينصورت مجلس را نميتوان خانه ملت دانست و ميزان رأی ملت نخواهد بود و در اين صورت حاکميت ملی ،استقلال ،منافع ملی ،رشد و توسعه ، عدالت همگانی و حقوق قوم ها ، زنان و کودکان در جامعه از ديدگاهی خاص و تنگ نظرانه مد نظر قرار خواهد گرفت .
آيا بدون رعايت حقوق شهروندان بنيان های حاکميت ملت سست ،نخواهد شد؟ آيا توجه نمی کنند اتخاذ تصميمات جناحی و رفتار "سکتاريستی " حکومتگران ، اصل جمهوريت را بی رنگ و بی رنگ تر کرده است ؟ آيا تنها با دادن شعار آزادی می توان به ندای شهيدان پاسخ درست داد که خواستی جز سربلندی ميهن و ملت ، استقلال و آزادی و عدالت همگانی نداشتند .بايد متوجه بود که اگر ميزان رأی ملت نشد ، جامعه زمينه ساز رشد خودکامگی وظهور خودکامگان می شود و به دوران ملوک الطوايفی و خان و خانی برگشت خواهد کرد و از حاکميت ملی و استقلال جز نامی نخواهد ماند .
امروز پرسش بزرگ اينست آيا تغييری در اين روابط ايجاد شده است که بايد انتظار موفقيت از منتخب مردم و يا از مجلسی که با اين محدوديت ايجاد شده است داشته باشيم ؟ به باور ما تا مردم نتوانند بدور از بند و بست و محدوديتها و اعمال نفوذهای خلاف اراده ملی و بدور از پالايش و تصفيه ،نامزدهای برگزيده ی راستين خود را انتخاب کنند ، نه مجلس و نه دولت دارای اختياری حتی در حد همين قانون اساسی فعلی هم نخواهند بود ...
اکنون که به شيوه های گوناگون مجال ورود به برگزيدگان واقعی ملت داده نشده است ، مجلس را ديگر نمی توان خانه ملت ناميد و شرکت در چنين انتخاباتی نه تنها بی فايده بلکه به مسخره گرفتن ملت ايران است .
اديب برومند ـ مهندس عباس امير انتظام ـ دکتر سعيد آل آقا ـ مهندس فريدون آقاسی ـ خانم دکتر لقا اردلان ـ بانو فرشيد افشارـ دکترداودهرميداس باوند ـ مهندس مرتضی بديعی ـ دکتر جهانشاه برومند ـ دکتر بهروز برومند ـ تيرداد بنکدارـ خانم گيتی پورفاضل ـ سرهنگ بازنشسته نصرالله توکلی ـ بيژن جانفشان ـ عيسی خان حاتمی ـمهندس اسماعيل حاج قاسمعلی ـ دکتر علی حاج قاسمعلی-مهندس حميدرضا خادم ـ دکتر پرويز دبيریـ جمال درودیـ آرش رحمانی ـ حسين راضی ـ دکتر علی رشيدی ـ مهندس اشکان رضوی ـ غلامرضا رحيم ـ مهندس کورش زعيم ـ مهندس محمود زنديان ـ خسرو سيف ـ, دکتر خسرو سعيدی ـ رشيد مظفری سردشتی ـ مهندس حسين شاه اويسی ـ حسن شهيدی ـ حسين شاه حسينی ـ دکترعباسعلی صحافيان ـ مهندس مجيد ضيايی-پيمان عارف -مهندس حسين عزت زاده ـ محمود گرکين ـ علی اصغر فنی پور ـ دکتر محسن فرشاد ـ سرلشکر بازنشسته ناصر فربدـ حسن قديانی ـ دکترباقر قديری اصلی ـ هرمز مميزی ـ منوچهر ملک قاسمی ـ دکتر مهدی مويدزاده ـ دکتر حسين موسويان ـ فرزين مخبر ـ دکتر محمد ملکی ـ مهندس محمدرضا مسيبيان ـ مهندس علی اکبر معين فرـ خانم سيمين مخبرـ خانم پريچهر مبشری ـ دکترعلی اکبر نقی پور ـ ابوالفضل نيمآوری ـ مهندس بهرام نمازیـ مهندس حبيب يکيتاـ
شكايت از اوضاع عمومي
شعری از استاد ادیب برومند
|
در اسفند ماه 1370 به مناسبت نابسامانيهاي عمومي ايران و جهان و در نتيجه تأثرات ناشي از آن قصيده زير توسط استاد ادیب برومند شاعر ملی ایران سروده شد.اما با توجه به وضعیت نگران کننده امروز و دشواری های حاکم بر کشور عزیزمان ایران بازخوانی این شعر خارج از اوضاع اسفناک امروز ایران نیست . سپاس و تشکر فراوان از استاد گرانقدر و رئیس هیئت رهبری جبهه ملی ایران که اجازه فرمودند اشعارشان در این تارنگار منتشر شود . |
|
|
|
| ||||||||||||
|
|
|
| ||||||||||||
|
|
|
| ||||||||||||
|
|
|
| ||||||||||||
|
|
|
| ||||||||||||
|
|
|
|
آیین بزرگداشت دکتر محمد مصدق
آیین بزرگداشت چهل و یکمین سال درگذشت بزرگمرد تاریخ معاصر ایران، بنیانگذار و رهبر جبهه ملی ایران، در روز چهاردهم اسفند 1386، در آرامگاه مصدق بزرگ واقع در قلعه احمدآباد برگزار خواهد شد.
برابر با برنامه همه ساله، اتوبوس های جبهه ملی ایران از میدان توحید، اول ستارخان و از خیابان توانیر، روبروی کوچه ساقی، سر ساعت 8 بامداد به سوی احمدآباد حرکت خواهند کرد.
روابط عمومی جبهه ملی ایران
9 اسفند 1386
با اندوهی فراوان،
درگذشت هموطن عالیقدر آقای عزیزالله اثنی عشری را به خانواده و فرزندان محترم ایشان و نهضت مقاومت ملی ایران تسلیت می گوییم. این هموند مبارز ملی سالهای پربار عمر خود را در راه آزادی و آبادی میهن، ملی شدن صنعت نفت و درکنار شادروان دکتر شاپور بختیار سپری کرد و بعنوان مشاور جبهه ملی ایران در انگلستان، در راه مصدق خدمت نمود.
امسال سال بسیار سختی بود از دست دادن بزرگانی چون دکتر پرویز ورجاوند
مهندس نظام الدین موحد - سرهنگ بزرگمهر و امروز همرزم مبارز آقای اثنی عشری
از دست دادن هر یک از این بزرگان ضربه ای مهلک بود بر پیکر ایران عزیز و کلیه فعالان آزادی خواه کشور
روانشان شاد و راهشان پر رهرو باد
سالگرد درگذشت مهندس نظام الدین موحد
یک سال پیش چهره ای درخشان روی در نقاب خاک کشید. ما هنوز از فقدان شادروان مهندس نظام الدین موحد، عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران و دبیرکل حزب ایران، و از مبارزان دیرپا و پایدار نهضت ملی ایران، در غم و اندوه هستیم. آیین بزرگداشت ایشان روز آدینه 10 اسفند، 1386، ساعت 17 تا 19، در منزل آن شادروان واقع در خیابان پاسداران، خیابان بهستان پنجم، پلاک 12، برگزار خواهد شد.
شورای مرکزی جبهه ملی ایران:
ادیب برومند، دکتر لقا اردلان، مهندس عباس امیرانتظام، بانوفرشید افشار، دکتر داود هرمیداس باوند، مهندس مرتضی بدیعی، دکتر جهانشاه برومند، عیسی خان حاتمی، مهندس اسماعیل حاج قاسمعلی، دکتر پرویز دبیری، جمال درودی، حسین راضی، غلامرضا رحیم، دکتر علی رشیدی، مهندس کورش زعیم، دکتر خسرو سعیدی، حسین شاه حسینی، حسن شهیدی، دکتر عباسعلی صحافیان، مهندس حسین عزت زاده، سرلشگر بازنشسته ناصر فربد، دکتر محسن فرشاد، اصغر فنی پور، حسن قدیانی، دکتر باقر قدیری اصلی، پریچهر مبشری، منوچهر ملک قاسمی، هرمز ممیزی، دکتر سید حسین موسویان، دکتر مهدی مویدزاده، دکتر علی اکبر نقی پور، ابوالفضل نیماوری.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار می کند
انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، همایش علمی ـ فرهنگی دریای مازندران را روز یکشنبه 5 اسفند ماه 1386 خورشیدی، از ساعت 13:00 تا 18:00 در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار میکند.
در این سخنرانی استادان ارجمند: دکتر محمدعلی اسلامیندوشن، دکتر داود هرمیداس باوند، دکتر علی رشیدی، آقای مسعود صفاریان، دکتر هوشنگ طالع، دکتر اسماعیل کهرم، دکتر یوسف مولایی، دکتر مهرداد ملکزاده، به سخنرانی خواهند پرداخت.
محور سخنرانی هر یک از این استادان به ترتیب عبارتست از:
منش جغرافیایی ایران، ایران امروز و فردای دریای مازندران، ملاحظات اقتصادی و دریای مازندران، نگاه از مرکز به ساحل دریای مازندران، حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران، ملاحظات محیط زیستی و دریای مازندران، نظام تصمیمگیری در رژیم حقوقی دریای مازندران، نام دریای مازندران.
درپایان همایش نیز برنامهی پرسش و پاسخ برگزار خواهد شد.
طبق احضاریه ای که امروز از سوی شعبه 6 اجرای احکام دادگاه انقلاب بدست پیمان عارف رسیده است، وی می بایست ، خود را جهت اجرای حکم یک سال و نیم حبس تعزیری، به زندان اوین معرفی نماید.
پیمان عارف دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران که سال گذشته به سبب فعالیت های خود از دانشگاه اخراج شده بود، در این خصوص می گوید:" طبق این احضاریه می بایست ظرف 72 ساعت، خود را به زندان اوین معرفی نمایم."
گفتنی است، عارف در خرداد ماه 82 توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت و مدتی را در بند (2- الف) زندان اوین به سر برد. وی سپس از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت از طریق رهبری تجمعات دانشجویی در خرداد 82 و در جریان صدور حکم اعدام برای هاشم آقاجری به 5/1 حبس تعزیری محکوم شد.