
در دومین سالگرد درگذشت دریادار دکتر احمد مدنی دوستان و یاران یادش را گرامی میدارند.2 سال قبل در روز 23 بهمن 1384 شمسی دکتر احمد مدنی پس از یک بیماری نسبتاً طولانی چشم از جهان فروبست.
دریادارمدنی مبارز خستگی ناپذير آزادی, از رهبران شهیر جبهه ملی ایران بود که چون پیشوایش مصدق, مغضوب هر دو نظام سلطنتی و اسلامی قرار داشت. او در تمام دوران زندگی خود برای آزادی ، استقلال و عدالت اجتماعی در ایران تلاش کرد و رنج زندان ، تبعید و آوارگی را به جان خرید. دکتر مدنی معلمی صبور و دلسوز برای شاگردانش و سربازی فداکار و دلیر برای کشورش بود.مراسمی برای دومین سالگرد این بزرگمرد در روز شنبه 16 فوریه در جنوب کالیفرنیا برگزار میشود.
خاطره اش جاودان باد.
دکتر احمد مدنی را باید دوباره شناخت-امیر هوشنگ آریان پور
یک دریا صفا دريادار - بیژن مهر
"آنهایی که فریاد میزنند باید دموکراسی باشد، اینها مسیرشان غلط است. مسیر ما مسیر نفت نیست. ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست.ما اسلام میخواهیم."[1]
"در انقلابی که در ایران حاصل شد در سرتاسر این مملکت فریاد مردم این بود که ما اسلام میخواهیم. این مردم قیام نکردند که مملکتشان دمکراسی باشد." [2]
"به آنها که از دموکراسی حرف میزنند گوش ندهید. آنها با اسلام مخالفند. میخواهند ملت را از مسیر خودش منحرف کنند. ما قلمهای مسموم، آنهایی را که صحبت ملی و دمکراتیک و اینها را میکنند میشکنیم."[3]
"آنهایی که به اسم دموکراسی، با اسم دمکرات میخواهند مملکت را به فساد و تباهی بکشند، اینها باید سرکوب شوند. ملت آنها را سرکوب خواهد کرد. کاری نکنید که باب غضب باز شود."[4]
"شما روشنفکر هستید و آزادی همه چیز، از جمله آزادی فحشا را میخواهید. یک نحو آزادی میخواهید که جوانان ما را فاسد کند.ما میخواهیم مملکت را حفظ کنیم و حفظ مملکت به آن آزادی که شما میگویید نیست. این آزادی مملکت را بر باد می دهد. این آزادی که شما میخواهید، آزادی دیکته شده است."[5]
"من انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم اجازه نميداديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام ميكرديم، تمام جبههها را ممنوع اعلام ميكرديم و يك حزب و آن حزب الله، حزب مستضعفين تشكيل ميداديم و من توبه ميكنم از اين اشتباهي كه كردم."[6]
"یک نفر آدمی که یک مملکت یا گروه را فساد میکند، قابل اصلاح نیست. این را باید برای تهذیب جامعه نابود کرد . این غده سرطانی را باید از جامعه دور کرد و دور کردنش هم به این است که اعدامش کنند."[7] "یکی از اینها آمده بود گریه میکرد که چرا بعضی از اینها را میکشند! اینها باز توجه ندارند که اسلام در عین حال که تربیت است، یک مکتب تربیت است... اگر ما بخواهیم مسامحه کنیم در قضاوت ، تا آخر گرفتار هستیم. ما با هیچکس قوم و خویشی نداریم . ما مطیع اسلام هستیم و احکام اسلام را میخواهیم جاری کنیم."[8]
"ما دیگر نميتوانيم آن آزادی را که قبلاٌ دادیم بدهیم و نمیتوانیم بگذاریم این احزاب کار خودشان را ادامه بدهند. ما شرعاَ نمیتوانیم مهلت بدهیم. شرعاَ جایز نیست که مهلت بدهیم. ما آزادی دادیم و خطا کردیم. به این حیوانات درنده نمیتوانیم با ملایمت رفتار بکنیم. دیگر نمیگذاریم هیچ نوشتهای از اینها در هیچ جای مملکت پخش شود. تمام نوشتههایشان از بین میبریم. با اینها باید با شدت رفتار کرد و با شدت رفتار خواهیم کرد."[9]
"این جنایتکارها که در بازداشت هستند متهم نیستند، بلکه جرمشان محرز است؛ باید فقط هویت آنها را ثابت کرد و بعد آنها را کشت. اصلاً احتیاج به محاکمه آنها نیست. هیچگونه ترحمی درمورد آنها مورد ندارد. اگر ما اينها را نكشيم، هر يكی شان كه بيايد بيرون ميرود آدم ميكشد. با چند سال زندان كار درست نميشود.اين عواطف بچه گانه را كنار بگذاريد."[10]
"راجع به دادگاه انقلاب و راجع به كارهايي كه مربوط به دادگاه انقلاباست، من نميگويم كه بايد اينجا سستي بشود. اينجا بايد با جديت جلويش گرفته بشود، بايد جلوي اين فسادها گرفته بشود. حالا بگيرند نگه دارند تربيت كنند يا اگر واقعاً مستحق حدود شرعي هستند حدود شرعي را جاري بكنند كه زندانها بايد محل تربيت باشند." [11]
"آقايان بعضىشان مىگويند: مساله ولايت فقيه، اگر يك مساله تشريفاتى باشد مضايقه نداريم، اما اگر بخواهد دخالتبكند در امور، نه، ما آن را قبول نداريم. اگر متوجه به لازم اين معنا باشند، مرتد مىشوند."[12]
:"مخالفت با ولایت فقیه، تکذیب ائمه و اسلام است."[13]
"هركه به رسول خدا اهانت كند ، هر كه به ائمه هدي اهانت كند ، واجبالقتل است." [14]
"قيام كردن بر خلاف حكومت اسلامى، جزايش جزاى بزرگى است. قيام بر ضد حكومت اسلامى در حكم كفر است، بالاتر از همه معاصى است، همان بود كه معاويه قيام مىكرد، حضرت امير قتلش را واجب مىدانست".[15]
"آنکه مکتبی را مسخره میکند، اسلام را مسخره میکند. اگر متعمد باشد، مرتد فطری است. زنش برایش حرام است. مالش هم باید به ورثه داده شود. خودش هم باید مقتول شود."[16]
"ملیگرایی مخالف اسلام است."[17]"
ملي گرايي بر خلاف اسلام است اين بر خلاف دستور خداست و بر خلاف قرآن مجيد است."[18]
"ملیگرایی اساس بدبختی مسلمین است"[19] "ما از این ملیها هیچ ندیدیم جز خرابکاری"[20]
"آنهایی که میگویند ما میخواهیم ملت را احیا کنیم، مقابل اسلام ایستادهاند"[21]
"ما چقدر از این ملیت سیلی خوردیم. من نمیخواهم بگویم که در زمان ملیت، در زمان آنکس که آنقدر ازش تعریف میکنند[مصدق] چه سیلی به ما زدند. من نمیخواهم بگویم که مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند . بروند کنار اینها، بروند گم بشوند. ما از آنها ضربه خوردیم." [22]
"در نجف و پاریس یک حرفهایی زدم که چنانچه اسلام پیروز شود، روحانیون میروند سراغ شغلهای خودشان، لکن وقتی ما آمدیم و وارد معرکه شدیم دیدیم که اگر روحانیون را بگوییم همه بروید سراغ مساجدتان، این کشور به حلقوم آمریکا یا شوروی میرود... ما این طور نیست که هرجا یک کلمهای گفتیم و دیدیم مصالح اسلام اینجوری نیست، بگوییم سر اشتباه خود هستیم. ما دنبال مصالح هستیم. بنابراین مساله نیست که آقایان به ما بگویند شما آنروز اینجوری گفتید... هرچه میخواهند به ما بگویند. بگویند کشور ملایان، حکومت آخوندیسم. این هم یک حربهای است که ما را از میدان به در کنند. ما نه، از میدان بیرون نمیرویم." [23]
" ما میخواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس ممکن است دیروز من یک حرفی زده باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را. این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زدهام باید روی همان حرف باقی بمانم."[24]
"واجب بر همه ما، بر همه شماست که اگر توطئهای دیدید واگر رفت و آمد مشکوکی دیدید خودتان توجه کنید و اطلاع دهید. بر همه ما واجب است که جاسوسی کنیم. بر همه ما واجب است که نظر کنیم و توجه کنیم و نگذاریم که غائلهای پیدا شود. منع جاسوسی از حرفهای احمقانهای است که از همین گروهها القا میشود که جاسوسی خوب نیست. اما برای حفظ اسلام و حفظ نفوس مسلمین واجب است."[25]
"مردم باید پند بگیرند از آن مادری که پسرخود را آورد و بدست محاکمه سپرد و آن پسر اعدام شد. این یکی از نمونه های اسلام است و دیگران هم باید همینطور باشند. اولادها وبرادرها و فرزندان خودشان را اگر نصیحت نپذیرفتند معرفی کنند تا به مجازات خود برسند."[26]
""اسلام را همه باید حفظ کنیم... یک بیچارهای به من نوشته بود که شما گفتید همه اینها را باید تجسس کنید، خوب در قرآن[که] میفرماید لاتجسسوا... وقتی که اسلام در خطر است همه شما موظفید که با جاسوسی حفظ کنید اسلام را."[27]
"دانش آموزان عزیز باید با کمال دقت اعمال وکردار دبیران و معلمین را زیر نظر بگیرند که اگر خدایی ناکرده در یکی از آنها انحرافی ببینند بلافاصله به مقامات مسئول گزارش نمایند... فرزندان عزیزم در صورتیکه مشاهده کردند که بعضی از دشمنان در لباس دوست و همشاگردی میخواهند آنانرا جذب گروه خود کنند به مقامات مسئول معرفی نمایند وسعی کنند اینکارخود را به صورت مخفی انجام دهند."[28]
منبع: کتاب ایستاده بر آرمان، روایت فروپاشی یک انقلاب،علی غریب، انتشارات انقلاب اسلامی،دی ۸۵
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- سخنرانی در جمع دانشجویان اهواز،کیهان 3/3/58 [2]- سخنرانی مورخه ۱۹ آذر ۱۳۵۸، قم [3]- سخنرانی مورخه ۲۲ اسفند ۱۳۵۷، قم [4]- صحیفه نور،ج9،ص372 [5]- سخنرانی در مسجد فیضیه قم، جمعه 2 شهریور58، سروش،شماره 18، 10 شهریور 58،ص6-7 [6]-كيهان، 27مرداد 1358 [7]- سخنرانی 19 تیر 58 امام و ...، گردآورنده: منصور دوستکام و هایده جلالی،انتشارات پیام آزادی، چاپ سوم،1358ص96 [8]- صحیفهنور ، ج13، ص50 [9]- مجلس معارفه با نمایندگان مجلس خبرگان در فیضیه قم، 27 مرداد 1358 [10]- سخنرانی به مناسبت سالروز تولد رسول اسلام، ۹ تیر ۱۳۵۹ [11]- سخنرانی در جمع حكام شرع دادگاهها ۶۱/۱۱/۱۸؛ صحيفه نور، ج ۱۷، ص ۱۷۹ [12]- سخنرانی 12/7/58، صحيفه نور، جلد 9، صفحه 254 [13]- صحیفه نور،ج 5، ص522. [14]- سخنرانی در جمع گروهي از بانوان لنگرود،۵۸/۴/۲، صحيفه نور، ج ۷، ص۱۸۲ [15]-سخنرانی مورخه 29/7/58، صحيفه نور، جلد 10، صفحه 15 [16]- صحیفه نور،ج14،ص376 [17]- سخنرانی در جمع دانشجویان و طلاب، جمهوری اسلامی،5/3/59 [18]- سخنرانی 3/3/59، صحيفه نور ج12،صفحه 110 [19]- سخنرانی در کنگره قدس،صبح آزادگان، 19/5/59 [20]- جمهوری اسلامی، 5/3/59 [21]- پیام به مناسبت روز قدس، سروش، شماره 63، 25 مرداد 59،ص 6 [22]- سخنرانی در جمع شورای عالی قضایی،31/4/59، صحیفه نور،ج 13،ص51 [23]- سخنرانی 30/3/61 . صحیفه نور،ج16،ص211-212 [24]- سخنرانی 20/9/62، صحیفهنور،ج18،ص 178 [25]- پیام انقلاب، ارگان مطبوعاتی سپاه پاسداران، شماره 40، 14 شهریور 60،ص6 [26]- سخنرانی شهریور۱۳۶۰ [27]- صحیفه نور، ج15،ص100-101 [28]- پیام به مناسبت بازگشایی مدارس،1 مهر1361، صحیفه نور،ج 17ص2

بیانیه سازمان جوانان جبهه ملی ایران- اروپا
جبهه ملی ایران پس از ارزیابی شرایط انتخابات مجلس هشتم جمهوری اسلامی، به دلیل عدم وجود شرایط برابر و عادلانه برای اعلام مواضع وسیاست های خود، همچون سالهای پس ازخرداد60، تصمیم به عدم شرکت در انتخابات فرمایشی گرفت. مجلس و انتخابات به عنوان رکنی از بنیادی ترین ارکان دمکراسی در سنت جبهه ملی جایگاه ویژه ای را دارا ست. نظربه اینکه مجلس در جمهوری اسلامی هرگز نمی تواند آنگونه که شایسته ی چنان ارگان مقدسی است، برای نمایندگی اراده ی مردم به کار بپردازد ،جبهه ملی ایران از شرکت در انتخابات سر باز میزند.
سازمان جوانان جبهه ملی ایران-اروپا پشتیبانی کامل خود را از این تصمیم بخردانه اعلام میدارد.
این سازمان با توجه به سابقه ی حکومت گران جمهوری اسلامی در حذف مخالفان و سهیم ندانستن ملت در تعین سرنوشت خود، عدم شرکت جبهه ملی در این انتخابات را مورد تایید قرار داده و آن
را هماهنگ با خواسته های نسل جوان نیروهای ملی میداند.
نسلی که خواهان موضع گیری های شفاف و مرزبندی های روشن با حکومت ولایت فقیه است و دمکراسی را دیگر نه فقط در چارچوب شعار های سیاسی بلکه در اقدامات و تصمیمات سیاسی سازمان ها جستجو می کند.
رژیم جمهوری اسلامی همانند تمام حکومت های تمامیت خواه و مستبد به هر چه تنگ تر کردن دایره قدرت و کوچک کردن حلقه ی خودی ها پرداخته است. این رژیم نه تنها نشانی از آمادگی برای دادن بخشی از قدرت به مردم و نمایندگان اندیشه های متفاوت را بروز نداده ، بلکه با خیز برداشتن برای یک دست کردن تمامی قوا فضای سیاسی و فرهنگی را بیش از پیش به اختناق کشانده است.
انتخابات برای حاکمیت جمهوری اسلامی تنها به وسیله ای برای کسب مشروعیت تنرل پیدا کرده است.
سازمان جوانان جبهه ملی ایران – اروپا همچون سازمان مادر در ایران در حال حاضرروشن گری در باره ی اصول اولیه ی انتخابات آزاد و عادلانه را وظیفه ی خود می داند و مبارزه برای رعایت حقوق اولیه ی شهروندان ایرانی از جانب حاکمین جمهوری اسلامی را زمینه ای برای تغییرات بنیادین در جهت بر پایی حکومتی مردمی میشمارد.
پاینده باد ایران
سازمان جوانان جبهه ملی ایران-اروپا
5 فوریه 2008
امروز در کشور ما بی سابقه ترین و عجیت ترین اتفاقات نقض حقوق بشر ، در هزاره سوم رخ میدهد . در حالیکه سه دهه از انقلاب 1357 می گذرد هنوز اعدام های سیاسی و عقیدتی با احکام دادگاه های انقلاب ! جاریست . وضعیت اقتصادی مردم همچنان در سراشیبی فقر و بی کاری و ... قرار دارد . زندانها مملو از روزنامه نگاران ، کارگران ، معلمان ، دانشجویان ، فعالان سیاسی و بزه کارانی که عموما از شدت فقر و گرفتاری اقدام به بزه شده اند است .
حاکمان بر قدرت نشسته بدون اینکه اندکی دل نگرانی از وضعیت موجود داشته باشند بر طبل جنگ می کوبند و برای رسیدن به قدرت یکدیگر را رسوا می کنند و می درند کشور را از شمال تا جنوب به حراج روسیه و همسایگان ساحلی دریای مازندران و عراق و امارات و افغانستان گذاشته اند .
گزارش نخستین کنگره ی
سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور
کنگره ی سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور طی روزهای جمعه تا یکشنبه دوازدهم تا چهاردهم بهمن ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و شش، برابر 1 تا 3 فوریه 2008 با حضور نمایندگان و اعضاء باسابقه جبهه ملی ایران، مقیم ایالات متحده ی آمریکا و کشور های آلمان، اطریش، فرانسه، انگلستان، بلژیک، سوئد و هلند در شهر لودویگزهافن آلمان برگذار گردید.
سالن محل اجلاس کنگره به پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران، تصاویری از زنده یاد دکتر محمد مصدق، رهبر نهضت ملی ایران و خواست های آن نهضت: "استقلال، آزادی ، عدالت اجتماعی" و شعار "استقرار حاکمیت ملی هدف جبهه ملی ایران است"، مزین بود.
در اولین روز کنگره، پس از سه ساعت بحث آزاد، با خیر مقدم به حاضرین، سرود ای ایران و اعلام یک دقیقه سکوت به یاد شهدای راه آزادی ایران کنگره رسمیت یافت.
در آغاز کنگره آقای دکتر علی راسخ افشار بعنوان رئیس و سپس آقایان دکتر پرویز داور پناه و مهندس بهمن مبشری به عنوان نواب رئیس با رای کتبی حاضران انتخاب شدند.

واپسین روزهای رژیم مستبد شاه بسرعت می گذشت و شور انقلابی به دلایلی ناهمگون تشدید می شد . دربار پهلوی نگران از وضعیت پیش آمده به هر دری میزد تا شرایط کشور را به حال عادی باز گرداند . گاهی سفیر انگلستان را به در بار میخواند و گاهی سفیر آمریکا را تا اگر دست خارجی در کار است به هر نحو و باجی ، خود را ماندگار سازد و ... به سرعت و پشت سر هم نخست وزیر عوض کرد و سران کشور حتی نخست وزیر سابق را به زندان افکند اما گویی مردم خیال عقب نشینی نداشتند ، پس به ناچار به نمایندگان واقعی ملت رجوع کرد تا شاید ... در این میان تنها گروهی که اقبال اجتماعی با پشتوانه نام رهبری ملی چون دکتر محمد مصدق داشت جبهه ملی ایران بود .
شاید گمان میشد بازگرداندن نیروهای ملی و یاران دکتر مصدق می تواند قائله را پایان دهد . این تفکر باعث گردید محمد رضا پهلوی برخی افراد شاخص جبهه ملی از جمله دکتر صدیقی ، دکتر سنجابی و دکتر بختیار را به دربار فرا خواند تا با تشکیل دولت تا حدودی فضای کشور را تغییر دهد . دکتر صدیقی و دکتر سنجابی نخست وزیری را نپذیرفتند و از همکاری با شاه امتناع ورزیدند ولی دکتر بختیار با شروط فراوان آن را پذیرفت و در 37 روز نهایی دوران پهلوی نخست وزیر ایران شد .
وی تمامی ابزارهای فشار بر مردم را حذف کرد و به هیچ عنوان رفتاری غیر دمکراتیک با مردم نکرد و برای آرام نمودن فضا ضمن اخذ امتیازهای بی سابقه از محمدرضا شاه وعده های بسیاری به ملت داد ، اما گویی صداها شنونده نداشت و مردم دیگر قابل کنترل نبودند و ... شور انقلابی ، تفکر ایدئولوژیک و تحریک بیگانگان به فرجام 22بهمن 1357 منجر شد .
عموم روشنفکران ، مورخان و شاهدان آن دوران بر این باورند که شادروان شاپور بختیار را به لحاظ فکری و منش و رفتار سیاسی میتوان بعنوان یکی از نادر دولتمردان دمکرات و ملی نام برد و شاید در صورت افزایش عمر دولت سی و هفت روزه اش وی را در کنار افرادی چون امیرکبیر و دکتر مصدق ، قرار داد . ولی همه چیز دست به دست هم داد تا ایران بار دیگر سقوط را تجربه نماید و ایران در حسرت چنین رهبری باقی بماند .
زنده یاد دکتر بختیار با وجود جلای وطن همیشه برای آزادی کشور تلاش نمود و سکوت نکرد و هیچگاه از خشم حاکمیت مستبد جمهوری اسلامی در امان نبود تا در نهایت دشنه استبداد قلب او را شکافت . یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

زندگی نامة شاپور بختیار
به نوشتة خود او
من ، دریك خانواده قدیمی از ایل بختیاری به دنیا آمده ام، نیاكان من از زمان شاهان صفویه تاكنون سرپرستی این ایل را داشته اند. این شاهان همواره جانبدار خانواده من نبودند وگاه با آنها به بی رحمی رفتار میكردند .
حدود صد سال پیش ظل السلطان پسر حسینقلی خان ایلخانی نیای چهارم مرا بقتل رسانید. ظل السلطان در آنهنگام والی جنوب ایران بود .
درجنبش مشروطیت ایران ایل بختیاری به سود مشروطه خواهان به گونه ای مؤثر شركت كرد و تهران را گشودند و دو نفر از بزرگانشان، یكی علیقلیخان سردار اسعد بختیاری و دیگری نجفقلی خان صمصام السلطنه كه بعدها نخست وزیر ایران شد، در این نبرد ها شركت مستقیم داشتند . صمصام السلطنه كه از او نام بردم پدربزرگ مادری من است .
در زمان رضاشاه ، بخاطر رفتار مخالفی كه خانواده من در برابر تقاضاهای انگلیسی ها داشتند و ایستادگی هائی كه كردند مورد خشم شاه قرار گرفتند و رضا شاه برآن شد تا خانواده ما را نا توان كند وسران آنرا نابود سازد.
سنندج در دوشنبه 1386/11/1
دانشجویان محترم کرد؛
با اظهار تنفر شدید نسبت به فشار ظالمانه وارد بر دانشجویان و بگیر و ببندهای ستمگرانه حکومت درباره این قشر از افراد آزادیخواه که چشم چراغ کشور و ملت ایران اند مراتب اندوه و تألم خود را از سانحه در گذشت روانشاد ابراهیم لطف الهی، از سوی جبهه ملی ایران اعلام می کنم و امیدوارم روح پاک آن مرحوم در جوار رحمت حق قرین آمرزش و آسایش قرار گیرد.
رئیس شورای مرکزی و رهبری جبهه ملی ایران-ادیب برومند