تبليغاتX
ایران آزاد

پس از ارائه اطلاعات غلط و هدف مند سایت گوگل که ابتدا خلیج فارس را با نام دیگری خواند اینبار با  تولید اخبار کذب که دلایلش کاملا آشکار می باشد اقدام به قرار دادن نام شهر تبریز در کشور آذربایجان نموده است .

همانگونه که همگان میدانیم زمانی که برنامه و هدفی از طرف برخی قدرتها در صدد انجام می باشد ابتدا با شایعه پراکنی موضوع را در جامعه به تست می گذارند تا بازخورد آن را در جامعه ببینند و یا حتی بدین سبب به صورت ضمنی حمایت خود را  از افراد خائن و وطن فروش جدایی طلب اعلام می کنند .

 به گزارش تبریز نیوز جمعی از ایرانیان داخل و خارج کشور با تهیه نامه و طوماری اعتراض خود را نسبت به این اقدام به مدیریت سایت گوکل اعلام نمودند در این نامه آمده :

جناب آقای دکتر اریک اشمیت

رئیس هیات مدیره اجرائی و اداری گوگل

  عطف به اطلاعات کذب شما مبنی بر واقع شدن شهر تبریز ایران در کشور آذربایجان،مایلم به استحضار برسانم که بعد از انتشار دروغ بزرگ شما در تبدیل نام خلیج فارس به خلیج عربی، متاسفانه وب سایت شما برای دومین بار باعث اهانت به مردم ایران، واقعیات و همچنین اعتماد صادقانه مردم سراسر دنیا به آن وب سایت گردید. باید به اطلاع برسانم، مردم ایران در سراسر دنیا، خواه در داخل ایران خواه مهاجرت کرده، خواه موافق با دولت ایران خواه مخالف، خواه تحصیل کرده خواه بی سواد، مسلمان، مسیحی، زرتشتی و یهودی، آذری، کرد، بلوچ و عرب، پیر و جوان، زن و مرد، شیفته خاک و مملکت خویش بوده و به آن عشق می ورزند. ما هرگز اجازه نخواهیم داد که کشوری یا موسسه ای به کشور، خاک و یا تاریخ ما تجاوز کند. اگر چه در حال حاضر کشور ما در شرایط مطلوبی به سر نمی برد اما باید بگویم که با توجه به تاریخ ایران، این سرزمین دلیر شرایطی دشوار تر از شرایط موجود داشته، اما مردان شجاع این سرزمین آن را در تمامی این فراز و نشیب های تاریخ زنده نگه داشته اند و فرزندان آنها همواره از این مرز و بوم حمایت خواهند کرد، تا زمانی که ایرانیان زنده اند. بسیار روشن است که این فعالیت ها جز پراکنده کردن مردم ایران و از بین بردن اتحاد آنها هدفی دیگر ندارد. اما شما باید بدانید تاریخ مانند نور خورشید روشن است، شما با لکه کردن این صفحه سپید و انتشار دروغ به قصد تحریف تاریخ فقط موجب آن می گردید که مردم سراسر دنیا وب سایت مذکور را به عنوان پایگاهی شناسایی نمایند که به جای انتشار حقایق به ترویج دروغ می پردازد. این بسیار شفاف است که شهر تبریز و همچنین خلیج فارس از چهار هزار سال پیش یعنی دوهزار سال پیش از میلاد مسیح، قسمتهای جدانشدنی کشور ایران بوده، هستند و خواهند بود. آگاه باشید که این اعمال فقط باعث از بین رفتن اعتبار گوگل در میان مردم شده و هیچ نتیجه دیگری در بر نخواهند داشت. زیرا در دنیای تغییر یافته، امروزه انسانهای آزاد توانایی و قدرت فکر کردن داشته و البته در باره اخبار منتشر شده تفکر کرده و به قضاوت و داوری می پردازند. اینجانب به عنوان یک ایرانی، این دومین توهین گوگل را به مردم ایران و همچنین خرد و فکر انسانهای سراسر جهان محکوم نموده و خواستار عذرخواهی رسمی این وب سایت از مردم ایران و مردم سراسر دنیا هستم.

رونوشت:
- آقای نیکلاس مایکل، دبیر کل امور قانونی و حقوقی سازمان ملل متحد
- سازمان دادگستری آمریکا
- خبر گزاری صدای آمریکا
- خبر گزاری BBC

اين نامه جهت امضا ايرانيان در آدرس زير قابل دسترسي است.

http://www.persiangulf.blog-city.com/violate_to_tabriz__.htm

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 14:6 توسط خادم وطن |

اطلاعيه پرستو و آرش فروهر در باره برگزاری نهمين سالگرد قتل داريوش و پروانه فروهر
هم ميهنان

در نهمين سالگرد قتل فجيع پدر ومادرمان، داريوش و پروانه فروهر، مارا در اين داغ ماندگار تنها نگذاريد.
زمان: پنج شنبه يکم آذر ماه ساعت ۱۵ تا ۱۷
مکان: خيابان سعدی، خيابان هدايت، کوچه شهيد مراد زاده، پلاک ۲۲، خانه فروهرها
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 9:10 توسط خادم وطن |

کمیته موقت صلح اعلام می کند:
به نام خداوند جان و خرد
رویدادهای تاریخی نتیجه ی طرح ها و دستاوردهای آگاهانه ی بشر بوده است. از این رو، کمیته ی موقت صلح پیشنهاد می کند که نشستی برای تشکیل شورای ملی صلح به عنوان جنبش اجتماعی صلح دوستان ایران جهت مقابله با خطرهای تهدید کننده ی صلح در ایران تشکیل شود.
بی تردید، شورای ملی صلح می تواند، با همبستگی با همه ی جنبش های صلح طلبان جهان، صدای صلح دوستی مردم ایران را به گوش همه ی جهانیان برساند تا خطرات تهدید کننده صلح را محدود کند.
ما بر این باوریم که چنین شورایی می تواند هر گونه عمل تهدید کننده صلح از جانب نیروهای خارجی را محکوم نموده و از جمهوری اسلامی بخواهد که با پذیرش قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد و عمل به تعهدات و میثاق های بین المللی زمینه ی تهدید صلح را از میان بردارد.
بدیهی است، تامین حقوق مدنی مردم ایران شرط اساسی برای داشتن ایرانی آزاد، آباد و مستقل خواهد بود.
جنگ نه، صلح و حقوق بشر آری.
کمیته موقت صلح کانون مدافعان حقوق بشر
هادی اسماعیل زاده، دکتر محمود بهزادی، تقی رحمانی، کورش زعیم، دکتر عطاء الله شیرازی، مرتضی کاظمیان، عبدالفتاح سلطانی، کیوان صمیمی، شیرین عبادی، نرگس محمدی، خدیجه مقدم، علی اکبر موسوی خویینی، عبدالله مومنی.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 9:5 توسط خادم وطن |

بیانیه ۷۱۵ فعال اجتماعی، سیاسی و فرهنگی
سهراب رزاقي را فوري آزاد كنيد

كانون زنان ايراني:گروهي از فعالان جامعه مدني با انتشار بيانيه‌اي نسبت به بازداشت دكتر سهراب رزاقي كه در حدود 3 هفته از آن مي گذرد، اعتراض كردند. در پی دور جدید احضار و بازداشت فعالان جامعه مدنی و دست اندركاران سازمان های غیردولتی، بیش از سه هفته است كه دكتر رزاقی در خیابان دستگیر و در بند 209 زندان اوین تحت بازجویی است.

دکتر رزاقی استاد سابق دانشگاه علامه طباطبائی و مدیر حوزه سازمان های غیردولتی وزارت کشور در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، طی سال های اخیر به عنوان یك پژوهشگر، متخصص و فعال حوزه جامعه مدنی تلاش گسترده ای را در جهت ارتقای سطح دانش حرفه ای و توانمندی سازمان های غیردولتی و كنشگران جامعه مدنی انجام داده است. اما متاسفانه به جای تقدیر و تشكر از این زحمات بیش از سه هفته است كه در بازداشت به سر می برد واز داشتن بسیاری از حقوق انسانی و شهروندی، از جمله حق دسترسی به وكیل قانونی و دیدار با اعضای خانواده، به وی‍ژه فرزندان خردسال خود محروم مانده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 9:5 توسط خادم وطن |

بمناسبت اول آذر ماه (سالگرد قتلهاي زنجيره اي )

 

 

 

داریوش فروهر (رهبر حزب ملت ایران) و همسرش پروانه اسکندری عصر ۱ آذر سال ۱۳۷۷ در منزل شخصیشان واقع در محله فخرآباد تهران با ضربات چاقو به قتل رسیدند و جسدشان به نحو فجیعی مثله شد (نطق پیش از دستور کروبی در مجلس. به گفته برخی روزنامه نگاران سینه‌های پروانه اسکندری بریده شده بود. در روزهای ۱۲ و ۱۸ آذر، جسدهای دو نویسنده دیگر محمد مختاری و محمدجعفر پوینده پس از چند روز بی‌خبری در جاده‌های اطراف شهر و جسد معصومه مصدق (نوه دکتر مصدق که تازه به کشور بازگشته بود) در منزل شخصی‌اش پیدا شد، همگی خفه شده بودند.

با توجه به باز تر بودن فضای مطبوعاتی و سیاسی کشور نسبت به سالهای قبل، این قتل‌ها بازتاب فراوانی در داخل و خارج از کشور داشت و رسانه‌های بین‌المللی آنرا چالشی بزرگ در مسیر اصلاحات در ایران دانستند. سیدمحمد خاتمی رئیس جمهوری اسلامی وقت این قتل‌ها را محکوم کرد و نفرت‌انگیز خواند. دیگر مسؤولین نیز موضع‏گیری کردند.

با توجه به حساسیت شدید جامعه نسبت به قتل‌ها و وعده خاتمی برای مجازات عاملین آن، بلافاصله بدستور خاتمی کمیته‌ای ويژه، مرکب از علی يونسی، رئيس وقت سازمان قضايی نيروهای مسلح؛ سرمدی، معاون وزير اطلاعات و علی ربيعی، مسؤول اجرايی دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی مسئول پیگیری قتل‌ها شدند. (عدم دعوت خاتمی از دری نجف‌آبادی وزیر وقت اطلاعات برای شرکت در این کمیته عدم اعتماد دولت به او را نمایان ساخت. وی تنها وزیر راستگرای دولت بود که با هماهنگی خامنه‌ای انتخاب شد و سال بعد استعفا داد).
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:14 توسط خادم وطن |

گشایش رسمی ثارنمای
در طی نشست هفتگی سازمان مهندسان جبهه ملی ایران در روز چهارشنبه شانزدهم آبانماه، ثارنمای رسمی این سازمان افتتاح شد.
این ثارنمای پژواک دهنده نظرات و مواضع جبهه ملی ایران و سازمان مهندسان بوده و دیدگاهای اعضاء ی این سازمان نیز در غالب جستارها و مقالات از دید مهندسی سیاسی و علمی خواهد بود.
گفتنی است که سازمان مهندسان جبهه ملی ایران یکی از فعالترین سازمان از سازمانهای چند گانه جبهه ملی ایران بوده که در نشستهای منسجم و هفتگی آن مسائل جاری کشور از نگاه مهندسی سیاسی بررسی میشود

http://jmieo.org/
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 9:33 توسط خادم وطن |

ملی گرايي، بی کورش؟/ دکتر نوری علا

5 آبان 1386


انقلاب مشروطه ما را با معنای جديدی از صفت «ملی» آشنا کرد که مبتنی به درک مدرن مغرب زمين از پديده ای به نام «ملت» بود و، بر اساس آن، آنچه به «ملت» مربوط می شد با صفت «ملی» (يا، در شکل نشکسته اش، «ملتی») خوانده می شد. از آن پس، در تاريخ سياسی ما ترکيب های گوناگونی با اين صفت ساخته شده و ما اوج اين کار را در جريان آنچه که در طی دوازده سالهء 1320 تا 1332 رخ داد و رفته رفته ماحصل آن با نام «نهضت ملی» (که خود مختصر شدهء «نهضت ملی کردن صنعت نفت ايران» بود) شناخته شد مشاهده می کنيم.

در آن سال ها دکتر محمد مصدق يک «رجل ملی» خوانده می شد که حقانيت حکومت خويش را از «حاکميت ملی» می گرفت و بنام «سعادت ملی» دست به عمل می زد. سازمانی که او، در حين تحصن خويش در کاخ مرمر، پايه نهاد «جبههء ملی» نام گرفت؛ و او صنعت نفت کشور را نيز به عنوان «سرمايهء ملی» و «منافع ملی» بود که «ملی کرد». اما، پرسشی که مدت هاست برای من مطرح شده آن است که، بر اساس تجربهء تاريخی «عصر مصدق»، ما از اين واژهء «ملی» چه معنائی را درک و مستفاد می کنيم؟

بنظر من، برای يافتن پاسخی به اين پرسش، و نيز درک تحولاتی که مفهوم «ملی» در تاريخ معاصر ما بخود ديده است، نخست بايد ديد که، در همان آغازگاهان تاريخ معاصر، «درک مشروطه ای» ما از مفهوم «ملی» چه بوده است. در اين زمينه گفتم که معناهای جديد واژه های «ملت» و «ملی» را مشروطه خواهان از مغرب زمين کسب کردند. پس بايد لحظه ای به آن سرچشمه بازگشت و دانست که، از ديدگاه واژه نامه های سياسی مغرب زمينی، مفهوم واژهء «ملت» (nation) تعريفی بسيار «مشخص و محدود» دارد که به مدد شش مفهوم ديگر معنا پيدا می کند: مرز، سرزمين، ساکنان آن، حاکميت اين مردم بر سرنوشت خويش، و بوجود آمدن يک کشور مستقل. به کلام ديگر، پيدايش «دولت» نتيجهء يک روند پيچيده است: گروه منسجمی از مردم people)) تصميم می گيرند در «سرزمين زادگاه» (وطن يا birthplace) خود، در داخل «مرزهائی مشخص و معين و پذيرفته شده» (recognized borders) زندگی کنند و بر سرنوشت خويش «حاکميت» (sovereignty) داشته باشند و مجموعهء آن سرزمين و حاکميت را «کشور» (country) خويش بخوانند، و آنگاه، از طريق «دولت» (state) خود، در جمع ملت های ديگر (مثلاً در سازمان ملل) حضور يابند. در اين صورت، اين مردم، در داخل مرزهای کشور خود، دارای «حاکميت ملی» و «منافع ملی» خواهند بود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 14:21 توسط خادم وطن |

روز 29 اکتبر، روز کورش بزرگ،و سالگرد صدور اولین منشور حقوق بشر، را گرامي بداريم

2 آبان 1386


25 قرن قبل، در زمانه ای که توحش بر زندگی انسان ها چيرگی داشت، بيانيه ای انسان مدارانه و متمدنانه بر کتيبه ای خطاب به مردم «چهار گوشه جهان» نوشته شد که به مسایلی مهم در ارتباط با حقوق انسان می پرداخت؛ مسایلی که نه تنها در آن زمانه که قرن های قرن پس از آن و حتی امروزه نيز می تواند الهام بخش همه کسانی باشد که به انسان، و حقوق او باور دارند.
اين بيانیه که به نام «منشور کوروش بزرگ» شناخته می شود، بر الغاي تبعيضات نژادي و ملي، آزادي انتخاب محل سکونت، الغاي برده داري، آزادي دين و مذهب و تلاش براي صلح پايدار ميان ملت ها تاکید کرده است. اين منشور، که از سوي مردمان ايران زمين و از زبان رهبر سياسی خود کورش بزرگ، پايه گذار اولين امپراتوری جهان به بشريت هديه شده، در سال 1971 از سوي سازمان ملل متحد به عنوان اولين اعلاميه حقوق بشر جهان شناخته شد و، بدينسان، این افتخار به نام ايران، به عنوان مهد نخستين اعلاميه ی حقوق بشر، در تاريخ جهانی ثبت شد.
اکنون و متاسفانه، ملت ايران از اين حقوق، که خود در درک، اعلام و تصويب آن سهم داشته اند، برخوردار نيست و دولت حاکم بر ايران نه تنها به اين حقوق کمترين بهايي نمی دهد بلکه حتی آرامگاه و شهر کوروش بزرگ، که از سوی سازمان يونسکو به عنوان «مکانی مقدس» در ليست گنجينه های بشری ثبت شده، به شکل های مختلفی (عمدی و غير عمدی) در خطر ويرانی جدی قرار داده است.
کميته بين المللی نجات پاسارگاد، که سه سال است به وسيله ی گروه کثيری از فرهنگدوستان و علاقمندان به ميراث های ملی و جهانی ايران تشکيل شده، بار ديگر، در سالروز صدور منشور کورش بزرگ، با تقديم بيشترين و بهترين شادباش های خود، از همه ی دوستداران حقوق بشر و علاقمندان به ميراث های ملی و جهانی تقاضا دارد که مصرانه و مداوم از سازمان های حقوق بشر، سازمان ملل و به خصوص يونسکو بخواهند تا اين گنجينه بشری را، (که تقدس خود را از اهميتی که کورش بزرگ برای انسان می شناخت به دست آورده) از ويرانی بيشتر نجات دهند.
با مهر واحترام
کميته بين المللی نجات پاسارگاد
اکتبر 2007
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 14:55 توسط خادم وطن |

بمناسبت سالگرد (۱۹ آبان ) درگذشت شهید راه وطن و آزادی

 

دکتر حسین فاطمی

 

 

 

زندگينامه دکتر حسين فاطمی

 

به كوشش:حميد رضا مسيبيان

 

اگر قرارباشد زندگي قهرمانان معاصرتوصيف شود بي شك يكي از برترين رتبه ها به

 

((شهيد دكتر حسين فاطمي)) تعلق دارد،اويكي ازشيرمردان روزگار بود وحقوق ملت

 

براي او يك مساله واقعي بود.او بهاي تلاش در راه استقلال و آزادي ايران را با خون

 

خود داد.

 

كودكي و جواني: دردهم محرم سال1296هجري شمسي پس از سه پسر ويك دختر آخرين فرزند سيف العلماروحاني خوشنام نائيني وسيده طوبي   چشم به جهان گشود و نام او را حسين گذاردند.

حسين از از كودكي استقلال ذاتي و اتكا به نفس خاصي داشت و غالبا لجاجت و كله شقي وي موجب اصطكاك وي با همسالانش بود كه با پادرمياني بزرگترها حل مي شد.او پس از ورود به دبستان گلزار مورد توجه اكثر معلمان قرار گرفت و پدرش در هر فرصت در تعريف از اين پسر چشم سياه تند مي گفت او سيد حسيني است.پس از اتمام تحصيلات ابتدايي به همراه برادرش به اصفهان رفت ودرآنجا ضمن ادامه تحصيل در روزنامه باختر كه متعلق به برادرش بود شروع به فعاليت نمودو گوشه هايي از هوش و استعداد خويش را به نمايش گذارد و تا به آنجا پيش رفت كه مورد تشويق كساني چون ملك الشعراي بهار،حسام دولت آبادي ودبير اعظم بهرامي قرارگرفت و سرانجام نيز با معرفينامه آنان در روزنامه ستاره در تهران مشغول به كار شد.شبها در دفتر روزنامه مي خوابيد و با در آمد آن امرار معاش مي كرد و هنوز بيست ساله نشده بود كه عملا" سردبير روزنامه شد و مورد توجه همه حتي مسئولان سانسور شهرباني قرار گرفت وهمگي اذعان مي كردند كه وي به زودي نويسنده چيره دستي خواهد شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 10:59 توسط خادم وطن |

دانشجویان زندانی را آزاد کنید

 

 
*
گیرم که می زنید
 
گیرم که می بُرید
 
    گیرم که می کُشید
*
با رویش نا گزیر جوانه چه می کنید؟
 
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
 
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 10:34 توسط خادم وطن |