تبليغاتX
ایران آزاد

پنجشنبه هفتم شهریور 1387

جنبش بيداری فرهنگي

جنبش بيداری فرهنگي

و تلاش برای به روز کردن فرهنگ خردمدار ايران

گزارشی به مردمان ايران، در چهارمين سالگرد کميته بين المللی نجات پاسارگاد

و تقديم به همه ی همراهان مان در کميته نجات پاسارگاد،

 به آن ها که در سرتا سر جهان، هرگاه که توانسته ان، قدمی در راه اهداف کميته نجات برداشته اند،

به آن ها که در ايران، با نام، بی نام، و يا با نام های مستعار برای رساندن خبرها و عکس ها و تهيه گزارش ها کمک مان کرده اند،

 و به همه ی  رسانه های ديداری و شنيداری و اينترنتی که صدای اين جنبش فرهنگی را به گوش همگان رسانده اند

و همه و همه ـ بی هيچ چشمداشت و توقعی ـ تنها به احترام فرهنگ خردمدار، متمدن و مهرآفرين مان از هيچ کوششی در ياری رساندن به کميته نجات کوتاهی نکرده اند.

بيست و نهم آگوست چهارمين سالگشت تأسيس کميته بين المللی نجات پاسارگاد است ـ کميته ای که اولين ندای اعتراض سراسری در برابر آبگيری سد سيوند را در جهان منعکس کرد و آغازگر جنبشی گسترده شد برای حفظ و نجات ميراث های فرهنگی، ملی و بشری ايرانزمين.

بگذاريد قبول کنيم که وقتی کميته نجات شروع به کار کرد ـ و از همان ابتدا بخشی از روشنفکران، نويسندگان، متخصصين، دانشگاهيان و افراد تحصيل کرده در داخل و خارج ايران در بين نخستين پيوستگان به آن بودند ـ بيشتر ما از روی شور و عشقی که به زادگاه يا سرزمين مان داشتيم در اين راه گام نهاديم  و عميقاً از اهميت واقعی اين ميراث آگاه نبوديم و وسعت و عظمت گنجينه هايي بشری را که ايرانیان  نگاهبانان آن بوده اند را نمی دانستيم. اين آگاهی را تلاش های چهارساله ی اخير همگی ما موجب شده است.

ما، در واقع، در يک واکنش طبيعی و ساده نسبت به ويران شدن بخشی از تاريخ و فرهنگ مان، دست به اقدامی زده بوديم که از وظايف هر انسان متمدنی به شمار می رود. اما آنچه بيش از همه تکان دهنده و چشم گشا بود، نه تنها آشنايي بر ارزش اين ميراث گرانقدر، که آگاهی يافتن از وسعت بی خبری خود ما بود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خادم وطن در 10:22 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ششم شهریور 1387

جلسه مشترک هیئت رهبری و هیئت اجرائیه جبهه ملی ایران در تهران برگزار شد

 

JMINews:جلسه مشترک هیئت رهبری و هیئت اجرائیه جبهه ملی ایران این جلسات که هر ۱۵ روز یکبار برای تفاهم و آمادگی بیشتر جبهه ملی ایران در برخورد با رویدادها برگزار میشود.در جلسه امشب 5 شهریور 1387 ,رخداد های اخیر منطقه به ویژه حمله روسیه به گرجستان به بحث در آمد و این یورش مورد انتقاد قرار گرفت.همچنین درباره برگزاری کنگره آتی جبهه ملی در آبان ماه تبادل نظر شد تا این کنگره به نحو شایسته ای انجام یابد.
در جلسه امشب آقایان ادیب برومند ٬دکتر باوند و دکتر رشیدی از هیئت رهبری و خانم اردلان و آقایان رحیم٬زعیم ٬سعیدی٬فنی پور٬موسویان و مویدزاده از هیئت اجرائیه حضور داشتند.جلسه آینده هیئت رهبری شنبه شب ۹ شهریور و جلسه مشترک بعدی حوالی ۲۰ شهریور انجام خواهد گرفت

نوشته شده توسط خادم وطن در 13:26 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387

فعالان حقوق بشر به پیش

 

  چندی پیش خبری در خبرگزاری ها به نقل از سخنگوی قوه قضاییه منتشر گردید که به باور من یکی از بزرگترین و پرافتخارترین پیروزی های چند سال اخیر فعالان مدنی و حقوق بشری در برابر حاکمیت مستبد دینی و ناقض حقوق بشر، در ایران بود .

 آقای جمشیدی سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری خود با اشاره به دو مورد عفو و همچنین چند مورد تخفیف مجازات سنگسار گفت :

 این حکم در مورد تمام کسانی که به آنها صادر شده ، موقوف الاجراست .

 در چند سال اخیر که فعالان مدنی، سیاسی و حقوق بشری بصورت مجزا ، اما با هدفی مشترک و مشخص در ایران و حتی در خارج از ایران اقدام به تشکیل نهادهای حقوق بشری و فعالیت گسترده و بدون توقف در اطلاع رسانی و اعتراض به حاکمیت جمهوری اسلامی ، در جهت جلوگیری از نقض حقوق بشر و رفع فشار بیشتر بر ملت ایران بخصوص فعالان سیاسی ، مدنی ، دانشجویی ، صنفی و زنان نمودند . حاکمان برقدرت نشسته جمهوری اسلامی که دائما در خفا و آشکار ، اقدام به شکنجه ، شلاق  ، اعدام و ده ها مورد نقض حقوق شهروندی افراد می نمودند در اغلب آن که اطلاع رسانی و اعتراض به شکلی گسترده توسط این نهادها صورت گرفت ناگزیر به عقب نشینی شدند و اگر نگاهی به آمار و مدت زمان زندان در ایران بیاندازیم به شکل غیر قابل تصوری این زمان کاهش یافته است .

کسانی که از ابتدای انقلاب حتی تا انتهای دهه هفتاد توسط حاکمیت و با اتهام های مختلف بازداشت می شدند اغلب در بی خبری به حبس های طولانی ، مجازات های سنگین و اعدام محکوم می شدند ، اما فشار این نهادها در چند سال اخیر باعث گردیده که طول زندان و بازداشت به شکل چشم گیری کاهش یافته ، اعدام سیاسی به حداقل ممکن رسیده و حاکمیت به واسطه این فشارها که با بیانیه ها و حمایت های نهادهای بین المللی بر قدرت آن افزوده می شود ناگزیر گشته برای این افراد تنها پرونده سازی نموده و بازداشتهایی که هیچگاه تمامی ندارد ، اغلب در کمتر از دو ماه با قرار وثیقه و کفالت به پایان برسد . هر چند آثار مخرب و کوبنده همین چند ماه و حجم پرونده و اتهامات سنگین و بی اساس در موارد اندکی این افراد را منفعل می سازد ولی آزاد شدن ظاهری آنان از بند و حبس ، خود گامی بزرگ است  و نشانه عقب نشینی حاکمیت در برابر این فشارهاست .

 با توجه به اینکه قوانین حاکم در ایران اغلب برگرفته از فقه اسلامی می باشد و لازم الاجراست ، توقف حکم سنگسار نیز می تواند بیانگر شدت تاثیر اعتراضات و فعالیت های نهادهای مدنی و حقوق بشری باشد .

 در شهریور ماه 1360 زمانی که جبهه ملی ایران به حکم اعدام و لایحه قصاص اعتراض نمود آیت الله خمینی طی سخنانی ، برای اولین بار در تاریخ ایران گروهی را مرتد خواند و بواسطه این سخنرانی تمامی اعضای جبهه ملی ایران بازداشت و تحت شکنجه شدید قرار گرفتند . شادروان دکتر اردلان از رهبران جبهه ملی ایران در آن زمان در بیان آن لحظات می گفت : فضایی در ایران حاکم بود که پس اعلام ارتداد جبهه ملی و بازداشت اعضای آن ، زندانبانان و بازجویان ما را با چشمانی بسته و بوسیله اسلحه به سلول هدایت می کردند تا تماس بدنی با ما نداشته باشند !

به باور من اگر در آن زمان تظاهرات چند صد هزار نفری جبهه ملی ایران با وجود همین فضای  دینی و انقلابی فراگیر می شد و تمام مردم و احزاب سیاسی از این موضع پشتیبانی می کردند در طول این سه دهه ایران هرگز شاهد اعدام های سیاسی و کشتار دسته جمعی هموطنان نبود . همانهایی که امروز عملکرد جبهه ملی ایران را در اوایل انقلاب به نقد می کشند در آن زمان یا سکوت کرده و یا به پشتیبانی از روحانیون برخواستند .

امروز حاکمان جمهوری اسلامی که به صورتی کاملا مشهود گرفتار بحران اقتدار و سلطه بر ملت ایران شده اند که برای نمایش قدرت با تبلیغات گسترده ، جوانان این کشور را بازداشت نموده و با اتهامایی با عنوان اراذل که در هیچ جای قانون اساسی این رژیم وجود ندارد و یا با اتهام های واهی و غیر مستند ، اقدام به اعدام های دسته جمعی نموده تا نگاه ها را گمراه و سرپوشی بر بحران اقتدار خود گذارد .

اعدام کودکان زیر هجده سال که ناقض تعهدات بین المللی جمهوری اسلامی است همچنان ادامه دارد و ایران در صدر اعدام کودکان در جهان می باشد .

همچنان نیز بازداشت دانشجویان ، زنان و فعالان سیاسی و مدنی ادامه دارد ولی با شرایطی که اینک با تلاش فعالان حقوق بشری بوجود آمده است و تاثیر بسیار مثبت آنرا در عقب نشینی حاکمان مستبد و تمامیت خواه جمهوری اسلامی می بینیم ، ضروریست برای عقب راندن هرچه بیشتر آنان و رعایت حقوق بشر فعالان مدنی و حقوق بشری این بار با قدرت بیشتر با تشکیل کمپینی گسترده این حاکمان را تحت فشار قرار داده تا بواسطه آن و فشار نهادهای بین المللی دیگر شاهد چنین رفتارهای قرون وسطایی در ایران نباشیم .

نوشته شده توسط خادم وطن در 16:0 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387

 

تاسیس دفتر پژوهش های جبهه ملی ایران برای پشتیبانی از هیئت رهبری , گامی استوار برای مدرن کردن جبهه ملی ایران و مستحکم تر کردن پیوند جبهه ملی با جامعه جوان ایران است. انتخاب آقایان دکتر علی حاج قاسمعلی، مهندس حمیدرضا خادم، مهندس آرش رحمانی و مهندس اشکان رضوی برای تحقیق٬نظرخواهی و ارائه آمار به جبهه ملی ٬اقدامی مهم است و دید وسیعی برای تصمیم گیری و سیاست گذاری به این مهمترین نهاد ملی و سکولار در ایران را میدهد.پیروزی جبهه ملی ایران, قدیمی ترین خانه استقلال و آزادی در خاور میانه , بر استبداد و تمامیت خواهی ٬مستلزم واردن کردن خون جوان به آن است.

تشکل های جبهه ملی ایران در آمریکا و اروپا این حسن انتخاب را به هیئت رهبری جبهه ملی, آقایان استاد ادیب برومند , مهندس امیرانتظام ٬ دکتر باوند٬دکتر رشیدی و سرلشگر فربد تهنیت گفته و آرزوی موفقیت جبهه ملی ایران را دارند.


دفاتر جبهه ملی ایران

 
آمریکا (بوستون /کالیفرنیا /واشنگتن)
اروپا(آلمان /بریتانیا/بلژیک/سوئد/هلند/قبرس)
سازمان زنان (آلمان/قبرس)
سازمان جوانان(آلمان/سوئد/قبرس)

نوشته شده توسط خادم وطن در 12:5 |  لینک ثابت   • 

جمعه هجدهم مرداد 1387

 

هشدار گروه کارشناسی کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

 خطر سست شدن بستر و همچنین سنگهای پی در پاسارگاد کاملا جدی  می باشد

http://www.savepasargad.com/ 

از: مهندس حميدرضا خادم

مدت هاست بخش هایی از نهادهای قدرت بدون اندکی ملاحظه و دلسوزی کمر به نابودی، میراث به یادگار مانده از تاریخ و تمدن با شکوه این مرز پر گوهر، بسته اند و نمادهای عظمت و بزرگی این کشور را که برای ایران و ایرانیان مایه افتخار و مباهات است يکی پس از ديگری می بخشند، می فروشند و يا به شکلی عمدی به ويرانی می کشانند.

به غیر از آثار باستانی که دائما و بدون توقف ، سالهاست به صورت برنامه ریزی شده ای سر از موزه ها و کلکسیون های دولتی و خصوصی خارج از کشور در می آورند ، بناهای تاریخی نیز یک به یک در حال تخریب و نابودی می باشند ، سد باستانی جره رامهرمز ، کتیبه های مدفون شده در زیر سدهای کارون 3 و 4 ، هرمز اردشیر ، کتیبه خلیج فارس در جزیر خارک ، پاسارگاد در سد سیوند و ... آثار ديگری که یا با عدم توجه مسئولان و یا به بهانه توسعه در حال نابودی می باشند .

پروژه سد سیوند که از سالها پیش توسط مهندسین مشاور و پیمانکار دولتی وابسته به نهادهای نظامی آغاز شده تا به امروز و با وجود اعتراضات گسترده مردم و نهادهای غیر دولتی و مدنی در داخل و خارج از ايران همچنان ادامه دارد پروژه ای است کاملا زيان بخش. این سد عواقبی خطرناک و غیرقابل جبران برای پاسارگاد و آثار ديگر تاريخی و حتی طبيعی  آن منطقه به همراه داشته است.

متاسفانه نه تنها احداث اين سد عملی کاملا غير فنی و غير کارشناسانه  بوده بلکه به ساده ترين اصول سد سازی هم در اين مورد توجه نشده است. به طور مثال:

ـ در وقت ساختن یک سد به دلایل فنی ضرورت دارد که تمامی خروجی ها و منافذ در اطراف سد و مخزن که می تواند باعث خروج آب گردد با احداث دیوار و پرده آب بند مسدود شود .  با وجود آبهای زیر سطحی و حرکت آن در مسیر و جهت رودخانه و شیب زمین ، احداث این دیوار و پرده آب بند سبب شده که  سطح آبهای زیرزمینی بالا آمده و پی آرامگاه کورش بزرگ در پاسارگاد مستقیما در معرض آب قرار گیرد  . این رخداد خطرناک می تواند فاجعه بسیار بزرگی را برای این اثر تاریخی و مهم ایجاد نماید چراکه با توجه به وجود آب در زیر سازه ای سنگی با ارتفاع چهارده متر و مساحت بیش از یکصدو شصت متر مربع می تواند بدلیل سست شدن زمین طبیعی در زیر مقبره کورش، باعث نشست آن و در نهایت فروریزی پاسارگاد گردد

ـ  خطر دیگر، به دلیل آهکی بودن سنگ های بکار برده شده در بنای پاسارگاد و قرار گرفتن مستقیم آن در برابر آب می تواند به دلیل وجود پدیده کارست که سنگ های آهکی را سست و اسفنجی می نماید ، پی آنرا از بین برده و ساختمان پاسارگاد دچار ریزش و نابودی شود .

ـ این موضوع جدای از رطوبت حاصل از هوای منطقه و تاثیر آن بر سنگهای بنا می باشد که آن نیز به تنهایی و به دلیل احداث سد و بالا رفتن میزان رطوبت می تواند در طول زمان آثار مخرب فراوانی را با تشدید هوازدگی بر روی سنگ های بنا داشته باشد .

به اين ترتيب و با توجه به گزارش های دقیق کارشناسی که تا به حال انجام شده و همچنين عکسهای موجود در منطقه ، اعلام می کنيم که تراز آبهای زیر سطحی به یک متری سطح زمین رسیده و خطرات ذکر شده در خصوص سست شدن بستر و همچنین سنگهای پی در پاسارگاد کاملا جدی  می باشد، لذا ضمن اعلام خطر ، وظيفه حرفه ای و ملی خود می دانيم که ضمن اطلاع به مردمان ايران صریحا  هشدار دهيم که اگر مسئولين مربوطه هرچه سریعتر نسبت به برطرف کردن وضعیت موجود و تعطیلی سد و رفع خطر از آن منطقه اقدام نکنند به زودی شاهد فاجعه ای غير قابل جبران خواهيم بود که شرمساری آن متوجه مردمان با فرهنگ ايران نيز خواهد شد.

 

حميدرضا خادم، مسئول گروه کارشناسی کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

    www.savepasargad.com

نوشته شده توسط خادم وطن در 11:15 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم مرداد 1387

تقاضای ياری از مردمان جهان برای نجات پاسارگاد

رفتارهای غير مسئولانه، غير منطقی و ناعادلانه جمهوری اسلامی ايران نه تنها بدترين مشکلات و مصيبت ها را برای مردمان ايران بوجود آورده بلکه دولت ها و متاسفانه برخی از مردمان جهان را نيز به اين فکر انداخته که ما مردمانی خشن و ماجراجو هستيم. و به نظر می آيد همين برداشت سبب شده که به طور مستقيم و غير مستقيم منافع حقوقی و فرهنگي ما، به عنوان بخشی از مردمان کره خاک، که بر اساس قوانين بين المللی بايد مورد توجه موسسات بين المللی باشد مورد بی توجهی قرار گرفته است.

يکی از رفتارهای غيرمسئولانه دولت ايران بی توجهی و يا تخريب های عمدی بخشی از محوطه های باستانی و يا بناهايي است که متعلق به قبل از اسلام يا متعلق به مذاهب ديگر است.

در چهار سال گذشته ما، بخشی از مردمان فرهنگدوست در سراسر جهان، و بر اساس بيانيه حقوق بشر، و کنوانسيون 1972 حفظ آثار ملی و جهانی، در «کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد» گرد آمده ايم و با انجمن ها و گروه های همراه يا وابسته به آن در خارج و داخل ايران برای نجات اين ميراث های ملی و بشری تلاش کرده ايم. ما بارها و بارها نامه هايي به سازمان های حقوق بشر، و سازمان يونسکو، نوشته ايم و با عکس ها و مدارکی مستند و کارشناسانه آن ها را در جريان ويرانی های هر روز فزاينده قرار داده ايم.

مهمترين اين ويرانی مربوط است به آرامگاه کورش بزرگ است ـ رهبری سياسی که در راستای برابری حقوقی مردمان و صلح ميان آن ها تلاش می کرد. کسی که به تصديق و نظر اکثر باستانشناسان و تاريخ دانان جهان به عنوان اولين گوينده حقوق بشر در 2500 سال پيش شناخته شده است.

آنچه آرامگاه کورش را تهديد می کند از جانب سدی به نام سيوند است که در نزديکی اين محل ساخته شده و از طريق بالا بردن رطوبت هوا و سطح آب های زيرزمينی اين اثر را به سوی ويرانی می راند.

اما متاسفانه نه تنها دولت و سازمان ميراث فرهنگي ايران تا اين لحظه هيچ واکنشی جز لجبازی انجام نداده بلکه يونسکو نيز در اين مورد سکوت کرده است. در عين حال و همزمان با بخشی از حکومت ايران که سعی دارد کورش را، به عنوان نشانه ای از فرهنگ قبل از اسلام ايران رد کند، دو نشريه اروپايي نيز دست به انتشار مقالاتی عليه کورش بزرگ زده اند که پاسخ آن ها به طور مستند و تاريخی و بوسيله افرادی متخصص داده شده است.

در واقع آن چه که ما اکنون برای نجات آن تلاش می کنيم چيزی نيست جز يک فرهنگ خردمدار که از سلطه جويي و جنگ و خشونت و تبعيض به دور است و خواستی انسانی است برای زيستنی متمدنانه، و توام با آشتی و مهر با مردمان سراسر جهان، و بر کنار از هر نوع تبعيض مذهبی يا عقيدتی.

اما اکنون، آن گونه که کارشناسان و مهندسين خبر می دهند و آن چنان که از خبرها و عکس های موجود برمی آيد آرامگاه يکی از مهم ترين پايه گذاران اين فرهنگ متمدن، يعنی کورش بزرگ، در خطری جدی و عمدی ناشی از فرو رفتن در آب است.

خانم ها، آقايان، ما برای نجات اين منطقه که جزو ميراث جهانی، و در واقع جزو ميراث همه ی مردمان جهان است، از شما ياری می طلبيم و می خواهيم که از يونسکو و ديگر سازمان های مربوط به آثار باستانی در کشور محل اقامت خود بخواهید که برای حفظ اين اثر مهم بشری همراه ما باشند و نگذارند که به دليل غرض های سياسی تبعيض آلود ماجرای تخريب مجسمه بودا به دست طالبان يک بار ديگر و اين بار در کشور ما اتفاق بيفتد.

با مهر و احترام

شکوه ميرزادگي

از سوی کميته بين المللی نجات پاسارگاد

هفتم اگوست 2008

 

 


--------------------------------------------------------------------------------

بنام خداوند جان و خرد

در سه سال اخیر، نقض حقوق بشر در ایران روندی فزاینده به خود گرفته است و حاکمیت بر قدرت نشسته، فرزندان این کشور را یک به یک، تنها به جرم بیان عقیده و تلاش برای برقراری دموکراسی در ایران، با اتهام های بی اساس و تکراری "اقدام علیه امنیت ملی" به بند می کشد.

زنان، کارگران، معلمان، دانشجویان، فعالان مدنی، روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و دگر اندیشان سیاسی و مذهبی تنها به دلیل بیان عقیده و پیگیری مطالبات بر حق خود از این نوع اتهامات بی اساس و زندان در امان نبوده و نیستند.

سازمان دانشچویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران این بازداشت ها را به شدت محکوم نموده خواهان آزادی هر چه سریعتر و بی قید و شرط تمامی زندانیان عقیدتی و دانشجویان، به ویژه دانشجویان بازداشت شده آقایان سلمان سیما و مهدی خدایی می باشد.

سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران

15 امرداد 1387 خورشیدی

نوشته شده توسط خادم وطن در 23:46 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم مرداد 1387

انتخاب کلیدی ترین وزیر در آخرین سال دولت

 

قصه تغییرات کابینه دولت محمود احمدی نژاد در این روزها بر خلاف تغییرات گذشته که به دلیل سلایق شخصی و اختلافات صورت میگرفت به جای حساس و تعیین کننده ای رسیده است و آن انتخاب وزیر کشور می باشد چراکه با توجه  به نزدیک شدن به انتخابات دهم ریاست جمهوری وزارت کشور با کلیه زیر مجموعه اش بعنوان مجری و برگزار کننده آن نقش مهم و تعیین کننده ای دارد .

 

با توجه به اینکه تقریبا تمامی انتخابات برگزار شده در این سه دهه دارای شبهات اساسی می باشد و هر یک در نوع خود با اعتراضات و شکایات مختلف و حتی رد صلاحیتهای حساب شده روبرو بوده و در نهایت شمارش و اعلام آرا در انتخابات تنها توسط دو مرجع کاملا انتصابی از طرف حاکمان صورت میگیرد پرداختن به آن نیاز به اسناد و مدارک مستند دارد که با توجه به اینکه دو مرجع ذکر شده تنها به اعلام آمار بدون حضور گروههای بی طرف اقدام می نمایند آمار و اسناد صحیحی از آن وجود ندارد با این حال جهت کوتاه نمودن مطلب تنها به عملکرد آخرین وزیر کشور و وزیر معرفی شده خواهیم پرداخت .

مصطفی پور محمدی وزیر کشور سابق جمهوری اسلامی ایران در دورهٔ ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود. او در سال ۱۳۳۸ در قم زاده شد. وی مقدمات و سطح عالی (فقه، اصول و فلسفه) را در قم، خارج فقه و اصول را در مشهد، قم و تهران به پایان رساند. پورمحمدی در سطح چهار فقه و حقوق اسلامی (معادل دکترا) در حوزهٔ علمیه تحصیل کرده است.. وی مقالاتی پیرامون حق، مبانی نظری حکومت دینی، نظارت، ارتداد و سیاست خارجی نگاشته است.

وی در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۸۴ از سوی محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور وقت ایران برای تصدی وزارت کشور به مجلس معرفی و در ارديبهشت ۱۳۸۷ از اين مقام برکنار شد.

مسؤلیت‌ها

دادستان انقلاب اسلامی خوزستان، بندرعباس، کرمانشاه و مشهد از سال ۱۳۵۸ ‪تا ۱۳۶۵

دادستان انقلاب نظامی در مناطق غرب کشور در سال ۱۳۶۵

رئیس اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۸

مشاور ریاست دفتر و مدیرگروه «سیاسی – اجتماعی» دفتر رهبری از سال ۱۳۸۱ تا کنون

معاون و جانشین وزیر اطلاعات از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۸

عضو هیأت مدیره جامعه الزهرا قم از سال ۱۳۶۶ تا کنون

عضو و رئیس هیأت امناء مرکز اسناد انقلاب اسلامی از سال ۱۳۷۵ تا کنون

عضو هیأت مؤسس حوزه علمیه مسجد سلیمان

استاد دانشگاه امام صادق از سال ۱۳۷۹ تاکنون

وزیر کشور در دولت احمدی نژاد( پس از دو سال و نیم کنار گذاشته شد )

ریاست سازمان باززسی کل کشور به حکم شاهرودی رییس قوه قضائیه.

سابقه مصطفی پورمحمدی در نقض حقوق بشر، شامل نقش وی در اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ و قتل‌های زنجیره‌ای نویسندگان و ناراضیان ایرانی در سال ۱۹۹۸ میلادی در سراسر ایران می شود.

 

وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا نام وی را در میان «فهرست ناقضان اصلی حقوق بشر» قرار داده است . در سفر سال ۱۳۸۵ محمود احمدی نژاد به نیویورک جهت شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دولت آمریکا از دادن ویزا جهت ورود وی به خاک آمریکا به دلیل آنچه «سابقه کشتار و سرکوب ملت ایران» می‌خواند، امتناع کرد در نتیجه وی از ورود به ایالات متحده آمریکا به همراه هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران بازماند.

برخی  معتقدند برکناری آقای پورمحمدی با این همه خدمت و سابقه درخشان برای حکومت ، میتواند  به این دلیل باشد که وی در انتخابات مجلس هشتم آمار نسبتا درستی در اولین گزارش وزارت کشور اعلام نمود که با دستور رهبر جمهوری اسلامی در اعلام مشارکت 60 درصدی مردم در انتخابات مغایرت داشت .وی با اعلام این آمار مهر تایید بر بحران مشارکت مردم در کشور نهاد که این موضوع هر کشور مستبدی را که در جهان اقبال ندارد را متزلزل تر می نماید  وی با این حرکت مورد غضب رهبران جمهوری اسلامی قرار گرفت و وزارت خانه کلیدی دولت را ترک نمود.

 

علی کردان

علي کردان اول آبان 1337 هجري شمسي در يکي از روستاهاي توابع شهرستان ساري در خانواده اي متدين و کشاورز متولد شد. وي دوران تحصيلات ابتدايي را در همان روستا سپري کرد و پس از آن به شهرستان ساري رفت و دوره هاي تحصيلي را تا مقطع ديپلم با موفقيت پشت سر گذاشت.
و پس از انقلاب دکترای حقوق را کسب نمود


مهمترين مسئوليت هاي پس از انقلاب اسلامي

- پاسدار کميته انقلاب اسلامي استان و از موسسين سپاه استان
-
عضو شوراي فرماندهي سپاه استان مازندران
-
مسئول اطلاعات و تحقيقات سپاه پاسداران مازندران
-
داديار و جانشين دادستان ساري
-
جانشين دادستان آمل در غائله ششم بهمن سال 60
-
دادستان شهرهاي هشت پر، آستارا و خلخال به امر شهيد قدوسي
-
فرماندار علي آباد کتول در استان گلستان
-
فرماندار گنبد کاوس در واقعه غائله گنبد و معزول در وزارت آقاي محتشمي
-
مسئوليت در ستاد اجرايي فرمان حضرت امام ره
-
مسئوليت در نهاد رياست جمهوري دوران مقام معظم رهبري
-
مسئوليت در شوراي عالي دفاع و پيگيري مسائل مربوط به جنگ در استان ها
-
حضور در عمليات هاي متعدد در جبهه هاي جنگ در پس از بمباران سردشت (اولين گروه به اتفاق هيات حقوق بشر سازمان ملل متحد به عنوان مسئول طرف ايران عازم شد و در تنظيم گزارش عليه عراق و سند ماندگار جمهوري اسلامي نقش موثري داشت)
-
معاون اداري و مالي سازمان مسکن
-
معاون و قائم مقام سازمان ثبت اسناد و املاک کشور
-
قائم مقام سازمان ايرانگردي و جهانگردي
-
معاون اداري و مالي سازمان صدا و سيما
-
معاون امور مجلس و استان هاي صداو سيما
-
معاون وزير کار و امور اجتماعي
-
رييس سازمان آموزش فني و حرفه اي
-
قائم مقام وزير نفت

سمت هاي جنبي و عضويت در مجامع و شوراها و کميته ها

-
مجمع مشورتي حقوقي شوراي نگهبان
-
عضو کميته حقوقي مجمع تشخيص مصلحت نظام
-
عضو شوراي عالي آموزش و پرورش
-
عضو هيات نظارت بر صدا و سيما
-
عضو هيات تطبيق مصوبات مجلس با دولت در دوره ششم و هفتم
-
رييس کميته کاهش تقاضاي مواد مخدر کشور

 

علی کردان وزیر پیشنهادی محمود احمدی نژاد از نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی می باشد و با توجه به مقام ها ی ذکر شده در بالا که اغلب به پیشنهاد و یا انتصاب آقای خامنه ای بوده همیشه نقشی غربال گر در ارگانهای فوق داشته و کسانی که یا تاریخ مصرف آنان برای حاکمیت به پایان رسیده و یا به هر دلیلی حکومت تمایلی به ماندن آنان در آن ارگانها نداشته توسط ایشان حذف می شدند . بارزترین نمونه را میتوان در زمانی یافت که با حضور ایشان در صدا و سیمای جمهوری اسلامی موج بزرگی از تسویه ها صورت گرفت و باند آقای هاشمی به کلی از آنجا خارج شدند .

انتصاب علی کردان یا شخصی با این مشخصات کاملا قابل پیشبینی بود چراکه با وجود شرایط دشوار درون کشور و اعتراضات پراکنده مردم که عموما فریاد اعتراض حق طلبانه است با حضور چنین شخصی که به سابقه نظامی اش بیش از سایر سوابق می بالد در جهت سرکوب با استفاده از عوامل زیر مجموعه خود و همچنین نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری که وزارت کشور مجری آن است،  فردی فرمان پذیر و بی رحم را نیاز دارد تا بتواند خواست رهبران نظام ، بی اندکی کم و کاست را اجرا نموده تا هم فضای سرکوب را تشدید نماید و هم بار دیگر انتصاباتی با نمایش  انتخابات صورت دهد تا فرد مورد نظر و گزینه از پیش تعیین شده ریاست جمهوری در شرایطی مناسب به کاخ ریاست جمهوری وارد شود .

نوشته شده توسط خادم وطن در 8:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم مرداد 1387

اسماعیل خوئی

 
۱ قانون تکامل
 
قانون تکامل، زپس جنگی سرد،
مردم به اروپا را   زی هم آورد .
ای خیل جدایی طلبان در وطن ام !
کاری که کنید نیست جز واپسگرد .
 
نوزدهم دسامبر
۲۰۰۷- بیدرکجای لندن     
  
۲ اروپاییان
 
مردم، چو به چند گانگی برگشتند،
به گستره های خانگی برگشتند .
دیدند، اما، زیان بی هم بودن :
بکدل، به سوی یگانگی برگشتند .
 
نوزدهم دسامبر
۲۰۰۷- بیدرکجای لندن     

٣ همگرایی
 
مارا همه کاش همگرایی می بود؛
واندر همه کار همنوایی می بود .
من هم زجدایی طلبان می بودم،
ره سوی رهایی ارجدایی می بود .
 
نوزدهم دسامبر
۲۰۰۷- بیدرکجای لندن     
 
۴
وارونه کاری
 
خواهید که بوم خویش آباد کنید؛
وز بند ستم خلق خود آزاد کنید :
وآن هم زره جدا شدن ازایران ؟!
سرنا   زسر گشاد آن باد کنید !

 
نوزدهم دسامبر
۲۰۰۷- بیدرکجای لندن     
 
۵ جدایی طلب
 
خواهد که برون ازدل برزخ برود .
آگاه زراه نیست – واوخ ! – برود .
این پیشرو مردم خود سوی بهشت،
از بی خردی به راه دوزخ برود .
 
نوزدهم دسامبر
۲۰۰۷- بیدرکجای لندن     
 
۶ هشدار
 
دربحر جهان، خورده شود ماهی ی خرد .
هربرگ، که ازشاخه جدا شد، پژمرد .
ایران من، ای مام بلادیده ! بگوی
با ترک و بلوچ و خوزی و فارس و کرد .
 
نهم اکتبر
۹۲ – بیدرکجای لندن
 
۷ آینده ای که مباد!
 
گرترک و بلوچ و خوزی، ار کرد و لری،
این خون برادر است، بنگر چه خوری!
قصاب نه ای، برادرم ! کارد بنه :
این پیکر مادر است، از او چه بری؟!
 
  نهم اکتبر
۹۲ - بیدرکجای لندن     
   
٨ این ملت
 
این ملت یک زبانه وهمدین نیست .
گفتارش و پندار به یک آیین نیست .
با اینهمه، از جدا سری بادا دور :
که راه رهایی و تکامل این نیست .
 
  نوزدهم دسامبر
۲۰۰۷- بیدرکجای لندن     
   
۹ زشت آیین                     
 
خواهان جدایی بد و زشت آیین است .
درمنطق   پیشرفت، وارون بین است .
ازساده به پیچیده،   زکوچک به بزرگ :
قانون تکامل طبیعت این است .
 
نوزدهم دسامبر
۲۰۰۷- بیدرکجای لندن     

 
نوشته شده توسط خادم وطن در 10:34 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم مرداد 1387

 

درسهائی که ملت ایران می تواند از خیزش ملی سی ام تیر فرا گیرد

امیر هوشنگ آریان پور


نوشته آقای حمید رضا خادم را تحت عنوان : " خیزش ملی سی ام تیر و پیروزی ملت در برابر استبداد و استعمار" مطالعه نمودم.
در این نوشته به نکات بسیار مهم و حساسی اشاره شده است که ضمن آنکه سئوال برانگیزند، می توان از آن ها به نتایج حساسی دست یافت.
ایشان نوشته اند:
" حدود یک سال و چهار ماه پس از ملی شدن صنعت نفت و رهایی ملت ایران از یوغ استعمار ، خیزشی اصیل و خودجوش در کشور رخ داد که می توان آن را به عنوان یکی از مهمترین اتفاقات حاصل از اراده ملت و اوج تاثیرگذاری آنان بر تحولات سیاسی و سرنوشت ایران دانست ، چراکه ملت ایران به رهبری دکتر محمد مصدق در یک جناح و دربار با حمایت دولت های غربی و استعمارگر در جناح دیگر ، مبارزه ای نابرابر را آغاز نمودند ولی این اراده ملت و موج ملی گرایی بود که با پیروزی خود این روز را برای همیشه در تاریخ ایران به ثبت رساند ."


مردم ایران . . . در روز سی ام تیر دست به اعتصابی گسترده و فراگیر زدند و چنان سطح شهرها و خیابانها را پر کردند که دیگر حکومت تاب مقاومت در برابر آنرا نداشت چراکه اینبار اعتصاب و اعتراض بجز تهران به شهرهای مشهد ، اسپهان ، آبادان ، همدان ، تبریز ، شیراز و ... نیز کشانده شده بود . . .
. . . اینبار دکتر مصدق به پشتوانه ملت ایران با اقتدار به نخست وزیری بازگشت و از این ابزار با قدرت در جهت تامین منافع ملی و حقوق ملت استفاده کرد .

در نوشته ذکر شده در بالا ، برمیخوریم به کلمه " مبارزه ای نابرابر" !
هنگامیکه اکثریت ملت ایران در یک جناح قرار گرفته و مبارزه مردمی را شروع می کنند، دیگر نمی توان آنرا مبارزه نابرابر خواند. در طول تاریخ قرن گذشته بارها قدرت غیر قابل تصور این نیروی مردمی را در کشورمان و دیگر کشورها مشاهده کردیم. به عنوان نمونه به ذکر چند مورد از آن می پردازیم:
1- در دوران انقلاب سال 1357 و گرد آمدن میلیونها ملت ایران در راهپیمائی های ضد رژیم شاهنشاهی ، شاه قدرتمند ایران که تصور می کرد ارتشش پنمجمین قدرت نظامی جهان است، از مشاهده نیروی عظیم همبستگی مردم ایران چنان نگران گردید که اجباراً از طریق تلویزیون با ملت ایران روبرو شد و اظهار داشت : "صدای انقلاب ملت ایران را شنیدم" و در ادامه صحبت هایش وعده همه گونه اصلاحات را به ملت ایران می دهد.
2- پیش از جنگ جهانی دوم، پس از تجاوز نیروهای نظامی یکی از ابر قدرت های آنروز جهان یعنی اتحاد جماهیر شوروی به فنلاند چند میلیون جمعیتی، اتحاد یک پارچه ملت فنلاند برای دفاع از سرزمین مقدس خود، نیروهای نظامی متجاوز روسها را با شکست مفتحضانه به بیرون راند.
3- اتحاد یکپارچه سیاه پوستانی که به صورت برده برای قرنها در خدمت سفید پوستان نژاد پرست کشورافریقای جنوبی قرار گرفته بودند؛ در تحت رهبری ماندلا سیاهپوستی که حدود 30 سال در زندانهای سفید پوستان آن کشور بسر برده بود توانستند بدون خونریزی و کشت وکشتار به حکومت آپارتید سفید پوستان خاتمه داده ودرصلح و صفا در کنار اربابان قبلی خود کشورشان را اداره کنند.
4- کشور لهستان که پس از پایان جنگ جهانی دوم به صورت یکی از اقمار کشور اتحاد جماهیر شوروی در آمده بود، در سال 1989 با خیزشی به رهبری لخ والسا Lech Walesa و همبستگی ملت لهستان بنام "Solidarity " ، نه تنها موفق شدند خود را از چنگال رژیم کمونیستی که به آنها تحمیل شده بود نجات دهند بلکه پس از بدست آوردن استقلال دوباره خود ، سایر کشورهای اروپای شرقی که مشابه لهستان در دام اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفته بودند از الگوی لخ والسا و مردم لهستان پیروی کرده و رژیم سوسیالیستی خود را بدور انداختند.
در سی ام تیر وانقلاب ،1357 ملت با رهبر هم صدا و هم عقیده بود، لذا پیروزی به سهولت بدست آمد. ولی در 28 مرداد 1332 چون ملت از رهبر جدا بود ( باید علت را جستجو کرد)؛ در نتیجه یک اقلیت کوچکی از چاقوکشان و زنان هرجائی و نیروهای انتظامی وعاملان مزدور خریداری شده موفق گردیدند که به آسانی ملت، رهبروجیه المله خود را از دست بدهد!

با ذکر این چند نمونه می توان نتیجه گرفت که برای مبارزه علیه خودکامگان ، ستمکاران ، دیکتاتور ها و زورگویان، دو عامل اساسی و حیاتی مورد نیاز است:
عامل اول - وجود یک رهبر دلسوز، مبتکر، مبرا از هر آلودگی، نترس ،شجاع ، محبوب القلوب و فردی که تابع احساسات خود قرار نگرفته و دستوراتش بر پایه منطق و دانش وگرفتن تجربه از اشتباهات گذشته صادر شده باشد.
عامل دوم - ملتی که بخاطر همبستگی با هم وطنان خود برای بدست آوردن حق و حقوق انسانی و حقوق بشری خود آمادگی داشته وحاضر به پشتیبانی از رهبر خود و جانفشانی در راه رسیدن به هدفهای ملت باشد.
بنابر این هرزمان ملت ایران توانست به دو عامل فوق دست یابد، مطمئناً به خواسته هایش که در یکصد سال گذشته بدنبالشان روان بوده ولی تا به امروز موفق نشده است حتی به نزدیکی آن برسد، دست خواهد یافت.
خوشبختانه در یکسال گذشته در میان مبارزان داخل کشور به افراد ی بر میخوریم که بیشتر شرایط یک رهبر واقعی دروجودشان مشاهده می شود. حال اگر جنبش دانشجویان در پیوند با سایر جنبش های اجتماعی – سیاسی ( چون زنان، کارگران، بازاریان، دهقانان،فرهنگیان کارمندان دولتی و بخش خصوصی و غیره) در تحت یک رهبری واجد شرایط، تبدیل به یک جنبش همگانی منسجم و متحد ،گردد، در آن صورت می تواند به آنچنان نیرویی بدل شود که فشاراجتماعی لازم را برای ایجاد یک جامعه مدنی سالم و انتخابات آزاد, برای هموطنان ایرانی ما بهمراه داشته باشد.

با آرزوی دستیابی هرجه زودتر به دو عامل مورد نظر
امیر هوشنگ آریان پور

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

 هم اندیش و همرزم گرامی ام جناب آقای دکتر آریان پور از نوشته شما و نقدتان به مطلب اینجانب سپاسگزارم چراکه من هم معتقدم زمانیکه خواسته های ملت یکپارچه و اعتراض آنان فراگیر شود هیچ حکومتی تاب مقاومت در برابر آنرا ندارد و مقصودم از بیان واژه"مبارزه نابرابر" به این دلایل است که همانگونه که در مطلب نیز آمده بود یک طرف ماجرا دربار ضد مصدقی بهمراه دولتهای استعماری آمریکا و انگلستان با تمام امکانات و قدرتهای ممکنه که حتی نخست وزیر جایگزین دکتر مصدق با مشاوره آنان به کاخ نخست وزیری وارد شد  و طرف دیگر ملت ایران با دستی خالی تنها با تفکر ملی و رهبری دکتر مصدق که در آن مقطع استعفای ایشان پذیرفته شده بود و عملا هیچ سهمی در قدرت نداشت قرار داشت با این حال نتیجه حرکت ملت ایران پیروزی در برابر تمامی این قدرتها بود و نیز به سخنان شما اعتقاد دارم چرا که پس از این پیروزی هر حکومتی باید بداند چه با داشتن حامیان خارجی و چه بدون آن باید تسلیم خواست ملت شود  چهار نمونه ای که در نوشته شما وجود دارد کاملا درست و گویای همین واقعیت است که موارد فراوان دیگری از این دست وجود دارد .

نوشته شده توسط خادم وطن در 11:48 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سوم مرداد 1387

حوادث سهمگين در صورت نپذيرفتن تعليق
گفت و گوي داوود هرميداس باوند با روز - سه شنبه 1 مرداد 1387 [2008.07.22]

نادرايراني

محمود احمدي نژاد از پيشرفت مذاكرات درژنو صحبت مي كند، درحالي كه اخبار منتشر شده در رسانه هاي ‏خارجي نه تنها حاکي از "پيشرفت" نيست بلکه بيانگر آن است که "اگر ايران تا دوهفته ديگر جواب آري يا ‏خير ندهد"، خواه ناخواه پرونده ايران واردمرحله جديدي خواهد شد. دراين باره با دكتر داوود هرميداس باوند، ‏دبيركل جبهه ملي ايران مصاحبه اي کرده ايم. به باور وي درشرايط كنوني، عدم پذيرش تعليق غني سازي ‏مترادف با حوادث "بسيار، بسيار سهمگيني" براي ايران خواهد بود.‏


‎‎آقاي دكتر باوند رويدادهاي منطقه مانند تبادل اسرا ميان حزب الله و اسراييل تا چه اندازه مي تواند ‏در مذاكرات ايران با غرب تاثيرگذار باشد؟‎ ‎

رويدادهاي جديدمنطقه تا حدودي فضا را درجهت حل مشكلات مساعد كرده است. مذاكرات سوريه با اسراييل ‏و كشورهاي اروپايي، تفاهم ميان حزب الله واسراييل براي تبادل اسرا وبازماندگان و يا ميان حماس با اسراييل ‏که از طريق مصر انجام گرفت، فضارا تا حدودي درجهت تعديل نسبي آماده كرده است. بنابراين شايد امروز ‏مسئله ايران كه داراي تكنولوژي هسته اي است مهمترين مسئله در منطقه وجهان باشد.‏


‎‎آيا اين تحركات در آمريكا نيز مشاهده مي شود؟‎ ‎

بله در خود كنگره آمريكا هم چه از سوي دموكرات ها وچه از طرف جمهوريخواهان، نظراتي مطرح شده ‏مبني براينكه به مصلحت آمريكا است که وارد نوعي مذاكره با ايران بشود. بنا براين دولت بوش با بهره ‏گيري از فضاي به وجود آمده، و درعين حال براي اينكه خواسته برخي از افراد كنگره را هم تامين كرده ‏باشد، به عنوان يك امتياز بسيار حاشيه اي به ايران وارد مذاكرات شد. همانطور كه مي دانيد آمريكا بارها ‏اعلام كرده بود مادام كه ايران غني سازي را تعليق نكند، وارد مذاكره نخواهد شد. بنابراين اين خود امتياز ‏كوچكي از لحاظ رواني وسياسي تلقي مي شود. ‏


‎‎مفهوم اين تلقي چيست؟ شركت نيكلاس برنز در اين مذاكرات چه معنايي دارد؟‎ ‎

يعني به اين ترتيب هم خواست برخي از اعضاي كنگره براي رفتن به سوي مذاكره با ايران برآورده شده، هم ‏مي تواند يك تعديل نسبي در رابطه با ايران تلقي شود. به همين دليل مشاركت برنز معاون وزيرخارجه آمريكا ‏در مذاكرات، به جو كنفرانس اعتبار بيشتري بخشيد.‏


‎‎دركنفرانس ژنو به ايران دوهفته فرصت دادند كه به بسته پيشنهادي غرب جواب آري يا خير ‏بگويد. به نظر شما اگر ايران بسته پيشنهادي را نپذيرد با چه شرايطي مواجه خواهد شد؟‎ ‎

ببينيد اگر قرار بود طرفين برمواضع اوليه خود ايستادگي كنند مذاكرات ديپلماتيك ديگر معنايي نداشت؛ چون ‏از قبل مي دانند مواضع اصلي آنان چيست. اما وقتي مي پذيرند وارد مذاكره شوند، يعني اين آمادگي به طور ‏بالقوه براي ايجاد تعديل نسبي درمواضع به وجود آمده است، به همين دليل هم درمذاكرات شركت مي كنند تا ‏به يك تفاهم وتوافقي دست يابند. درسياست، كلمه هايي مانند هرگز، غيرممكن، و...وجود ندارد. اين واژه ها ‏شايد براي مصرف هاي داخلي وامثالهم بد نباشد. ولي براي مذاكرات در محدوده بين المللي بي معني است. از ‏اين رو وقتي ايران درمذاكرات شركت ومتقابلا بسته اي را پيشنهاد كرده است، نشان دهنده اين است كه ايران ‏داراي اين آمادگي است كه مذاكرات را به پيش ببرد. همانطور كه مي دانيد طرف مقابل هم تعديل هاي ‏كوچكي را ارائه كرده است. مثلا سولانا موضوع تعديل درمقابل تعديل را مطرح كرده است يا آمريكايي ها ‏موج اول سياست خود را تا اندازه كمي شكسته اند و برنز در مذاكرات شركت كرده است، درعين حال آنان ‏انتظار دارند طرف مقابل هم به همين نسبت درنگرش خود تعديل به وجود بياورد. به نظر من اين خود ‏فرصتي است. يعني با توجه به تحولاتي كه درافق منطقه پديدار شده، فرصتي است كه ايران تعديل بسيار نسبي ‏را بپذيرد تا مذاكرات به نتيجه مرضي الطرفيني منتهي شود. ‏


‎‎آقاي دكتر همه مسئله دراين است كه اگر ايران اين انعطاف را به خرج ندهد وتن به تعليق ندهد چه ‏اتفاقي روي خواهد داد؟‎ ‎

اگر ايران تصور كند استمرار استراتژي تهاجمي به دستاوردها وفرآيندهاي بهتري درآينده منتهي خواهد شد، ‏من فكرمي كنم اين تصور غلطي است. به عبارت ديگر اگر دولت ايران دراين دوهفته پاسخ مثبت ندهد، ‏مشروعيتي به نفع آمريكا و ديگران به وجود خواهد آورد و آنان به اين موضوع استناد خواهند كرد كه راه ‏هاي مسالمت آميز را طي كرده اند، تعديل هايي را هم درموج اول خود انجام داده اند ولي راه به جايي نبرده ‏اند. بنا براين زمينه بسيار مساعدي براي قطعنامه چهارم شوراي امنيت و همچنين تحريم هاي يكجانبه نه تنها ‏آمريكا بلكه اتحاديه اروپا ـ فراتر از آنچه راجع به بانك ملي انجام دادند ـ به وجود خواهد آمد. به عبارت ديگر ‏در اين موضوع اجماع جهاني عليه ايران به طوركامل شكل خواهد گرفت. ‏


‎‎آيا آمريكا هم از موضع خود در برابر ايران عدول خواهد كرد؟ به عبارت ديگر اين امكان وجود ‏دارد كه آمريكا ديگر به دنبال تعليق نباشد؟‎ ‎

البته مسايل ديگري نيز درارتباط با ايران وجود دارد كه بايد به آن ها توجه كنيم. آمريكا در زمان كلينتون به ‏كشورهاي تهديد كننده مانند ليبي وسوريه، ايران، كره شمالي وعراق اشاره كرده بود. در اين ميان مسئله ليبي ‏حل شده، موضوع كره شمالي در آستانه حل شدن قرار دارد، تاسيسات سوريه را از بين بردند ضمن آنكه ‏دربرابر اين كشور مذاكرات جديدي با اسراييل قرار گرفته كه به احتمال قوي آنان راه خود را در اين زمينه ‏دنبال خواهند كرد، عراق نيز مسئله اش به شكل ديگري حل شد. بنا براين اگر مسئله تكنولوژي هسته اي هم به ‏تفاهمي منتهي بشود مديريت منازعه بوش موفق خواهد شد. در مورد مسئله حمايت از تروريزم هم اگر مسئله ‏سوريه و سازمان آزاديبخش فلسطين، بخصوص سوريه حل شود بار سنگيني از روي دوش ايران برداشته مي ‏شود. زيرا ايران متهم است كه از گروهاي تروريستي خاورميانه حمايت مي كند.اگر سوريه وارد صلح با ‏اسراييل شود، چارچوب حزب الله عوض مي شود، و حزب الله درساختار داخلي لبنان بيش از گذشته سعي مي ‏كند جايگاه خود را گسترش بدهد. بنابراين ابزاري به نام حزب الله دربرابر اسراييل آن ضرورت وجودي خود ‏را از دست مي دهد. اتهام به ايران نيز نسبت به گذشته بي رنگ تر مي شود. ‏


‎‎يعني مي خواهيد بگوييد احتمال انتخاب مك كين بيشتر خواهد شد؟‎ ‎

بله اينها براي آقاي بوش كه چند ماهي بيشتر به پايان رياست جمهوري وي باقي نمانده است دستاوردهاي قابل ‏ملاحظه اي محسوب خواهد شد و درنهايت احتمال اينكه آقاي مك كين به كرسي رياست جمهوري تكيه بزند ‏بيشتر خواهد شد. ‏


‎‎حقوق بشر وامثال هم دراين ميان از چه وزني برخوردارخواهند شد؟‎ ‎

مسايل حقوق بشر وديگر مسايل مطرح، براي كشورهاي 1+5 از جمله براي روسيه وچين از وزن مساوي ‏برخوردار نيستند وبراي آنان چه بسا اصلا مسئله حقوق بشر مطرح نيست. بنا براين مسئله حقوق بشر مسئله ‏اي صرفا غربي است و آن نيز موكول مي شود به حركت جديدي كه در آمريكا برروي كار خواهد آمد. لذا اگر ‏ايران بسته را نپذيرد مشروعيت قوي تري براي اقدامات بعدي آمريكا وهمراهانش به وجود خواهد آورد.چه ‏دربعد قطع كامل ارتباطات و چه دربعد تحريم هاي اقتصادي، فرآيند يكساني طي خواهد شد. قطع ارتباطات با ‏استناد به ماده 41 منشور، دريايي، زميني و هوايي است. به عبارت ديگر كليه صادرات وواردات از جمله ‏صادرات نفت و گاز در سايه تحريم هاي اقتصادي متوقف مي شود. ‏


‎‎آقاي دكتر ديدار رييس ستاد مشرك اسراييل از واشنگتن در اين شرايط را چگونه ارزيابي مي ‏كنيد؟ به ويژه از اين نظر كه درمذاكرات ژنو نيز به ايران دوهفته بيشتر براي پاسخ آري يا نه فرصت نداده ‏اند.‏‎ ‎

ببينيد بعد از اين تحريم ها امكان استفاده سخت افزاري هم از نظر افكارعمومي داخلي آمريكا و هم از نظر ‏افكارعمومي جهاني فراهم مي شود. درحال حاضر كنگره آمريكا قطعنامه اي را راجع به تحريم هاي گسترده ‏تر تصويب كرده است. اين درحالي است كه سابق براين كنگره درموضع انتقاد از دولت بود اما درشرايط ‏كنوني كنگره اي كه دموكرات ها درآن اكثريت دارند، سريعتر از دولت بوش حركت مي كند. بنا براين زمينه ‏براي استفاده سخت افزاري كه قبلا دركنگره، افكارعمومي آمريكا و جهان وجود نداشت اكنون درحال فراهم ‏شدن است. افكارعمومي جهاني هم درحال بسيج شدن است. تجلي افكارعمومي جهاني درشوراي امنيت است ‏زيرا شوراي امنيت نماينده جامعه جهاني است از اين رو اگر ايران تعليق را نپذيرد اين شورا به سوي ‏رفتارهاي سخت تري حركت خواهد كرد. البته اين به معناي آن نيست كه به سرعت متوسل به استراتژي ‏سخت افزاري خواهند شد زيرا جنبه هاي اقتصادي اولويت پيدا خواهد كرد، ولي احتمال آن بسيار نزديك تر ‏وقوي تر خواهد شد.‏


‎‎به طور كلي جواب ايران را دردوهفته آينده چگونه پيش بيني مي كنيد؟‎ ‎

فكر مي كنم ايران نيازمند يك ارزيابي همه جانبه اي نسبت به مواضع فرقه اي داخلي خويش است. مثلا آقاي ‏لاريجاني هنوز هم برهمان مواضع اوليه خود پايدارمانده است. به نظر من مصالح مملكت اقتضا مي كند قبل ‏از اينكه ايران به يك وضع انفعالي دچار بشود ـ سابقه نشان داده است كه فرصت ها را دربهترين شرايط از ‏دست داده ودر بدترين شرايط اوضاع را پذيرا شده ايم ـ از اين روقابل پيش بيني است كه توانايي ايستادگي ‏ايران پايدار نخواهد بود. بلكه دربدترين شرايط ما پذيراي وضعيتي خواهيم شد كه ممكن است بعد از ‏رويدادهايي باشد كه براي مردم ايران بسيار نامطلوب خواهد بود. آنان نيز بسيار زيركانه به صورت دست ‏جمعي سعي كرده اند شرايط را به نحوي درجهت اقدامات بعدي خودشان فراهم كنند كه مشروعيتي هم ازحيث ‏جلب وجذب افكاربين المللي و هم از لحاظ مردم وكنگره آمريكا كسب كرده باشند. لذا ايران بايد قادربه ‏تشخيص تغييرات منطقه و فرصت هاي به وجود آمده باشد.درغير اين صورت من فكر مي كنم ما با يك ‏مشكلات بسيار بسيار سهمگيني روبروخواهيم شد. ‏


‎‎شما فكر مي كنيد كه اگرايران تعليق را بپذيرد، آيا اين موضوع هموزن پذيرش قطعنامه 598 ‏هست يا خير؟‎ ‎

اين بحث ماهيتا متفاوت است. يك تبليغات داخلي ايجاد شده كه از زمينه هاي چنين مقايسه اي برخوردار نيست. ‏مثلا سعي شده كه مسئله هسته اي به عنوان يك مسئله ملي تلقي شود به نحوي كه مردم ايران همه پشت سر اين ‏موضوع هستند. درواقع چنين موضوعي مشاهده نمي شود. مردم ايران درشرايط كنوني آن اندازه ازمشكلات ‏اقتصادي دررنج هستند كه مسئله هسته اي دربرابرآن موضوعي محسوب نمي شود. همچنين مشكلات باعث ‏شده كه مسئله هسته اي ايران ازمقبوليت اجتماعي گسترده برخوردار نشود. ‏


‎‎پس قطعنامه 598 يا ملي شدن نفت از چنين وزني برخوردار بودند؟‎ ‎

بله قطعنامه 598 از اين لحاظ داراي وزن بود كه ايران به فرصت هاي تاريخي طلايي، درنتيجه فداكاري ها ‏و از خودگذشتگي هاي مردمي دست يافته بود. مثلا ايران مي توانست به عنوان يك فاتح پشت ميز بنشيند. ‏يعني بخصوص اگر ايران بعد از آزادسازي خرمشهر پشت ميزنشسته بود درمنطقه مي توانست زلزله ايجاد ‏كند. اين موضوع به طورخود به خودي به صدورارزش ها نيز منتهي مي شد. اما ايران از اين فرصت استفاده ‏نكردو درنهايت يك جنگ طولاني به همراه كشتاروويراني هاي بسيار را پذيرا شد.‏‎ ‎حتي قطعنامه 598 زماني ‏صادر شد كه ايران فاو را گرفته بود ودر موضع برتر قرارداشت. اما ما درآن تاريخ هم حاضر نشديم قطعنامه ‏را بپذيريم، لذا زماني كه از فاو هم اخراج شديم و با استفاده از سلاح هاي شيميايي، عراقي ها به طوركلي ‏برتري هايي را درجبهه ها كسب كردند، دراين شرايط بسيار بد، ايران قطعنامه 598 را دريك حالت انفعالي ‏پذيرفت. بنابراين اگربخواهيم مقايسه اي صورت بدهيم، پذيرش قطعنامه 598 براساس تغيير يك شرايط ‏پيروزمندانه و تبديل آن به يك شرايط كاملا انفعالي وتحميلي صورت گرفته بود. اما دراين جا اين موضوع ‏مصداق ندارد. چون براي ايران حق داشتن آب سبك را پذيرفته اند. بنا براين اين موضوع براي ايران شكست ‏تلقي نمي شود. من تاكيد دارم كه ارزيابي ها را بايد درپرتوشرايط و اوضاع واحوال وقت مطرح شود ونه به ‏صورت انتزاعي وتجريدي. در اين شرايطي كه مردم ازتوسل به ابزارسخت افزاري عليه ايران با توجه به ‏پيامدهاي سهمگين آن نگراني دارند بنا براين هرتصميمي قبل از هرچيزي مرتبط با اين نگراني خواهد بود. لذا ‏من فكر نمي كنم پذيرش تعليق، قابل مقايسه با قطعنامه 598، يا ملي شدن صنعت نفت يا پس دادن گروگان ها ‏باشد. ‏
نوشته شده توسط خادم وطن در 9:15 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سوم مرداد 1387

مصاحبه اختصاصی آژانس خبری کوروش با رئیس هیئت رهبری جبهه ملی ایران، استاد ادیب برومند

خبرگزاری کوروش :استاد برومند سپاس فراوان از این فرصتی که به ما داده اید. لطفا بفرمایید فعالیت ها و دستاوردهای جبهه ملی در ظرف پانزده سال گذشته چه بوده است؟
ادیب برومند: در ظرف مدت پانزده سالی که جبهه دوباره به شکل آشکار در صحنه سیاست ایران به عنوان اپوزیسیون فعالیت داشته است، با این که در محدودترین و سخت ترین شرایط فعالیت قرار داشته، و با وجود تنگناها، به ایفای اقدامات زیادی از جمله موارد زیر توفیق یافته است:
1- اعلام مواضع خود به صورت مستدل، قاطعانه و بهنگام در کلیه موارد نقض منافع ملی، نقض حقوق شهروندی، سیاستها و اقدامات منتهی به رویارویی و تحریم علیه ایران، هزینه درآمدها و سرمایه های ملی در داخل و خارج کشور در تضاد با منافع و نیازهای کشور و بدون پاسخگویی و نظارت، فراهم آوردن اسباب فساد اداری و مالی، بیکاری، فقر، اعتیاد، فحشاء، انتخابات فرمایشی، سلب آزادی بیان و مطبوعات و عدم رعایت اصول حقوق بشر. این مواضع بصورت دهها بیانیه منتشر شده است و توسط برخی اعضاء در مصاحبه ها و سخنرانی ها و مقاله ها تاکید و ترویج یافته است.
2- ایستادگی بر اصول بنیادین و باورها و آرمانهای جبهه ملی ایران با وجود تهدیدها و هشدارهای متعدد، احضار، بازداشت و زندانی کردن شخصیت های فعال جبهه مانند شادروان ورجاوند، و آقایان باوند، درودی و زعیم.
3- انتشار 168 شماره نشریه پیام جبهه ملی با وجود حساسیت و هشدارهای امنیتی و احضار و اخطار به فعالان دست اندر کار چاپ و توزیع آن.
4- تشکیل پلنوم 1382، که منجر به نخستین انتخابات اعضای شورای مرکزی پس از انقلاب شد، و تشکیل دو کمیسیون تدوین اساسنامه و منشور. تصویب هفت اصل اعتقادی جبهه ملی ایران که در اساسنامه گنجانده شده است.
5- تشکیل جلسات شورای مرکزی بطور مرتب که در آن مذاکره و تبادل نظر درباره موضوعات روز کشور و مسائل تشکیلاتی داخل جبهه انجام می گیرد.
6- تدوین و تصویب منشور جبهه ملی ایران که برای نخسین بار سیاست کلان جبهه را برای آینده کشور تعیین کرده و خط مشی سیاسی جبهه را روشن کرده است.
7- انتخابات هیئت رئیسه شورای مرکزی و هیئت های رهبری و اجرایی هر دو سال یک بار انجام گرفته است.
8- البته گسترش کمی جبهه و جذب هواداران بی شمار جبهه جهت ورود و فعالیت در سازمانها به علت فشارهای امنیتی و جلوگیری از اجتماعات و تهدیدهای مستمر، و نیز رعایت جبهه ملی برای جلوگیری از مزاحمت های امنیتی نسبت به هواداران بویژه دانشجویان و جوانان، بر وفق دلخواه نبوده است.
9- هنگامی که زمین لرزه وحشتناک بم شمار زیادی از ساکنان آنجا را به هلاکت رسانید و با مشاهده کاهلی دولت در امداد رسانی، جبهه ملی ایران در صدد یاری رسانی برآمد و از آنجا که آب آشامیدنی بم بکلی قطع شده بود، با گردآوری کمک های مالی از اعضاء و هواداران داخل و خارج کشو اقدام به حفر دو حلقه چاه آب برای تامین آب آشامیدنی شهر نمود که اهالی شهر را سپاسگزار جبهه ملی ایران نمود، هرچند که مسئولان پس از چندی تابلو اهدایی با نام جبهه ملی را کندند.
خبرگزاری کوروش :با توجه به صحبت های یکی دو ماه گذشته در مورد رهبری جبهه ملی ایران و برای رفع هر گونه ابهامی ٬ لطفا چگونگی رهبری در جبهه ملی ایران را شرح دهید.

ادیب برومند: طبق اساسنامه جبهه ملی٬ شورای مرکزی٬ هیئت رهبری را که پنج نفر هستند با رای مخفی و اکثریت حاضران در جلسه برای مدت دو سال انتخاب می کند. این هیئت از یک رییس و یک نایب رییس و یک منشی تشکیل می شود و وظیفه اش سیاستگزاری جبهه و بحث در مسائل مطروح مملکتی و بررسی اوضاع و تنظیم خط مشی سیاسی و اعلام مواضع پیشنهادی خود در مورد مسائل خارجی و داخلی کشور به شورای مرکزیست. تعیین سحنگوی جبهه و انتخاب مسئول نشریه ارگان با هیئت رهبریست که از میان خود بر می گزینند. اعضای هیئت رهبری کنونی عبارتند از عبدالعلی ادیب برومند، عباس امیر انتظام، داود هرمیداس باوند، علی رشیدی و ناصر فربد.
خبرگزاری کوروش : جبهه ملی ایران حزب است یا بستر است؟
ادیب برومند: جبهه ملی ایران به عنوان حزب بنیانگذاری نشده بوده است. جبهه ملی اکنون با وجود اینکه به جبر شرایط زمان تشکیلات سازمانی منسجمی یافته است، ولی بستر گسترده ایست برای حذب حزب ها، جمعیت های سیاسی و مدنی و شخصیت ها. شرط عضویت در جبهه، اکنون پذیرش منشور جبهه و اصول هفتگانه آن است. بدیهی است که صلاحیت اخلاقی و اجتماعی درخواست کنندگان عضویت تا حد امکان منظور نظر خواهد بود. اعلام هواداری تشکلها و کانونهای حرفه ای و صنفی و اتحادیه ها نیز مورد پذیرش است.
خبرگزاری کوروش : ساختار تشکیلاتی جبهه ملی در ایران به چه صورت است؟
ادیب برومند: برابر با اساسنامه جبهه ملی ایران، سلسله مراتب تشکیلاتی جبهه عبارت است از: کنگره، پلنوم یا مجمع عمومی سازمانهای جبهه، شورای مرکزی برگزیده کنگره یا پلنوم که تا پنجاه نفر می تواند عضو داشته باشد که 35 نفر آن در کنگره یا پلنوم انتخاب می شوند. در حال حاضر، شورای مرکزی به علت درگذشت سه نفر از اعضای آن با 32 نفر عضو دارد. سپس هیئت 5 نفره رهبری و هیئت 7 نفره اجرایی است که منتخب شورای مرکزی هستند. کمیته های استانی از نمایندگان سازمانهای هر استان تشکیل می شود و سازمان های شانزده گانه جبهه، مانند سازمانهای استادان و پژوهشگران، پزشگان، حقوقدانان، جوانان و دانش آموختگان، روزنامه نگاران، زنان، مهندسان، نویسندگان و هنرمندان و غیره که هر کدام حداقل یکبار در ماه تشکیل جلسه می دهند و می توانند خود کمیته های تخصصی تشکیل بدهند.
خبرگزاری کوروش : اوضاع جبهه ملی در خارج کشور چگونه است؟
ادیب برومند: جبهه ملی ایران خود در خارج از کشور هیچ تشکیلاتی ندارد، ولی هواداران جبهه در کشورهای مختلف به تشکیل سازمانهایی به نام جبهه ملی دست زده اند که چون ما در تهران هیچگونه وسیله ای برای شناسایی و کنترل سازمانی آنان نداریم، نمی توانیم رابطه تشکیلاتی با آنها برقرار کنیم. در هر حال، ما از همه سازمانهایی که در خارج از کشور به نام جبهه ملی ایران فعالیت می کنند انتظار داریم که منشور جبهه ملی ایران را سرلوحه اقدامات خود قرار دهند و مواضع و سیاستگذاری های خود را در راستای مواضع و سیاستگذاری های جبهه ملی ایران در تهران انجام دهند.
خبرگزاری کوروش : با آرزوی پیروزی برای ملت ایران باز هم از شما برای این گفتگو سپاسگزاری میکنیم .

نوشته شده توسط خادم وطن در 9:12 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یکم مرداد 1387